جملات زیبای کتاب هیروشیما؛ شهر تباهی | طاقچه
تصویر جلد کتاب هیروشیما؛ شهر تباهی

کتاب هیروشیما؛ شهر تباهی

نوع کتاب
۲.۴ امتیاز(از ۱۴ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
محدثه
۲
ابتدا متوجه نشدیم که جراحت آن‌ها سوختگی است. آتشی وجود نداشت پس آن‌ها کجا و چگونه این‌چنین شدید سوخته بودند؟
محدثه
۲
سوختگی‌های معمولی، بخش‌های قرمز و سفید دارند، اما این سوختگی به رنگ خاکستری بود، انگار پوستشان به جای سوختن، کباب شده بود. پوست خاکستری از گوشتشان آویزان بود و به شکل نوارهایی باریک مثل پوست سیب زمینی تنوری جدا می‌شد. تقریباً همه تا کمر برهنه بودند، شلوارهایشان پاره شده بود، و بعضی تنها لباس زیر به تن داشتند. بدن‌هایشان مثل قربانیان غرق شدگی، پف کرده و متورم بود. صورت‌هایشان به شدت باد کرده بود. چشمانشان از شدت ورم، بسته شده بود و پوست کنار پلک‌هایشان شکافته و به رنگ صورتی درآمده بود. آن‌ها بازوهای پف کرده و متورمشان را مثل خرچنگی که دو چنگالش را بالا می‌گیرد، از آرنج خم کرده و در هوا نگه داشته بودند. پوست خاکستری مثل قاب دستمالی کهنه از هر دو دستشان آویزان بود.