کسی که «انزجار از زندگی» و «رغبت به مرگ» را آنقدر تجربه کرده که بخواهد فنا را در آغوش بگیرد. اَمِری مینویسد «میگوییم ما به مرگ پناه میبریم. به کجا پناه میبریم؟ به هیچجا. سفری را شروع میکنیم تا به نقطهای برسیم که توان تصورش را هم نداریم.» اما رغبتمان به مرگ آنقدر بر ما چیره شده که ساحتی تصورناپذیر را به هستیِ موهن ترجیح میدهیم. برای کسانی که تمایل به خودکشی دارند، زندگی بدتر از مرگ است؛ باری است توانفرسا. هر چیزِ ملازم زندگی همین حکم را دارد. «بدن خودمان هم باری است ثقیل، همین بدنی که قطعاً ما را حمل میکند اما ما نیز ناگزیریم آن را بر گُرده بکِشیم... کارْ باری است سنگین، تفریحْ کاری است شاق.»(۴۸) همهچیز بر دوش چنین فردی سنگینی میکند.
کاربر ۶۵۰۲۵۵۵