جملات زیبای کتاب آرش در قلمرو تردید | طاقچه
تصویر جلد کتاب آرش در قلمرو تردید

بریده‌هایی از کتاب آرش در قلمرو تردید

امتیاز
۵.۰از ۱ رأی
۵٫۰
(۱)
پس این چندروزه کجا بودی خدای من؟ شب‌هاست که رو به درگاه تو آورده‌ام. مگر سخنم را نمی‌شنیدی؟
نازگول
چه‌طور ممکن است توی یک قفسِ کوچک به پرندهٔ آزادِ جنگل‌های بزرگ خوش بگذرد؟
نازگول
به من گفت: تو هم بدبختی؛ چون بادبادک را خودت درست می‌کنی ولی هر کجا که باد بخواهد می‌رود.
نازگول
مردی‌ست کامل و پایدار. صبر بی‌نهایت دارد؛ زیرا که این زندگی را با چهرهٔ گشاده تحمّل کرده‌است.
نازگول