جملات زیبا از متن کتاب خسوف در بیروت | طاقچه
تصویر جلد کتاب خسوف در بیروت
off
٪۵۰

کتاب خسوف در بیروت

روایت‌هایی از فقدان و تشییع سیدحسن نصرالله

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
مهدی قزلی
انتشارات: 
به نشر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کتیبه
۶
خدایا! این پرچم، این سه رنگِ پر از عشق، روزی کاغذ کادوی تابوت چوبی‌ام باشد...
سادات
۱
بله، قربانیِ این جمعیت، عزیزترینِ عزیزانش بود.
سادات
۰
خون، خونِ تازه، حرکت این آدم‌ها را سریع‌تر کرده است،
فاطمه امیری
۰
توی کوچه‌های تنگ ضاحیه پیچ پیچ می‌خوردیم. بلوک ساختمان‌ها مثل دندان‌های نامرتبی بودند که جرم‌گیری لازم داشتند. بین‌شان هم یک‌دفعه یک ساختمان فروریخته بود، دندانی شکسته.
فاطمه امیری
۰
ما اینجا پسرها را بزرگ می‌کنیم که شهید شوند.
فاطمه امیری
۰
مارون‌الرأس فقط چند دقیقه با بنت‌جبیل فاصله دارد. از یک جایی راه آسفالت خاکی شد. قبلاً این مسیر خاکی نبود. بلدوزرهای اسرائیلی آسفالت‌ها را خراب کرده بودند.
فاطمه امیری
۰
وقتی سوار ماشین شدیم و دور زدیم، تازه متوجه درخت‌ها شدم، درخت‌هایی که از ریشه درآورده شده بودند. معلوم بود چیزی مثل بولدوزر تیغه‌اش را گذاشته به کمر درخت‌ها و فشار آورده تا درخت خم شود و بن‌کن. ریشهٔ درخت‌های افتاده از خاک بیرون مانده بود. اسرائیل حتی با قطع درخت‌ها می‌خواهد دلبستگی و وابستگی و امید مردم را از بازگشت قطع کند. زنده باد دین و آیینی که پیامبرش موقع جنگ به سربازان دستور می‌داد درخت‌ها را قطع نکنید. فکر می‌کنم اسرائیلی‌ها هم این حدیث پیامبر را خوانده بودند!
مهناز کوشکی
۰
اولین باری که رژهٔ کشافه المهدی را دیدم، در تشییع شهید احمد درویش بود. حدوداً ۵۰ پسربچهٔ نوجوان از ۱۲ تا ۱۸ ساله در صف‌های منظم با تابلوهایی بزرگ از تصاویر شهدای ایران و لبنان، مثل سیدعباس موسوی و حاج قاسم و بقیه، به انتظار شروع مراسم ایستاده بودند. عکسی قدیمی از امام و آقای خامنه‌ای به دکمهٔ جیب سمت چپ پیراهن‌های خاکی‌شان وصل بود و درست بالای عکس، پرچم کوچکی از لبنان دوخته بودند. وقتی رژهٔ بچه‌ها شروع شد، انگار اولین پیام مقاومت به دشمن نیز ارسال شد، که «اگر حالا این شهید را بدرقه می‌کنیم، کسانی هستند که قرار است به اقتدای او با تو بجنگند.»
zahra rezaei
۰
اینجا ایرانی بودن از منتهاالیه شمال‌غرب کشور در میان آذری‌زبان‌ها، تا منتهاالیه جنوب‌شرق کشور در گواتر بلوچستان یک هویت هم‌بستۀ یکپارچۀ ملی را تشکیل می‌دهد که همه رقم تفارق و تنوعی را اگر برخاسته از مرض و غرض نباشد، در خود حل می‌کند. ما در میان این اقیانوس شناوریم و نمی‌فهمیم. این اقیانوس در لبنان وجود خارجی ندارد. ساختار مقاومت در چنین محیطی خلق هویت کرده است. آنچه برای مقاومت و شخص سیدحسن در تمام سه دههٔ گذشته خط تفارق و مظهر و مصداق «غیریت» (از ما نبودن) محسوب می‌شد، همگرایی و همکاری و همراهی با دشمن اسرائیلی بود. دشمنی که از دههٔ ۵۰ شمسی تا الان هر تسمه‌ای که خواسته از گردۀ جامعۀ فرقه فرقهٔ لبنان کشیده و هیچ‌کس هم نبوده که بگوید «خرت به چند من؟» مقاومت در چنین فضایی همه را «ما» یِ خودش محسوب می‌کند.