
بریدههایی از کتاب چگونه مثل سقراط فکر کنیم
۳٫۴
(۵۲)
«اپیکتتوس» نقل میکنند که «مردمان نه در نتیجهٔ رویدادها، بلکه بابت دیدگاهی که در برابر آن رویدادها دارند دچار تشویش میشوند.»
کاربر ۸۷۰۹۷۵۳
جای داشتن دغدغهٔ شهرت یا ثروت بیش از هر چیزی به تعالی شخصیتتان بیندیشید.
ROMINA
«مردمان نه در نتیجهٔ رویدادها، بلکه بابت دیدگاهی که در برابر آن رویدادها دارند دچار تشویش میشوند.»
ROMINA
اما محال است که مردانِ بینصیب از جسارت، نشان ظفر به دست آورند...
ROMINA
فلسفه برای سقراط شیوهٔ عملی زیستن بود. روش سقراطی با یک افشاگری منفی آغاز میشود: این بینش که نمیتوان به همان شیوه که پیاز را از سبزیفروش تهیه میکنیم حکمت را از کتابها به دست آوریم. حکمت را نمیتوان در ازای هیچ قیمتی و در قالب دسترنج دیگران خریداری کرد. حکمت فقط و فقط با عرق ریختن شخص ما به دست میآید. روش سقراطی را میتوان نوعی فرایند تفکر فعالانه نامید. ترجیعبند همیشگی این روش «آری، اما...» است، چون سرخوشانه میخواهد برای تعاریف، مفروضات و دیگر دستورات کلامی بشری موارد استثنا بیابد. این روش وادارمان میکند مهمترین مفروضات و ارزشهایمان، از جمله اهدافمان در راستای خودشکوفایی را پیوسته به چالش کشیم و از این طریق مستقل از دیگران بیندیشیم.
ftima
جامعهٔ ما پیوسته ارزش ظاهری را بهاشتباه به جای ارزش واقعی میگیرد
ROMINA
آنها به پندار خودبرتربینی مبتلا بودند و خوش داشتند بزرگان و نیکمردان آتنی، از جمله روشنفکران پرفیس و افادهای مانند سقراط، پیش پایشان به خاک افتند.
ROMINA
«زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد.»
ROMINA
در نظرم خشمگین شدن در برابر مهاجمان به اندازهٔ عصبانی شدن از الاغی به دلیل جفتک انداختن یا سگی به دلیل پارسکردن بیثمر بود.
ROMINA
انسان بیخبر از جهالت خویش با نخوت هر چه تمامْ خود را مالک دانشی میداند که در اصل چیزی از آن نمیداند.
ROMINA
«بابت دفاعم از خود پشیمان نیستم و ترجیح میدهم پس از صحبت به طرزی که خوش میدارم بمیرم تا آنکه خوشایند شما سخن بگویم و زنده بمانم.»
ROMINA
اگر به توصیههای طرح شده در شبکههای اجتماعی و کتابهای خودیاری اتکای بیش از اندازه کنید، ممکن است شبیه ارواح گمگشتهای شوید که یکی دیگر از نویسندگان باستانی توصیفش کرده است. این مردمان که پیش از آغاز هر کاری سراغ پیشگویان و غیبگویان میرفتند گویی توانایی اندیشیدن را از دست داده بودند:
«آنها به دلیل حرمت بیش از اندازهای که برای نشانهها (یا همان توصیهها) قائل میشوند، اغلب به جای قلب و روحشان به گفتههای دیگران اتکا میکنند و در کوچه پسکوچهها به دنبال گردآوری توصیه از گفتههای دیگران میروند؛ به دیگر سخن، آنها نه با عقل که با گوششان میاندیشند.»
Fatemeh
حکمت اخلاقی از رهگذر پول به دست نمیآید. طرفه آنکه چنین حکمتی منبع ثروت حقیقی و تمام چیزهایی است که به سود انسان و شهرشان عمل میکنند.
Fatemeh
آنهایی که خود را خردمندترین مردمان تلقی میکردند در عمل کسانی بودند که حس احمق بودن را در مخاطبشان بر میانگیختند.
Fatemeh
محال است که مردانِ بینصیب از جسارت، نشان ظفر به دست آورند...
مهدی
فردی که باور دارد فقط به دلیل ظاهر جسمانیاش دوست داشته میشود خود را چنان درگیر آراستن ظاهرش میکند که کاملاً از روحش غافل میماند. فردی که میداند به دلیل روحش دوست داشته میشود آن را ارجحتر از هر چیزی قرار داده و به انسان بهتری تبدیل میشود.
فائنارته دنبالهٔ حرفش را گرفت و گفت: «اما دوستدار نیکیها جدای از آنکه دلدادهاش را تعالی میبخشد خودش را هم فرد بهتری میکند و همین بزرگترین منفعتی است که از عشق به دست میآورد.»
shayan
کسی چه میداند، شاید مرگی که مردمان هراسان، بزرگترین آفت حیات میدانند در عمل سودمندترین اتفاقی باشد که برای بشر رخ میدهد.
mehdi.delara
مردمان نه در نتیجهٔ رویدادها، بلکه بابت دیدگاهی که در برابر آن رویدادها دارند دچار تشویش میشوند.
Fatemeh
سقراط با استفاده از راهبردهای بسیار سرشت تناقضآلود باورهای بشری را آشکار میکند. یکی از سادهترین و مهمترین روشهایش مغفول مانده است. هم در مکالمههای افلاطون، هم آثار گزنفون از ترفندی استفاده میکند که در زبان درمانگران شناختی معاصر راهبرد «استانداردهای دوگانه» نام دارد: یعنی جلب توجه به این حقیقت که در برابر فردی غیر از خودتان از معیاری متفاوت دربارهٔ شخصیت، باورها یا اعمالشان بهره میگیرید.
bookwormnoushin
برخیتان خواهید گفت ای سقراط، آیا بابت آنکه مسیر برگزیدهات در زندگی تو را به این مرگ زودهنگام سوق داده است شرمگین نیستی؟ اما راه به خطا بردهاید اگر تصور کنید نیکمردان باید تصمیم خود را بر مبنای احتمال بقا یا مرگ تنظیم کنند. او باید فقط راستی یا نادرستی عملش را در نظر داشته باشد.
Fatemeh
بسیار عجیب و تناقضآمیز است که وقتی جانم را به خطر میاندازم تا از شهرمان محافظت کنم مجیزم را میگویید، اما وقتی همان کار را تکرار میکنم تا از سرشت شهروندان حفاظت کنم مرا به باد انتقاد میگیرید. بهراستی برج و باروهای شهر چه ارزشی خواهند داشت اگر مردان ساکن آن افرادی شایسته نباشند؟
Fatemeh
باید از خود بپرسیم که آیا در سراسر زندگیمان به شکلی فریب خوردهایم و بهاشتباه «امور مهمتر را بیارزش و امور بیارزش را مهم جلوه دادهایم؟»
Fatemeh
«در چنان روزی که خورشید آخرین پرتوهای از رمق افتادهاش را فرومیپاشاند
همان روز، آه، ای آتن! خردمندترین مردان آخرین نگاهش را به اطراف افکند.
آنگاه که فرزندان برگزیدهات به اشعههای واپسین چشم دوخته بودند،
خردمندِ مقتول برای همیشه چشم از جهان فرومیبست!»
کاربر ۶۹۳۲۹۷۴
