جملات زیبای کتاب تاملی بر فرزندآوری | طاقچه
تصویر جلد کتاب تاملی بر فرزندآوری
off
٪۵۰

کتاب تاملی بر فرزندآوری

معنا و مسئولیت‌های بچه‌دار شدن

نوع کتاب
۳.۱(از ۱۷ امتیاز)
انتشارات: 
نشر بیدگل
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
IVIehranQ
۴۰
[انسان‌ها بچه‌ها را] شانس دوبارهٔ خودشان [می‌بینند]، «فرصتی برای اینکه این‌بار همه‌چیز را درست انجام بدهند»، انگار می‌توانند خودشان را به دنیا بیاورند. آنها بچه‌دار می‌شوند تا چیزهایی را که در زندگی خودشان نتواسته‌اند انجام بدهند یا به دست بیاورند جبران کنند. بچه‌دار می‌شوند چون احساس می‌کنند باید آسیبی را که در گذشته دیده‌اند برای شخصی ناموجود جبران کنند. بچه‌ها به دنیا می‌آیند چون والدینشان در خود احساس نقص می‌کنند و می‌خواهند این نقص‌ها را برطرف کنند؛ یا به این دلیل که احساس ملال می‌کنند؛ یا به این دلیل که به‌طرز رازآلودی حس می‌کنند زمان بچه‌دارشدنشان رسیده است و اگر بچه‌دار نشوند زندگی‌شان کم‌کم معنایش را از دست می‌دهد.
IVIehranQ
۲۰
نخواستم بچه‌ای را به این دنیا بیاورم و این مطابق با دیدگاه من دربارهٔ زندگی است. پیش از آنکه سکه‌ای را به گدایی بدهیم، موقع انتخابش آن را در دست می‌چرخانیم و با دقت براندازش می‌کنیم. اما با خام‌دستی بسیار و بدون لحظه‌ای درنگ، کودکی را به جهان پرتاب می‌کنیم. تحمل‌ناپذیری زندگی را نمی‌توان حل کرد اما می‌توان به آن پایان داد. از این راه می‌توانیم بر این جهان بی‌معنا فائق بیاییم و دائماً کاری کنیم که هر دو نفر به یک نفر بدل شوند و همین‌طور ادامه بدهیم تا آن لحظه که آخرین انسان بمیرد. این سیاره اگر بی‌سکنه باشد دیگر فلاکت‌بار نیست.
IVIehranQ
۱۴
تراژدی آگاهی این است که انسان‌ها به‌محض هشیارشدن، برای همیشه توانایی‌شان را برای محدودماندن به لحظه و محدودماندن به هستی خودشان از دست دادند: به موجوداتی بدل شدند که از خودشان فراتر رفتند؛ به آگاهی‌ای «زیاده از حد مجهز» شدند؛ و امیالشان اساساً قابل دستیابی نبود. و این‌چنین ترس وجودشان را فراگرفت. «رنج در یک حیوان فقط به خودش محدود می‌شود؛ در انسان‌ها فراتر می‌رود و به دلهره‌ای معطوف به جهان و زندگی می‌رسد.»
IVIehranQ
۱۰
«گوش کن رووِن. در تلمود آمده که آدم دو تکلیف دارد. یکی پیداکردن آموزگار است. آن‌یکی را یادت هست؟» گفتم: «انتخاب یک دوست.»
shaz
۱۰
اینک بگذار که بمیرم: ‫زیرا چنین می‌نماید که زندگی‌بخشیدن به کسانی ‫که هیچ از آنان برنیاید ‫جز سال‌ها رنج‌کشیدن و سپس مردن، ‫تنها و تنها رواج‌دادن مرگ است ‫و افزودن مرگی دیگر
shaz
۷
این جهان تازه آفریده شده بود که بلافاصله از هم پاشید. آدم‌ها همه‌چیز را به‌هم ریختند
dead fish
۷
نشان به آن نشان که بی‌فرزندی در اغلب جوامع بشری ننگین تلقی شده، مگر اینکه به‌خاطر مجرد ماندن باشد؛ به‌ویژه درمورد زنان که هدفشان در زندگی همیشه همین‌قدر ساده و روشن دانسته شده: همسر کسی شدن؛ مادر شدن؛ تولیدمثل کردن.
dead fish
۵
به باور من این هم درست است که هرکسی در زندگی باید برای این دو مسئله جوابی داشته باشد: مسئلهٔ دین و مسئلهٔ فرزندآوری.
un rat de bibliothèque
۵
یکی از اصول اساسی مفهوم موهبت و هدیه این است که گیرنده باید آزادی پذیرش یا رد آن را داشته باشد: هدیه‌ای که به‌زور به ما تحمیل شود یا برگرداندنش هزینهٔ شخصی زیادی به همراه داشته باشد، هیچ شباهتی به هدیه ندارد.
un rat de bibliothèque
۴
«درد مزمن داریم اما چیزی به‌عنوان لذت مزمن نداریم.»
shaz
۳
