جملات زیبای کتاب تاملی بر فرزندآوری | طاقچه
تصویر جلد کتاب تاملی بر فرزندآوری

بریده‌هایی از کتاب تاملی بر فرزندآوری

۳٫۳
(۳)
[انسان‌ها بچه‌ها را] شانس دوبارهٔ خودشان [می‌بینند]، «فرصتی برای اینکه این‌بار همه‌چیز را درست انجام بدهند»، انگار می‌توانند خودشان را به دنیا بیاورند. آنها بچه‌دار می‌شوند تا چیزهایی را که در زندگی خودشان نتواسته‌اند انجام بدهند یا به دست بیاورند جبران کنند. بچه‌دار می‌شوند چون احساس می‌کنند باید آسیبی را که در گذشته دیده‌اند برای شخصی ناموجود جبران کنند. بچه‌ها به دنیا می‌آیند چون والدینشان در خود احساس نقص می‌کنند و می‌خواهند این نقص‌ها را برطرف کنند؛ یا به این دلیل که احساس ملال می‌کنند؛ یا به این دلیل که به‌طرز رازآلودی حس می‌کنند زمان بچه‌دارشدنشان رسیده است و اگر بچه‌دار نشوند زندگی‌شان کم‌کم معنایش را از دست می‌دهد.
IVIehranQ
بسیار زودهنگام آمده‌ام، هنوز زمانم فرانرسیده است. این رویداد شگرف هنوز در راه است و سرگردان؛ هنوز به گوش مردمان نرسیده است. آذرخش و تندر را مهلتی باید؛ نور اختران را نیز؛ حتی کردارها هم پس از وقوع زمانی می‌خواهند تا دیده و شنیده شوند. کردارشان برای آنها از دورترین ستارگان نیز دورتر است؛ هرچند خودشان آن را انجام داده‌اند.»
shaz
اینک بگذار که بمیرم: ‫زیرا چنین می‌نماید که زندگی‌بخشیدن به کسانی ‫که هیچ از آنان برنیاید ‫جز سال‌ها رنج‌کشیدن و سپس مردن، ‫تنها و تنها رواج‌دادن مرگ است ‫و افزودن مرگی دیگر
shaz
این جهان تازه آفریده شده بود که بلافاصله از هم پاشید. آدم‌ها همه‌چیز را به‌هم ریختند
shaz
تراژدی آگاهی این است که انسان‌ها به‌محض هشیارشدن، برای همیشه توانایی‌شان را برای محدودماندن به لحظه و محدودماندن به هستی خودشان از دست دادند: به موجوداتی بدل شدند که از خودشان فراتر رفتند؛ به آگاهی‌ای «زیاده از حد مجهز» شدند؛ و امیالشان اساساً قابل دستیابی نبود. و این‌چنین ترس وجودشان را فراگرفت. «رنج در یک حیوان فقط به خودش محدود می‌شود؛ در انسان‌ها فراتر می‌رود و به دلهره‌ای معطوف به جهان و زندگی می‌رسد.»
IVIehranQ
نخواستم بچه‌ای را به این دنیا بیاورم و این مطابق با دیدگاه من دربارهٔ زندگی است. پیش از آنکه سکه‌ای را به گدایی بدهیم، موقع انتخابش آن را در دست می‌چرخانیم و با دقت براندازش می‌کنیم. اما با خام‌دستی بسیار و بدون لحظه‌ای درنگ، کودکی را به جهان پرتاب می‌کنیم. تحمل‌ناپذیری زندگی را نمی‌توان حل کرد اما می‌توان به آن پایان داد. از این راه می‌توانیم بر این جهان بی‌معنا فائق بیاییم و دائماً کاری کنیم که هر دو نفر به یک نفر بدل شوند و همین‌طور ادامه بدهیم تا آن لحظه که آخرین انسان بمیرد. این سیاره اگر بی‌سکنه باشد دیگر فلاکت‌بار نیست.
IVIehranQ
«گوش کن رووِن. در تلمود آمده که آدم دو تکلیف دارد. یکی پیداکردن آموزگار است. آن‌یکی را یادت هست؟» گفتم: «انتخاب یک دوست.»
IVIehranQ

حجم

۳۴۲٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۳ صفحه

حجم

۳۴۲٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۳ صفحه

قیمت:
۲۴۵,۰۰۰
۱۷۱,۵۰۰
۳۰%
تومان