
بریدههایی از کتاب تاملی بر فرزندآوری
۲٫۸
(۱۶)
[انسانها بچهها را] شانس دوبارهٔ خودشان [میبینند]، «فرصتی برای اینکه اینبار همهچیز را درست انجام بدهند»، انگار میتوانند خودشان را به دنیا بیاورند. آنها بچهدار میشوند تا چیزهایی را که در زندگی خودشان نتواستهاند انجام بدهند یا به دست بیاورند جبران کنند. بچهدار میشوند چون احساس میکنند باید آسیبی را که در گذشته دیدهاند برای شخصی ناموجود جبران کنند. بچهها به دنیا میآیند چون والدینشان در خود احساس نقص میکنند و میخواهند این نقصها را برطرف کنند؛ یا به این دلیل که احساس ملال میکنند؛ یا به این دلیل که بهطرز رازآلودی حس میکنند زمان بچهدارشدنشان رسیده است و اگر بچهدار نشوند زندگیشان کمکم معنایش را از دست میدهد.
IVIehranQ
تراژدی آگاهی این است که انسانها بهمحض هشیارشدن، برای همیشه تواناییشان را برای محدودماندن به لحظه و محدودماندن به هستی خودشان از دست دادند: به موجوداتی بدل شدند که از خودشان فراتر رفتند؛ به آگاهیای «زیاده از حد مجهز» شدند؛ و امیالشان اساساً قابل دستیابی نبود. و اینچنین ترس وجودشان را فراگرفت. «رنج در یک حیوان فقط به خودش محدود میشود؛ در انسانها فراتر میرود و به دلهرهای معطوف به جهان و زندگی میرسد.»
IVIehranQ
نخواستم بچهای را به این دنیا بیاورم و این مطابق با دیدگاه من دربارهٔ زندگی است. پیش از آنکه سکهای را به گدایی بدهیم، موقع انتخابش آن را در دست میچرخانیم و با دقت براندازش میکنیم. اما با خامدستی بسیار و بدون لحظهای درنگ، کودکی را به جهان پرتاب میکنیم. تحملناپذیری زندگی را نمیتوان حل کرد اما میتوان به آن پایان داد. از این راه میتوانیم بر این جهان بیمعنا فائق بیاییم و دائماً کاری کنیم که هر دو نفر به یک نفر بدل شوند و همینطور ادامه بدهیم تا آن لحظه که آخرین انسان بمیرد. این سیاره اگر بیسکنه باشد دیگر فلاکتبار نیست.
IVIehranQ
«گوش کن رووِن. در تلمود آمده که آدم دو تکلیف دارد. یکی پیداکردن آموزگار است. آنیکی را یادت هست؟»
گفتم: «انتخاب یک دوست.»
IVIehranQ
این جهان تازه آفریده شده بود که بلافاصله از هم پاشید. آدمها همهچیز را بههم ریختند
shaz
اینک بگذار که بمیرم:
زیرا چنین مینماید که زندگیبخشیدن به کسانی
که هیچ از آنان برنیاید
جز سالها رنجکشیدن و سپس مردن،
تنها و تنها رواجدادن مرگ است
و افزودن مرگی دیگر
shaz
نشان به آن نشان که بیفرزندی در اغلب جوامع بشری ننگین تلقی شده، مگر اینکه بهخاطر مجرد ماندن باشد؛ بهویژه درمورد زنان که هدفشان در زندگی همیشه همینقدر ساده و روشن دانسته شده: همسر کسی شدن؛ مادر شدن؛ تولیدمثل کردن.
dead fish
به باور من این هم درست است که هرکسی در زندگی باید برای این دو مسئله جوابی داشته باشد: مسئلهٔ دین و مسئلهٔ فرزندآوری.
dead fish
«درد مزمن داریم اما چیزی بهعنوان لذت مزمن نداریم.»
un rat de bibliothèque
بسیار زودهنگام آمدهام، هنوز زمانم فرانرسیده است. این رویداد شگرف هنوز در راه است و سرگردان؛ هنوز به گوش مردمان نرسیده است. آذرخش و تندر را مهلتی باید؛ نور اختران را نیز؛ حتی کردارها هم پس از وقوع زمانی میخواهند تا دیده و شنیده شوند. کردارشان برای آنها از دورترین ستارگان نیز دورتر است؛ هرچند خودشان آن را انجام دادهاند.»
