
کتاب هم من، هم تو، هم هیچکدام
دلنوشتههای دختری که عاشق خودکارش شد
پدیدآورندگان:
عسل صحاف قانعانتشارات:
سنجاق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
وردة الحمراء
۴
زندگی کوچ از دردی به درد دیگر است که اتفاقات شیرین و تلخ آن، این درد را کم و زیاد میکنند، اما هرگز زندگی بدون درد ممکن نیست.
diana
۳
خوب که فکر میکنم میبینم شاید روی صحنه تئاتر شهر نرفته باشم اما هر صبح تا شب و گاهی شب تا صبح روی صحنه زندگی در حال بازی هستم.
گاهی نقش یک دختر عاشق
گاهی نقش انسانی خسته و متفکر
و گاهی نقش نویسنده ای بهت زده...
اما دلم میخواهد برای چند روزی روی صحنه نروم و پشت صحنه، آن نقشی را که دلم می خواهد بازی کنم.
بدون هیچ تماشاگر، تشویق، دست و سوتی.
آری نیاز است حتی چند روزی پشت صحنه زندگی بخوابم.
دیگر نمیگذارم هر شب یک نمایش تکراری روی صحنه برود.
diana
۱
بعد از هر پایانی یک آغاز شیرین است...
اینجا نقطهٔ پایان نیست...
sepideh
۱
زندگی کوچ از دردی به درد دیگر است که اتفاقات شیرین و تلخ آن، این درد را کم و زیاد میکنند، اما هرگز زندگی بدون درد ممکن نیست.
وردة الحمراء
۱
خیلی دلم میخواهد برای چند روزی هم شده خودم را جایی جا بگذارم و کمی از خویشتن دوری کنم.