
بریدههایی از کتاب فروشگاه فرصت دوباره
۳٫۵
(۶۶)
آدمی که همیشه دنبال کوچکترین خطای دیگران میگردد، هرگز ذرهای به رفتار خودش فکر نمیکند
غَزال_ک
آخرسر، زندگی به روابط میرسید و روابط به گفتوگو.
𖤐
اینکیونگ فکر کرد: آدمهای خوب آدمهای خوب تربیت میکنن.
Aisan
مگر اعضای یک خانواده مثل مشتریهایی نیستند که در مسیر زندگی با آنها آشنا میشویم؟ اگر با آنها هم مثل مشتریها، چه مشتریهای خوب و چه آن دردسرسازها، مؤدبانه رفتار کنیم شاید کمتر به یکدیگر آسیب بزنیم.
𖤐
خوشبختی این نیست که توی جاده در راه رسیدن به چیزی باشیم؛ خوشبختی خودِ جادهست. میگفت که باید مهربون باشیم، چون هرکسی داره توی جنگ سخت خودش مبارزه میکنه
Aisan
«توی زندگی... هیچچیزی صددرصد نیست.»
akikohasti
این فکر باعث شد سنوسالش را بیشتر احساس کند و افسرده شد. او بیستوهفتساله شده بود، بدون مهارت خاص، بدون پول، بدون شریک زندگی؛ جوانیاش داشت از دست میرفت و سیسالگی چندان دور نبود؛ سنی که همیشه برایش پایان دوران خوب زندگی محسوب میشد.
غَزال_ک
یک بار به رودخانهٔ هان رفتم. رفته بودم بالای پل، با نیت پریدن، اما جرئتش را نداشتم. در حقیقت برای بعد از زمستان برنامهٔ پریدن را ریخته بودم، از پل ماپو یا وونهیو. ولی حالا میفهمیدم.
رودخانه برای عبور است، نه برای پریدن به درونش.
پل برای رسیدن به آنسوی راه است، نه برای پریدن از آن.
𖤐
آدمها تغییر نمیکنند. دستمال را اگر بشویی باز هم دستمال است.
akikohasti
در نهایت، مگر اعضای یک خانواده مثل مشتریهایی نیستند که در مسیر زندگی با آنها آشنا میشویم؟ اگر با آنها هم مثل مشتریها، چه مشتریهای خوب و چه آن دردسرسازها، مؤدبانه رفتار کنیم شاید کمتر به یکدیگر آسیب بزنیم
Aisan
برای آشکار کردن شخصیت هر فرد، کافی است نشان بدهی در بزنگاههای زندگی چه مسیری را انتخاب میکند.
✨️Leosamind~
آدمهای خوب آدمهای خوب تربیت میکنن.
akikohasti
باید مهربون باشیم، چون هرکسی داره توی جنگ سخت خودش مبارزه میکنه.
✨️Leosamind~
هنوز سماجت میکنی که آدمی، درحالیکه داری به چیزی کمتر از انسان تبدیل میشوی.
✨️Leosamind~
خوشبختی در همان دل دادنها و حرف زدنها با دوروبریهایمان بود
Ailar Ab
میدونی چرا موفقیت عالیه؟ چون بهت صدا میده.
Aisan
شاید کلید کمک به دیگران نزدیک شدنِ آهستهتر و صبورانهتر به آنها بود
Ailar Ab
باید مهربون باشیم، چون هرکسی داره توی جنگ سخت خودش مبارزه میکنه.
Ailar Ab
«وقتی باب دیلن جوون بود، مادربزرگش بهش گفت خوشبختی این نیست که توی جاده در راه رسیدن به چیزی باشیم؛ خوشبختی خودِ جادهست. میگفت که باید مهربون باشیم، چون هرکسی داره توی جنگ سخت خودش مبارزه میکنه.
تانی
خوب میدانست که آیندهٔ آدمها اغلب با همان جراحتهای گذشتهشان شکل میگیرد و آنچه آدمها میکوشند از آن محافظت کنند اغلب، آیندهشان را رقم میزند.
تانی
آخرسر، زندگی به روابط میرسید و روابط به گفتوگو. خوشبختی؛ حالا میفهمیدم که چندان دور نیست. خوشبختی در همان دل دادنها و حرف زدنها با دوروبریهایمان بود
تانی
زندگی اساساً چیزی نیست جز یکسری مشکل برای حلوفصل کردن و چون درهرحال مشغول حلوفصل کردنشانیم، چرا آنهایی را انتخاب نکنیم که حل کردنشان جالبتر است؟
Bita Ar
، کارمندی در دولت مگر چیزی شبیه کار در فروشگاهی بزرگتر نیست؟ مگر خدمت به جامعه زندگیای نبود که در آن با همان نوع آدمهای دِسِسِ اما در مقیاس بزرگتر مواجه میشدی؟
آلی
«آدمها خیلی حرف میزنن. این دنیا کلاس درس دبیرستان نیست، ولی همه با صدای بلند طوری حرف میزنن انگار همهچی رو فهمیدن.
Ailar Ab
فروشگاههایی که برای مشتریهایشان ارزش قائل نیستند، درست مثل رئیسهایی که برای کارمندهایشان ارزش قائل نیستند، سرانجام یکسانی دارند: شکست.
تانی
این دنیایی که در آن زندگی میکردیم جایی نبود که اگر در ریل بمانی، حتماً به مقصد خوبی برسی
کاربر ۳۳۸۱۶۸۵
رودخانه برای عبور است، نه برای پریدن به درونش.
پل برای رسیدن به آنسوی راه است، نه برای پریدن از آن.
Ailar Ab
برای آشکار کردن شخصیت هر فرد، کافی است نشان بدهی در بزنگاههای زندگی چه مسیری را انتخاب میکند.
Ailar Ab
وقتی دید که رؤیاهای شخصیاش بهخاطر تنشهای دیپلماتیک به باد رفتهاند، فهمید که بههرحال بخشی از جامعه است. پیش از این فکر میکرد با آنهایی که برای بازیهای فوتبال هورا میکشند یا با شمع در میدانها تجمع و اعتراض میکنند فرق دارد
تانی
زندگی اساساً چیزی نیست جز یکسری مشکل برای حلوفصل کردن و چون درهرحال مشغول حلوفصل کردنشانیم، چرا آنهایی را انتخاب نکنیم که حل کردنشان جالبتر است؟
تانی
حجم
۲۳۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
حجم
۲۳۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
قیمت:
۶۷,۰۰۰
۴۶,۹۰۰۳۰%
تومان