shaz
یکی از اصول اساسی مفهوم موهبت و هدیه این است که گیرنده باید آزادی پذیرش یا رد آن را داشته باشد: هدیهای که بهزور به ما تحمیل شود یا برگرداندنش هزینهٔ شخصی زیادی به همراه داشته باشد، هیچ شباهتی به هدیه ندارد.
un rat de bibliothèque
هیچوقت نمیتوانیم ادعا کنیم این حقماست که فرزندی داشته باشیم، مگر اینکه کودک را یک محصول یا دارایی تلقی کنیم، چیزی که وجودش را مرهون ماست.
un rat de bibliothèque
ممکن است کسی عمیقاً عاشق زندگی باشد و بااینحال باور داشته باشد که نباید آن را به دیگری منتقل کند؛ بچهدارشدن، با همهٔ خوبیهایش، همچنان جنبههای تاریکی هم دارد.
un rat de bibliothèque
باید به منبع درونی خودت گوش کنی و به خودت ایمان داشته باشی و نگذاری چیزی که اطرافیانت میگویند و از تو میخواهند سردرگمت کند.
un rat de bibliothèque
«مهمترین عامل افزایش انتشار گازهای گلخانهای رفتار تولیدمثلی فقرا نیست، بلکه رفتارهای مصرفگرایانهٔ ثروتمندان است.»
un rat de bibliothèque
سؤال این نیست که چه کسی حق اخلاقی بچهدارشدن را دارد، سؤال این است آیا اساساً کسی میتواند چنین حقی داشته باشد یا نه.
un rat de bibliothèque
اینکه پزشکی به ما توانایی انجام کاری رو داده، دلیل نمیشه که هر کاری رو انجام بدیم.
un rat de bibliothèque
مرگ را میتوانیم تاب بیاوریم؛ اما اگر حقیقتِ زندگیِ آدمی را میدانستیمـچنانکه بعضی از ما میدانندـکداممان (اگر آگاهانه فراخوانده میشد) میتوانست با وحشتِ زادهشدن روبهرو شود؟
تامس د کوئینسی
un rat de bibliothèque
شوپنهاور بهصراحت بیان میکند که باید هر جایی که لازم شد خلافجریان شنا کنیم: «جهان مایل است بشنود که چقدر تحسینبرانگیز و عالی است و فیلسوفها مایلاند موجبات خشنودی جهان را فراهم کنند. درمورد من اوضاع متفاوت است: میدانم چه چیزی جهان را خشنود میکند و محضِ خشنودی جهان حتی یک قدم هم از مسیر حقیقت دور نخواهم شد.»
un rat de bibliothèque
صرفنظر از باورهای فلسفی و سیاسی، بیشترمان معتقدیم که در میزان کنترلی که میتوانیم بر زندگی دیگران داشته باشیم، محدودیتهایی وجود دارد. پس با این حساب، با تصمیم دربارهٔ اینکه فرد دیگری را به دنیا بیاوریم یا نه چه کنیم؟
un rat de bibliothèque
تجربهٔ ما از زندگی و دنیا ممکن است مشابه تجربهٔ دیگری نباشد (ازجمله کودکی در آینده)؛ و اینکه انتخابها و فداکاریهایی که برای خودمان انجام میدهیم ممکن است برای دیگران ممکن یا مناسب نباشند.
un rat de bibliothèque
توبی از اصل مشکل حرف میزند: اینطور نیست که همهٔ پدر/مادرها خوب باشند و خودبهخود توانایی عشق و تعهدِ لازم را داشته باشند؛ پس از کجا مطمئن شود که از همان پدر/مادرهای خوب از آب درمیآید؟
un rat de bibliothèque
مرگِ محتوای اخلاقی در روایتهای فرهنگی ما باید دوباره ارزیابی شود. نیاز داریم در روایت حقداشتن بازنگری کنیم زیرا این دیدگاه مانعی برای دستیابی به آگاهی اخلاقی و لایهای عمیقتر از تأمل است.
un rat de bibliothèque
حجم
۳۴۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۳ صفحه
حجم
۳۴۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۳ صفحه
قیمت:
۲۴۵,۰۰۰
تومان