
بریدههایی از کتاب همیشه یادت باشد
۳٫۳
(۹)
«وقتی به همهٔ کسایی فکر میکنی که دوستشون داری...
امیدوارم خودت رو هم یکی از اونها بدونی.»
احسان رضاپور
«همیشه کسایی هستن که تو رو قضاوت میکنن.
سعی کن خودت یکی از اونها نباشی.»
احسان رضاپور
«با خودت مهربون باش.
دادزدن سر هیچ گلی اون رو شکوفا نمیکنه.»
paria e noha
«یکی از بهترین شکلهای مهربونی اینه که با خودت مهربون باشی.»
احسان رضاپور
مهم نیست که زندگی چقدر شلوغپلوغ و آشفته است؛ سعی کن با خودت مهربان باشی
احسان رضاپور
موش کور گفت: «برات یه کیک خیلیخیلی مخصوص گرفتم.»
پسرک گفت: «عالیه!»
«آره، ولی یکی بیخبر بهم حمله کرد.»
«حمله؟ کی بهت حمله کرد؟»
موش کور گفت: «همون کیکه!»
«وای، نه! چطوری از خودت دفاع کردی؟»
«خوردمش!»
sheida
«وقتی ضعفهامون رو از هم پنهان نمیکنیم... ...قدرت پیدا میکنیم.»
ترلان

«یکی از بهترین شکلهای مهربونی اینه که با خودت مهربون باشی.»
ترلان
«بیشتر وقتها بهترین جواب اینه که فقط گوش بدی.»
paria e noha
پسرک گفت: «تو کارهای زیادی برای من کردی. من تا حالا برات چیکار کردم؟»
اسب گفت: «دوستم بودی؛ همین عالیه.»
paria e noha
موش کور گفت: «بیبروبرگرد اینجا جای محبوب منه.»
پسرک پرسید: «چون خیلی قشنگه؟»
«چون همهمون اینجاییم.»
paria e noha
هرچقدر لازمه به خودت فرصت بده.
paria e noha
«یه روز به گذشته نگاه میکنی و میفهمی چقدر سخت بوده، ولی چقدر خوب از پسش براومدی.»
ترلان
دادزدن سر هیچ گلی اون رو شکوفا نمیکنه.»
ترلان
پسرک گفت: «احساس میکنم اونقدرها شجاع نیستم.»
«همین حرفی که زدی، خودش شجاعانه بود.»
Peyvand
«بعضی گلها دیرتر از گلهای دیگه شکفته میشن و وقتی باز میشن، حسابی تماشایی و چشمنوازن.
هرچقدر لازمه به خودت فرصت بده.»
Peyvand
روباه گفت: «وقتی به همهٔ کسایی فکر میکنی که دوستشون داری...
امیدوارم خودت رو هم یکی از اونها بدونی.»
سهیلا حسنی
اسب جواب داد: «ما همیشه با همیم؛ حتی اگه من کنارتون نباشم.»
paria e noha
پس مهم نیست که زندگی چقدر شلوغپلوغ و آشفته است؛ سعی کن با خودت مهربان باشی و تسلیم نشوی.
ترلان
موش کور گفت: «بیبروبرگرد اینجا جای محبوب منه.»
پسرک پرسید: «چون خیلی قشنگه؟»
«چون همهمون اینجاییم.»
Peyvand
«بیشتر وقتها بهترین جواب اینه که فقط گوش بدی.»
Peyvand
«بعضی وقتها شجاعانهترین کاری که میتونی بکنی اینه که بگی چه احساسی داری.»
Peyvand
موش کور پرسید: «قدرتت از کجا میآد؟»
پسرک جواب داد: «از اینکه یادم میافته دوستم دارن.»
Peyvand
پسرک زمزمه کرد: «وقتی ضعفهامون رو از هم پنهان نمیکنیم... ...قدرت پیدا میکنیم.»
Peyvand
موش کور گفت: «برات یه کیک بزرگتر گرفتم.»
«جدی میگی؟ چقدر مهربونی!»
«آره، ولی آوردنش خیلی سخت بود.»
«وای، گناه داشتی که! چهجوری آوردیش؟»
«خوردمش.»
Peyvand
پسرک پرسید: «کدومش بهتره؟ پیداکردن کیک یا خوردنش؟»
موش کور جواب داد: «دنبالش گشتن با شماها.»
Peyvand
«وقتی بزرگ شدی میخوای به کجا برسی؟»
خرس قطبی گفت: «میخوام هنوز اینجا باشم.»
Peyvand
«بعضی وقتها ذرهای مهربونی میتونه یه زندگی رو نجات بده.»
سهیلا حسنی
مواد اولیه برای پختِ کیک عشق:
یک کیلو مهربانی
یک ملاقه بیخیالی
یک نوک انگشت صبوری
یک گرم قدرشناسی
مقدار زیادی امید
یک مشت فروتنی
یک پارچ خوشی
این دستورپخت اصلاً ردخور ندارد.
Peyvand
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
قیمت:
۹۵,۰۰۰
۴۷,۵۰۰۵۰%
تومان