امنیت یعنی پادزهری حیاتی که با عشقِ یک پدر و مادر در آغاز زندگی دریافت کرده باشیم و تا واپسین روزهای بودنشان بهقدری با طوفانهایی که در زندگی رخ میدهند دستبهگریبان شده باشیم که ما را شکرگزار آنها کند.
zoe.azizi
تنها به قسمت کوچکی از وجود انسانها دسترسی داریم. حقیقتی که سخت میتوان پذیرفت این است که عزیزانمان رازهایی داشته باشند که ما از آنها بیخبر باشیم زیرا مطمئن هستیم که نزدیکانمان را بهدقت میشناسیم. من نزدیکت بودم اما هرگز معمای زندگیات را کشف نکردم.
zoe.azizi
اما این قانونِ تغییرناپذیر زیستن است: گندم کارگران زودتر از دانشگاهیان درو میشود.
zoe.azizi
تو از آن نسلی بودی که در سپیدهدم قرن بیستم زاده شد، نسلی که با دو جنگ جهانی آشنا بود، دو بار از صدای شلیک مسلسلها و از بار سنگین محرومیتها و از ترس عذاب کشید. برای جنگ اول زیادی جوان بودی و برای جنگ دوم زیادی پیر؛ تو قهرمان هیچچیز نشد
zoe.azizi
هرگز برایم سؤال نشد که آیا ممکن است افسرده یا غمگین باشی؟ آیا گاه از چنین شغل بیمعنایی خسته میشدی؟ آیا این از غرور پسران است که هرگز از خودشان دربارهٔ خوشبختی قلبی پدرانشان سؤالی نمیپرسند؟
zoe.azizi