[انسانها بچهها را] شانس دوبارهٔ خودشان [میبینند]، «فرصتی برای اینکه اینبار همهچیز را درست انجام بدهند»، انگار میتوانند خودشان را به دنیا بیاورند. آنها بچهدار میشوند تا چیزهایی را که در زندگی خودشان نتواستهاند انجام بدهند یا به دست بیاورند جبران کنند. بچهدار میشوند چون احساس میکنند باید آسیبی را که در گذشته دیدهاند برای شخصی ناموجود جبران کنند. بچهها به دنیا میآیند چون والدینشان در خود احساس نقص میکنند و میخواهند این نقصها را برطرف کنند؛ یا به این دلیل که احساس ملال میکنند؛ یا به این دلیل که بهطرز رازآلودی حس میکنند زمان بچهدارشدنشان رسیده است و اگر بچهدار نشوند زندگیشان کمکم معنایش را از دست میدهد.