بسیار زودهنگام آمده‌ام، هنوز زمانم فرانرسیده است. این رویداد شگرف هنوز در راه است و سرگردان؛ هنوز به گوش مردمان نرسیده است. آذرخش و تندر را مهلتی باید؛ نور اختران را نیز؛ حتی کردارها هم پس از وقوع زمانی می‌خواهند تا دیده و شنیده شوند. کردارشان برای آنها از دورترین ستارگان نیز دورتر است؛ هرچند خودشان آن را انجام داده‌اند.»
un rat de bibliothèque
۳
ممکن است کسی عمیقاً عاشق زندگی باشد و بااین‌حال باور داشته باشد که نباید آن را به دیگری منتقل کند؛ بچه‌دارشدن، با همهٔ خوبی‌هایش، همچنان جنبه‌های تاریکی هم دارد.
un rat de bibliothèque
۳
«مهم‌ترین عامل افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای رفتار تولیدمثلی فقرا نیست، بلکه رفتارهای مصرف‌گرایانهٔ ثروتمندان است.»
un rat de bibliothèque
۳
هیچ‌وقت نمی‌توانیم ادعا کنیم این حق‌ماست که فرزندی داشته باشیم، مگر اینکه کودک را یک محصول یا دارایی تلقی کنیم، چیزی که وجودش را مرهون ماست.
un rat de bibliothèque
۲
باید به منبع درونی خودت گوش کنی و به خودت ایمان داشته باشی و نگذاری چیزی که اطرافیانت می‌گویند و از تو می‌خواهند سردرگمت کند.
un rat de bibliothèque
۲
سؤال این نیست که چه کسی حق اخلاقی بچه‌دارشدن را دارد، سؤال این است آیا اساساً کسی می‌تواند چنین حقی داشته باشد یا نه.
سنا
۲
اینک بگذار که بمیرم: زیرا چنین می‌نماید که زندگی‌بخشیدن به کسانی که هیچ از آنان برنیاید جز سال‌ها رنج‌کشیدن و سپس مردن، تنها و تنها رواج‌دادن مرگ است و افزودن مرگی دیگر
un rat de bibliothèque
۱
مرگ را می‌توانیم تاب بیاوریم؛ اما اگر حقیقتِ زندگیِ آدمی را می‌دانستیم‌ـ‌چنان‌که بعضی از ما می‌دانندـ‌کداممان (اگر آگاهانه فراخوانده می‌شد) می‌توانست با وحشتِ زاده‌شدن روبه‌رو شود؟ تامس د کوئینسی
un rat de bibliothèque
۱
شوپنهاور به‌صراحت بیان می‌کند که باید هر جایی که لازم شد خلاف‌جریان شنا کنیم: «جهان مایل است بشنود که چقدر تحسین‌برانگیز و عالی است و فیلسوف‌ها مایل‌اند موجبات خشنودی جهان را فراهم کنند. درمورد من اوضاع متفاوت است: می‌دانم چه چیزی جهان را خشنود می‌کند و محضِ خشنودی جهان حتی یک قدم هم از مسیر حقیقت دور نخواهم شد.»
un rat de bibliothèque
۱
توبی از اصل مشکل حرف می‌زند: این‌طور نیست که همهٔ پدر/مادرها خوب باشند و خودبه‌خود توانایی عشق و تعهدِ لازم را داشته باشند؛ پس از کجا مطمئن شود که از همان پدر/مادرهای خوب از آب درمی‌آید؟
un rat de bibliothèque
۱
اینکه پزشکی به ما توانایی انجام کاری رو داده، دلیل نمی‌شه که هر کاری رو انجام بدیم.
un rat de bibliothèque
۱
مرگِ محتوای اخلاقی در روایت‌های فرهنگی ما باید دوباره ارزیابی شود. نیاز داریم در روایت حق‌داشتن بازنگری کنیم زیرا این دیدگاه مانعی برای دستیابی به آگاهی اخلاقی و لایه‌ای عمیق‌تر از تأمل است.
un rat de bibliothèque
۰
صرف‌نظر از باورهای فلسفی و سیاسی، بیشترمان معتقدیم که در میزان کنترلی که می‌توانیم بر زندگی دیگران داشته باشیم، محدودیت‌هایی وجود دارد. پس با این حساب، با تصمیم دربارهٔ اینکه فرد دیگری را به دنیا بیاوریم یا نه چه کنیم؟
un rat de bibliothèque
۰
تجربهٔ ما از زندگی و دنیا ممکن است مشابه تجربهٔ دیگری نباشد (ازجمله کودکی در آینده)؛ و اینکه انتخاب‌ها و فداکاری‌هایی که برای خودمان انجام می‌دهیم ممکن است برای دیگران ممکن یا مناسب نباشند.
سنا
۰
اگر زادولد کردن نه نتیجهٔ میل بود و نه همراه با احساس لذت، بلکه موضوعی بود که باید براساس ملاحظات کاملا عقلانی درباره‌اش تصمیم‌گیری می‌شد، آیا هنوز هم احتمال داشت که نژاد انسانی وجود داشته باشد؟ آیا بهتر نبود همه‌مان در قبال نسل بعدی آن‌قدر رحم و دلسوزی می‌داشتیم که ترجیح می‌دادیم این بار سنگین وجود را بر دوششان نگذاریم یا دست‌کم دلمان نمی‌خواست این بار را سنگدلانهٔ بر دیگری تحمیل کنیم