
s.a.h
۱۰
با نبودِ شجاعت دیگر هیچ ندارید. امیدی که همراه با ترس باشد، خطرآفرین تر از هر ناامیدی و یاس است.
Vaseghi Mohsen
۷
او پیش از این خود را به مرگ سپرده بود، در آوردگاه همچو نعشهای بی جان همبستر با خاک بود، ازینرو دیگر ترسی از مرگ و مردن نداشت.
به خنده ای که نشان از بی اعتنایی او به چنگالِ گشودۀ فرشته اجل بود، دست مشت و عزم استوار کرد، و به نیتِ پرش از دره ای که رو به رویش هیچ آشکار نبود گام پس نهاد و برای یک جهشِ دورخیز، قدم به عقب گذاشت.
سید کتابی
۴
گفت: جوان همه ما بر لبۀ گور هستیم، چه تو ای جوان چه من پیرِ سال دیده، خود را دور از مرگ نبین، مرگ نزدیکترین یار و همدم زندگان است.
Meisam Soheili
۳
به خنده ای با خود گفت: ای روزگار ای روزگار، برای رهایی از هر بلا، باید بر بلایی دیگر چیره شوم، آفت پشت آفت، آفندهای پی درپی. اندیشه ات را خواندم و به نیکی بر کردارت آگاه شدم ای روزگار. دیگر می دانم که افتادن در دام درین دهرِ پرپیچ و خم حتمیست، گرفتارِ آفت شدن امریست بایسته و گریزناپذیر. اما راهِ رهایی در دل هر آفت پنهان است، اینست رسم این دهرِ خشن روی خوش باطن.
علیرضا
۳
گفت: برو وقت تنگ است و هنگام رفتن. فاصله را چه کار داری، هوش و حواست به هر قدم باشد، هرگز دوری راه را به دیده نیاور. باید هدف را در اندیشه بنگری اما چشمت تنها بر گامهایت بچرخد، دور از قدمهایت به هیچ کجا ننگر که اینگونه راه بسیار جلوه می کند و از گام نهادن باز می ایستی، بدینسان آهنگ و هدف زیر گامهایت می باشد، نه دور از هر قدم که هرگز به آن نخواهی رسید.
محمد
۳
ترس را می توان از زورگویی شناخت پس آنکه زورگوتر است ترسوترین نیز هست. جنگ را با او آغاز کن.
eli
۲
حکایتی در بابِ فرماندهی قهار و پیشاهنگ شکن است، که پس از پیروزی در یک پیکارِ مرگبار، به همه کشی و کشتار رو می آورد.
علیرضا
۲
نگاهی به طاقِ کیوان افکند، پس آنگه گفت: که بی شک کژیِ و خمیدگی این آسمانِ بلند به سبب آموزهای سنگین آنست.
F.Mirshahi
۲
به نام آن جهانداری که از خوی خود بر جانِ جملگی جنبندگانِ جهان دمید. جاندارانی که جز یک مخلوق، بی آز زندگی، بی طمع تلاش، بی حسد دوستی و بی کبر کار می کنند و به کردار نیک با یگانه خالقشان در پیوندند.
آن آفریده ای که به هزار نفرت خوی خداوندی را از نهاد خود بر کند و سودای برتری در اندیشه پروراند و از صفِ مخلوقات جدا شد و راه گم کرد و به طریق خودپرستی افتاد و بدنبال طعامِ زودرس و معاشِ آسان و بی زحمت گشت، نامش آدمیست.
Mrxamani
۱
ایران میان دندان کفتاران گرفتار شده، اما شما نه میهن می شناسید و نه رسم پدر می دانید. آری سبزه زار دشتِ رشادت به هرزه آلوده گشته، نخجیرگاه نامداران تهی از هر شیر شده و کفتار خود را شیر پنداشته، بی جهت می کشد و بی دلیل می درد و فرمان به زور می راند. چو شغلانِ تشنه به هر سو می روید و می جنگید و ایران زیر سمِ اسبان و تیغهایتان در حال جان دادن است و تکه پاره شدن. در جنگیدن و نبرد، پشت به دشمن کردید و تیغ روی خود افراختید
محمد
۰
دوری راه را به دیده نیاور. باید هدف را در اندیشه بنگری اما چشمت تنها بر گامهایت بچرخد،
محمد
۰
بخت و اقبال چو بردگانی هستند در بارگه شجاعت.
محمد
۰
شروعِ هر جنگ و آغازِ هر نبرد را باید به دستِ سرنوشت سپرد نه به خویِ خونخواهی.
محمد
۰
برای رهایی از هر بلا، باید بر بلایی دیگر چیره شوم، آفت پشت آفت، آفندهای پی درپی
محمد
۰
بدانید با نبودِ شجاعت دیگر هیچ ندارید.
