
٪۵۰
مرضیه ایران بان
۰
- تو واقعاً ناسپاسی، جت. همیشه بودی. برای همینه که هیچوقت به جایی نرسیدی.
جت بهتندی برگشت سمت او و گفت: «اوه و تو به جایی رسیدی؟ چون تا جایی که من میبینم، تنها جایی که رفتی تختِ برادرِ منه.»
مرضیه ایران بان
۰
همهچیز تمام شده بود.
شکست خورده بود.
جت همیشه شکست میخورد؛ چرا فکر کرده بود اینبار فرق دارد؟