جملات زیبای کتاب بازی های میراث (کتاب چهارم، برادران هاثورن) | طاقچه
تصویر جلد کتاب بازی های میراث (کتاب چهارم، برادران هاثورن)
off
٪۷۰

کتاب بازی های میراث (کتاب چهارم، برادران هاثورن)

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۶۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
جنیفر لین بارنز، نجلا محقق
انتشارات: 
نشر نون
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
pantea.yd
۳۵
هیچ چیز اهمیت نداشت، مگر اینکه خودت اجازه می‌دادی داشته باشد.
pantea.yd
۳۳
«هر کاری که ارزش انجام دادن داشته باشه ارزش خوب انجام دادن داره. و هر چی که خوب انجام بشه می‌تونه بهتر هم انجام بشه.»
pantea.yd
۳۲
زندگی یه بازیه. و تنها تصمیمی که می‌تونی بگیری اینه که قصد داری برای بُرد بازی کنی یا نه.
کاربر 82
۲۹
«روی چیزی شرط‌بندی نکن که توان از دست دادنش رو نداری، جیمسون هاثورن.
red rose
۲۴
«این لغزش نیست، گری. این زندگی کردنه.»
n.m90
۱۶
«هیچ چیز دردناک نیست، مگه اینکه خودت اجازه بدی. هیچ چیز مهم نیست، مگه اینکه خودت اجازه بدی.»
red rose
۱۳
«لحظاتی توی زندگی هستن که بهمون فرصتی اعطا می‌شه تا از خودمون خارج بشیم. دنیا رو از نو ببینیم. چیزی رو ببینیم که از چشم بقیه دور می‌مونه.»
n.m90
۱۳
گاهی ساده‌ترین راه دروغ‌گویی گفتن حقیقت بود.
لنا
۱۲
«نمی‌خوام دوباره بشکنم.» گریسون حالا می‌توانست این را پیش آن‌ها اقرار کند. زندر توصیه کرد: «وانمود کن قلبت یه استخونه. کِی تا حالا یه استخونِ شکسته جلوی یه هاثورن رو گرفته؟ بهش فرصت بده، شکستگی بعد از جوش خوردن قوی‌تر می‌شه.»
لنا
۱۱
این رو به یاد داشته باشین. همین که شروع کنین به شک کردن به خودتون، شکست می‌خورین.
Mamad_ATS
۷
این اتفاقیه که وقتی ده قدم جلوتر رو نمی‌بینی، می‌افته. وقتی اجازه می‌دی احساساتت مانع ایجاد کنن. وقتی به خودت اجازه می‌دی حواست پرت بشه.
لنا
۶
«هیچ چیز مهم نیست، مگه اینکه خودت اجازه بدی.»
Mamad_ATS
۶
«چیزی رو که نیازی به پیچیدگی نداشت پیچیده کردی؟ و به همین دلیل، توی مشاهدۀ تصویر کلی شکست خوردی.»
لوتوس
۶
بعضی از رازها بهتره فراموش بشن.
red rose
۵
هر چه نباشد، یک حقیقت ساده بود و تنها چیزی که پدربزرگشان به‌اندازۀ برد محترم می‌شمرد خویشتن‌داری بود.
hilda
۵
«هیچ چیز دردناک نیست، مگه اینکه خودت اجازه بدی. هیچ چیز مهم نیست، مگه اینکه خودت اجازه بدی.»
Ashley
۵
نسبت خونی به‌معنی خانواده بودن نیست
pantea.yd
۴
هیچ چیز اهمیت نداشت، مگر اینکه خودت اجازه می‌دادی داشته باشد.
لنا
۴
پیرمرد از جایی در خاطراتش زمزمه کرد: پشیمونی اتلاف وقت تو و منه
لنا
۴
تا حالا «چی می‌شد اگه» بازی کردی، گریسون؟
liana
۴
«وانمود کن قلبت یه استخونه. کِی تا حالا یه استخونِ شکسته جلوی یه هاثورن رو گرفته؟ بهش فرصت بده، شکستگی بعد از جوش خوردن قوی‌تر می‌شه.
کاربر ۲۸۶۲۷۶۷
۴
هیچ چیز ارزشمندی بدون بها به دست نمی‌آد.
Mehr
۴
زندگی یه بازیه. و تنها تصمیمی که می‌تونی بگیری اینه که قصد داری برای بُرد بازی کنی یا نه.
لنا
۳
«بیا، هاثورن. زندگی بدون غافلگیری چه ارزشی داره؟»
alae
۳
همه چیزِ ایوری او را به بهترین نحو ممکن می‌کشت.
کاربر ۹۹۲۷۴۶۰
۳
اگه تمرکزتون رو از دست بدین، بازی رو می‌بازین
کاربر ۲۸۶۲۷۶۷
۳
اگه به مردم اجازه بدی در حقت قصور کنن، ناگزیر، می‌کنن. پس، این گزینه رو در اختیارشون نذار.
کاربر ۲۸۶۲۷۶۷
۳
روی چیزی شرط‌بندی نکن که توان از دست دادنش رو نداری.
لوتوس
۳
«هر جور می‌خوای بیا و برو. این دختر الان مال توئه.»
لوتوس
۳
«هیچ وقت نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم.»