جملات زیبای کتاب هم من، هم تو، هم هیچکدام | طاقچه
تصویر جلد کتاب هم من، هم تو، هم هیچکدامsubscriptionAvailable

کتاب هم من، هم تو، هم هیچکدام

دلنوشته‌های دختری که عاشق خودکارش شد

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
عسل صحاف قانع
انتشارات: 
سنجاق

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
وردة الحمراء
۴
زندگی کوچ از دردی به درد دیگر است که اتفاقات شیرین و تلخ آن، این درد را کم و زیاد می‌کنند، اما هرگز زندگی بدون درد ممکن نیست.
diana
۳
خوب که فکر میکنم میبینم شاید روی صحنه تئاتر شهر نرفته باشم اما هر صبح تا شب و گاهی شب تا صبح روی صحنه زندگی در حال بازی هستم. گاهی نقش یک دختر عاشق گاهی نقش انسانی خسته و متفکر و گاهی نقش نویسنده ای بهت زده... اما دلم می‌خواهد برای چند روزی روی صحنه نروم و پشت صحنه، آن نقشی را که دلم می خواهد بازی کنم. بدون هیچ تماشاگر، تشویق، دست و سوتی. آری نیاز است حتی چند روزی پشت صحنه زندگی بخوابم. دیگر نمی‌گذارم هر شب یک نمایش تکراری روی صحنه برود.
diana
۱
بعد از هر پایانی یک آغاز شیرین است... اینجا نقطهٔ پایان نیست...
sepideh
۱
زندگی کوچ از دردی به درد دیگر است که اتفاقات شیرین و تلخ آن، این درد را کم و زیاد می‌کنند، اما هرگز زندگی بدون درد ممکن نیست.
وردة الحمراء
۱
خیلی دلم می‌خواهد برای چند روزی هم شده خودم را جایی جا بگذارم و کمی از خویشتن دوری کنم.