جملات زیبای کتاب قلب، شکارچی تنها | طاقچه
تصویر جلد کتاب قلب، شکارچی تنها

کتاب قلب، شکارچی تنها

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۲۳ رأی)
انتشارات: 
نشر بیدگل
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
mina1374
۶
«و این ادای احترامی است خالصانه به رهایی. به آزادی و دموکراسی. بنویس دموکراسی و بخون دیکتاتوری. بنویس آزادی و بخون خون مردم رو توی شیشه کردن.»
mina1374
۲
چشم‌های خاکستری‌اش انگار همه‌چیز را زیرنظر داشت و چیزی را از قلم نمی‌انداخت، ولی درعین‌حال آرامش در صورتش موج می‌زد، از همان جنس آرامشی که در چهرۀ آدم‌های خیلی عاقل یا خیلی محزون پیداست. از معاشرت با آدم‌ها لذت می‌برد. چون صرفاً پرسه می‌زد و مقصد مشخصی نداشت.
mina1374
۰
درد و رنج لاعلاج سیاه‌پوست‌ها او را به مرز جنون رسانده بود، خشمی مهارناشدنی و اهریمنی که تمایل به ویرانگری داشت.
mina1374
۰
روحش تازه شد. ولی فقط برای لحظه‌ای زودگذر. احساس خطر کرد و در دلش موجی از ترس جاری شد. بین دو جهان، میان ماندن و رفتن، معلق مانده بود. خودش را در آینۀ روبه‌رویش دید. عرق از شقیقه‌هایش می‌ریخت و صورتش کج‌ومعوج شده بود. یک چشمش از آن‌یکی بازتر بود. انگار چشم چپش ریزبینانه گذشته را می‌کاوید و چشم راستش، گشاده و هراسان و ترس‌خورده، به آینده‌ای سراسر تاریک و پریشان و ویران نگاه می‌کرد. گرفتار بین نور و تاریکی. میان طنز تلخ و ایمان. یکهو از آینه روبرگرداند.