جملات زیبای کتاب هیچ هیچ شدن | طاقچه
تصویر جلد کتاب هیچ هیچ شدنsubscriptionAvailable

کتاب هیچ هیچ شدن

نوع کتاب
۲.۷(از ۳۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آوا (خدیجه) قاسمی
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
min
۱۶
آه باران! ببار و بشوی این پلشتی و نامردمی را...
Autumn
۱۱
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم که مویی از سر زلفت به عالمی نفروشم
هادی محمودی
۹
فردای قیامت نمی‌تونستم جواب صدف رو بدم.
_SOMEONE_
۶
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم که مویی از سر زلفت به عالمی نفروشم سعدی
min
۶
آه عمیقی کشیدم و آرزو کردم کاش یک بار دیگر به آن دوران طلایی کودکی برمی‌گشتم. به دوران بی‌خیالی. به دوران خواب‌های رویایی و به دوران آرزوهای کوچک دست یافتنی.
Milad Abbaszadeh
۲
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم که مویی از سر زلفت به عالمی نفروشم سعدی
niusha
۱
چقدر در پاییز فاصله روشنایی و تاریکی کوتاه می‌شد
marzieh
۰
سیما خانم دلم می‌خواد بدونی که من جز صدف هرگز عاشق هیچ زن دیگه‌ای نبودم و نخواهم شد. صدف اولین و آخرین عشقم بوده و خواهد بود. دل‌شکسته چشم هایم را بستم و از ته دل خدا را صدا کردم و عمیقاً آرزو کردم که دیگر هرگز چشم هایم رو به زندگی باز نشود. دشنه این بار با تمام قدرت در قلبم فرو رفت و من صدای قطره‌های خون را که بر زمین می‌چکید، با تمام وجود حس می‌کردم. من هیچ شده بودم، هیچ هیچ.
Atikhezli
۰
رازی را که نتوانی با کسی در میان بگذاری، مثل خوره روح و جسم‌ات را فرسوده می‌کند.
Adele
۰
فرزاد چنان با صدای بلند زد زیر خنده که همه برگشتند نگاه مان کردند اما فرزاد اصلاً نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد. آخر سر مجبور شد بیرون برود و زمانی که خنده‌هایش تمام شد، برگشت.