
بریدههایی از کتاب نامه های عاشقانه پابلو نرودا به آلبرتینا رزا
۳٫۳
(۱۸)
حدیث عشق بیان کن!
به هر زبان
که
تو دانی!!
شمس الدین محمد شیرازی (حافظ)
S
زمان به مرور تو را یقیناً به آغوش من باز خواهد گرداند.
یك رهگذر
من نیازم به تو از نان، و از آب هم بیشتر است.
Qeziii
حقیقتاش را بخواهی تو تنها کسی هستی که در این زمان منحوس میتوانم به او تکیه بزنم، و درست همین حالا نزدیکیات را کم دارم: تو را آرزو کردم
Melika
گاهی، امروز، از این که تو پیش من نیستی، میهراسم. از این که نمیتوانی برای همیشه پیش من بمانی.
Qeziii
. تنها چیزی که در دیگری ممکن است موجب یأس آدمیمیشود، خشکی و بی احساسیقلبِ وی است. حالا تصور کن که من این مطلب را در تو کشف میکنم، در تو، در تویی که قسمتی از خود من هستی. بعد این میل در من بیدار میشود که سرت را به دیوار بکوبم
آلما
کاش با آن چشمهای غم زده ات، و با سکوتت که مورد پسند من است، این جا بودی.
آزادی
تو دلت رفته رفته برای من کمتر تنگ میشود.
Qeziii
خیلی تنها هستم. و جز این تنهایی هنوز هم فقط تو را دارم.
یك رهگذر
تقریباً شبها را کامل بیدارم، در طول روز میخوابم و میلی به هیچ کاری ندارم. خستهام، خسته از خستگییی که تنها قلب تو میتواند من را از آن برهاند.
masoome
کاش بودی، آلبرتینا. کاش الان اینجا بودی و مقابل حرارت ذغالی که مرا گرم میکند، مینشستی، کاش با آن چشمهای غم زده ات، و با سکوتت که مورد پسند من است، این جا بودی. کوچولو بیا! یا لااقل به من فکر کن.
پابلو
پورآزاد
چشمهای چای وارِ تو،
آزادی
ما با یک دیگر برای عشق مان قلّادهی زیبایی از بلایا را تولید میکنیم.
Qeziii
در مورد حوادث ناگوار، در مورد تمام مسائل ناگوار یا نامطبوعی که برایم رخ میدهند، فراموشی را پیشه کردهام، زیرا من توانا به فراموش کردن هستم. حالا نوبت توست: تو برای همیشه فراموش خواهی شد، و از قلبِ من تبعید خواهی شد، حتی اگر برایت معنا و اهمیت زیادی نداشته باشد.
قضاوت: چون تو دوستی ناخوش آیندی بودی، و چون من دردمندانه اشتباه کردهام که هوش و مهربانیتو را باور نمودم.
سال نو برایت ارمغان آور شادی است، البته اگر تو در حال حاضر فاقد آن باشی.
پابلو
susan.t
به من نامه بده و نامههایی را هم که برایات برشمردم از پست بخواه، برای دریافت آنها درخواست بده، چون متعلق به تو هستند و نه به هیچ کس در دنیا، نه به هیچ کس دیگری در دنیا، آنها مال تو هستند و نه مال هیچ کس دیگری، درست مثل دل من.
s.h
نمیدانی که چه قدر به تو علاقه دارم. من نیازم به تو از نان، و از آب هم بیشتر است. این که به تو بگویند: «نمیتوانم همه چیز را به تو توضیح بدهم،» واقعاً چه نقش و اثری میتواند که داشته باشد. شاید اصلاً نیازی نباشد که به تو توضیح بدهم تا مرا درک کنی. اگر هم چنان به من علاقه داشته باشی، توضیح به چه کارت میآید؟
s.h
وقتی فکر میکنم که این برهه، که تو در آن نیستی و غایبی، همهی زندگیمن نیست، بسیار بیش تر دوستت میدارم.
یك رهگذر
دسته گل بنفشهی بزرگی هم با خودم آوردم. آنها آن قدر زیبا هستند که فقط لیاقت تو را دارند.
Samane Ashrafi
من محکوم به تنهایی شدهام. به خودم لطفی میکنم که شاید باورت نشود: نامههایت را میخوانم و تا میتوانم به تو مینویسم.
Samane Ashrafi
اوضاعم در این روستا خوب نیست، در خانه، و در همه جا.
آزادی
من احساسِ خستگی میکنم و گاه با این آرزو از خواب برمیخیزم که فراموشت کنم.
وهم
نامه را به پست میبرم به این امید که گمش کنم. اما اگر هم که به دستت برسد، در اصل گم شده است.
وهم
هر روز به من بنویس
میدیا
در این محلِ خلوت با تو بودم، چه خوش بخت میشدم.
میدیا
کوچولو بیا! یا لااقل به من فکر کن
saeid.22
من محکوم به تنهایی شدهام
saeid.22
از کلمهی سیب، سی ب خوشم میآید.
اگر دختردار شوم اسمش را سیب میگذارم،
آزادی
تنها چیزی که در دیگری ممکن است موجب یأس آدمیمیشود، خشکی و بی احساسیقلبِ وی است. حالا تصور کن که من این مطلب را در تو کشف میکنم، در تو، در تویی که قسمتی از خود من هستی. بعد این میل در من بیدار میشود که سرت را به دیوار بکوبم.
وهم
در مورد تمام مسائل ناگوار یا نامطبوعی که برایم رخ میدهند، فراموشی را پیشه کردهام، زیرا من توانا به فراموش کردن هستم. حالا نوبت توست: تو برای همیشه فراموش خواهی شد، و از قلبِ من تبعید خواهی شد
وهم
صدفی که نام مرا با صدایِ دریاییاش به تو میگوید.
Qeziii
حجم
۱۲۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۲۸ صفحه
حجم
۱۲۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۲۸ صفحه
قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان