
٪۵۰
کتاب زندگی دشوار است
چه کمکی از دست فلسفه برمی آید؟
انتشارات:
انتشارات ترجمان علوم انسانی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
101
۱۹
من سوگوارِ کسی بودم که هنوز زنده بود.
101
۱۵
دستآخر هیچکس از بیماری، تنهایی، ناکامی و اندوه در امان نیست.
mohsen
۱۱
رفقا، زندگی دشوار است؛ و این حرف را باید به زبان بیاوریم.
101
۱۱
ما باید در جهان آنگونه که هست، و نه آنگونه که آرزو داریم باشد، زندگی کنیم.
z.taghipour
۵
به همین دلیل است که ناتوانیهای جسمی لزوماً جلوی داشتنِ زندگیِ خوب را نمیگیرند. ناتوانیها نمیگذارند با چیزهای ارزشمند سروکار داشته باشیم. به یک معنا، زیانبارند. اما بههرحال هیچکس دسترسی و امکانِ داشتنِ همهٔ چیزهای ارزشمند را ندارد؛ ضرر چندانی ندارد که دستمان به بسیاری از چیزهای خوب نرسد. اکثر ناتوانیها آنقدر چیزهای ارزشمند برای زندگی باقی میگذارند که نه بدتر از زندگیِ اکثریت، بلکه حتی گاهی بهتر از آن هستند.
101
۴
ما زیر سایهٔ همهگیری جهانی و بیکاری عظیمِ تودهها، وسط فاجعهٔ مهیب تغییرات اقلیمی و احیای فاشیسم زندگی میکنیم.
101
۴
زیانِ تنهایی ارزش دوستی را نمایان میکند که خود این ارزش هم سبب میشود تا ارزش انسانهای دیگر نمایان شود.
kimiya
۲
وظیفهٔ ما این است که هرجا لازم شد، با ناملایمات رودررو شویم و در اینجا حقیقتْ یگانه راهِ رودرروشدن است. ما باید در جهان آنگونه که هست، و نه آنگونه که آرزو داریم باشد، زندگی کنیم.
101
۲
زمانی نهچندان دور، شلی کاگانِ فیلسوف واژهٔ «بدزیستی» را برای «مؤلفههایی که زندگی را بیدرنگ بد میکنند» وضع کرده بود
نور
۲
ما نباید از دشواری رو بگردانیم؛ بهترین چیزها غالباً دور از دسترسِ ما قرار دارند و جهد و کوشش برای آنها صرفاً به اضطراب منتهی میشود.
نور
۱
بیماری (سنخی از عیب و نقص) و کسالت (که همان اثر منفی بیماری بر تجربهٔ زیسته است
نور
۰
برای آنکه بتوانیم تابآورتر باشیم، لازم نیست «بهترین زندگی» را داشته باشیم؛ و باید با واقعیتها روبهرو بشویم.
نسرین فرقانی
۰
منظورم این نیست که باید در طلبِ ناخوشی باشیم یا نسبت به خوشی بیاعتنا باشیم، اما زندگی چیزی فراتر از احساسی است که نسبت به آن داریم. وظیفهٔ ما این است که هرجا لازم شد، با ناملایمات رودررو شویم و در اینجا حقیقتْ یگانه راهِ رودرروشدن است. ما باید در جهان آنگونه که هست، و نه آنگونه که آرزو داریم باشد، زندگی کنیم.
دومین نورِ رهنما این است که در بهزیستی یا زندگی خوب نمیتوان بین عدالت و منفعتجویی شخصی تمایز قائل شد و خود را از دیگران جدا کرد.
کاربر ۶۱۳۰۵۹۸
۰
اینجا، دو نکته چراغ راه ما هستند. اولی این است که خوشبودن همان خوب و راحت زندگی کردن نیست. اگر میخواهید خوش باشید، دلمشغول ناملایمات بودن شاید به کار بیاید و شاید هم نیاید. اما صِرف خوشی هم نباید هدفتان باشد. خوشی یک حالت یا احساس است، یعنی یک وضعیت ذهنی است. شما میتوانید خوش باشید حالآنکه درواقع دارید تظاهر به خوشی میکنید.
کاربر ۶۱۳۰۵۹۸
۰
اینجا، دو نکته چراغ راه ما هستند. اولی این است که خوشبودن همان خوب و راحت زندگی کردن نیست. اگر میخواهید خوش باشید، دلمشغول ناملایمات بودن شاید به کار بیاید و شاید هم نیاید. اما صِرف خوشی هم نباید هدفتان باشد. خوشی یک حالت یا احساس است، یعنی یک وضعیت ذهنی است. شما میتوانید خوش باشید حالآنکه درواقع دارید تظاهر به خوشی میکنید.
کاربر ۶۱۳۰۵۹۸
۰
سوگ یک حس عاطفی ساده نیست. درست است که آدمهای سوگوار غمگیناند، اما همچنین خشمگیناند، خود را گناهکار میدانند، احساس ترس میکنند و در لحظاتی هم حتی حس سبکی و شادی دارند. شاید خشمشان بیجهت باشد یا احساس گناهشان نامعقول. ترسشان شاید خیالی باشد و نه به آینده، بلکه به گذشته نظر داشته باشد.