جملات زیبای کتاب هیروشیما؛ شهر تباهی | طاقچه
تصویر جلد کتاب هیروشیما؛ شهر تباهی

بریده‌هایی از کتاب هیروشیما؛ شهر تباهی

نویسنده:اوتا یوکو
امتیاز
۱.۸از ۵ رأی
۱٫۸
(۵)
ابتدا متوجه نشدیم که جراحت آن‌ها سوختگی است. آتشی وجود نداشت پس آن‌ها کجا و چگونه این‌چنین شدید سوخته بودند؟
محدثه
سوختگی‌های معمولی، بخش‌های قرمز و سفید دارند، اما این سوختگی به رنگ خاکستری بود، انگار پوستشان به جای سوختن، کباب شده بود. پوست خاکستری از گوشتشان آویزان بود و به شکل نوارهایی باریک مثل پوست سیب زمینی تنوری جدا می‌شد. تقریباً همه تا کمر برهنه بودند، شلوارهایشان پاره شده بود، و بعضی تنها لباس زیر به تن داشتند. بدن‌هایشان مثل قربانیان غرق شدگی، پف کرده و متورم بود. صورت‌هایشان به شدت باد کرده بود. چشمانشان از شدت ورم، بسته شده بود و پوست کنار پلک‌هایشان شکافته و به رنگ صورتی درآمده بود. آن‌ها بازوهای پف کرده و متورمشان را مثل خرچنگی که دو چنگالش را بالا می‌گیرد، از آرنج خم کرده و در هوا نگه داشته بودند. پوست خاکستری مثل قاب دستمالی کهنه از هر دو دستشان آویزان بود.
محدثه

حجم

۲۹٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

حجم

۲۹٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان