جملات زیبای کتاب پیرمردی که داستان های عاشقانه می خواند | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیرمردی که داستان های عاشقانه می خواند

بریده‌هایی از کتاب پیرمردی که داستان های عاشقانه می خواند

۲٫۶
(۱۰)
آنتونیو خوزه بولیوار، داستان‌های عاشقانه می‌خواند و دندانساز در هر سفر خود، خواندنی‌های تازهای برای او می‌آورد. پیرمرد پرسید: «غم‌انگیزن؟» دندانساز به او اطمینان داد. «گریه‌دار. به اندازه‌ی یه رودخونه می‌تونه اشکت‌رو دربیاره!» «با آدم‌هایی که واقعا همدیگر رو داست دارن؟»
کاربر حسن ملائی شاعر
در طول روز، انسان وجود دارد و جنگل، در شب انسان خود جنگل است.
Mitir
یک بار دوست او نوشینو چنین توصیف کرد: «هیچ‌کس موفق به بند کشیدن صدای یک رعد نمی‌شود و هیچ‌کس موفق به تصاحب آسمان‌های فردی دیگر، در لحظه‌ی رهایی نخواهد شد.»
کاربر حسن ملائی شاعر
«بینوایان همه چیز را می‌بخشند، جز شکست را.»
محمد
یک بار دوست او نوشینو چنین توصیف کرد: «هیچ‌کس موفق به بند کشیدن صدای یک رعد نمی‌شود و هیچ‌کس موفق به تصاحب آسمان‌های فردی دیگر، در لحظه‌ی رهایی نخواهد شد.»
Mitir
یک ماده‌ی دیوونه شده از درد، خطرناک‌تر از بیست نفر قاتله
🦕
می‌توانست بخواند. او پادزهری برای سم مهلک پیری در اختیار داشت
🦕
برای نخستین‌بار خود را مغلوب حیوان درنده‌ی تنهایی دید.
🦕
در بررسی کتاب‌های هندسه، از خودش پرسید آیا واقعا ارزش داشت که خواندن را یاد بگیرد، و از آن عبارات، جمله‌ی بلندی حفظ کرد که در لحظات دلتنگی آن را به زبان می‌آورد: «در یک مثلث قائم‌الزاویه، وتر ضلع مقابل زاویه ۹۰ درجه است.»
🦕
مرد، برای این که مزاحمش نباشد، دور شد ولی پیرمرد چنان در خواندن کتاب غرق شده بود که نتوانست بی‌تفات بماند: - از چی صحبت می‌کنه؟ - از عشق. در برابر این پاسخ پیرمرد، مرد علاقه‌ی بیشتری به او نزدیک شد. - مسخره‌ام نکن، با زنان زیبا؟ پیرمرد یک دفعه کتاب را بست و شعله‌ی چراغ را خاموش کرد. - نه، از نوع دیگه‌ی عشق حرف می‌زنه، اون نوعی که آدم رو مریض می‌کنه.
🦕

حجم

۹۰٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۲

تعداد صفحه‌ها

۱۴۱ صفحه

حجم

۹۰٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۲

تعداد صفحه‌ها

۱۴۱ صفحه

قیمت:
۳۶,۰۰۰
تومان