
٪۷۰
کتاب از تروما تا التیام
شناخت روانزخمها و راه درمان آنها
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
arshii
۲۵۱
تو آدم بدی نیستی، فقط گذشتهٔ بسیار بیمهری رو پشتسر گذاشتی.
خاتون
۲۱۳
افراد خودآزار درد را بهخاطر اینکه بهشدت آشناست «دوست دارند»، چراکه آنها را به یاد خانه میاندازد.
خاتون
۱۷۴
بیزاری از درگیری نشانهای از خودبیزاری است. ما از مبارزه فرار میکنیم، چون آنقدر از خودمان متنفریم که نمیتوانیم از آنچه هستیم دفاع کنیم. ما را طوری تربیت کردهاند که احساس خیلی بدی به خودمان داشته باشیم و حالا نمیتوانیم از کسی که از او متنفریم دفاع کنیم.
خاتون
۱۲۹
فرد کمالگرا ممکن است به موفقیتهای زیادی دست پیدا کند، اما موفقیت واقعی او در این است که خودش را مجاز به نقصداشتن بداند.
دانای کل
۱۰۳
همینکه باید رنج بکشیم، بهقدر کافی بد است؛ اما از آن بدتر این است که مجبور باشیم درحالیکه از علائم روانی مرموز رنج میبریم و توضیحات یا پاسخهای مناسبی هم در اختیار نداریم، این رنجکشیدن را تا ابد ادامه دهیم
hossein.agha
۱۰۰
روزی از بدترین موقعیتها عبور خواهیم کرد.
خاتون
۹۲
افراد شرمنده اربابی درونی دارند که هیچوقت کوتاه نمیآید.
Sophia
۸۲
اگر در آرامش به خودمان فرصت تأمل بدهیم، در جایی مثل حمام یا هواپیما یا در هنگام پیادهروی، خاطراتی از تروما به یاد میآیند.
کاربر ۵۲۹۴۵۲۵
۶۶
زندگی سالم فقط به معنای دوستداشتن صلح و آرامش نیست، بلکه مستلزم داشتنِ اشتیاق برای نبردهای عادلانه هم هست.
خاتون
۶۴
شاید این رفتارها را بتوان بهسادگی مسخره کرد و نادیده گرفت؛ اما این واقعیت که ما لازم داریم چیزی برای نگرانی پیدا کنیم، مطلب سادهای نیست، بلکه نشانهٔ نوع خاصی از تروماست که مستحق همدلی ویژه و درک صبورانه است. نیاز وسواسگونه به نگرانی، نشانهای از این است که در گذشتهای عمدتاً مبهم و ناشناخته، چیزی نگرانکننده و غمانگیز را پشتسر گذاشتهایم.
Batman
۴۸
من زشت نیستم، کاری کردهاند که احساس کنم قابلقبول نیستم؛ من هیچ کار اشتباهی نکردهام، بلکه با من اشتباه رفتار شده است. و بهطور کلی: من وحشتناک نیستم، اتفاق وحشتناکی برایم افتاده است.
رویا
۴۶
ما همینحالا احمق هستیم، در گذشته احمق بودیم و در آینده هم احمق خواهیم بود. برای انسانبودن هیچ روش دیگری وجود ندارد.
💚Book lover💚
۳۵
اصلی کلی در سلامت روان این است که هرچه کمتر بتوانیم ابراز کنیم، بیشتر بیمار میشویم.
FATEMEH
۲۷
این کلمه نباید فقط تداعیگر روابط عاشقانه باشد. هر زمان که توجه وجود داشته باشد، کسی به ما گوش بدهد و کسی دغدغههای خودخواهانهاش را کنار بگذارد تا با موقعیت عذابآور و پیچیدهٔ ما همدلی کند، عشق وجود دارد. وقتی کسی در مواجهه با غمهای ما صبور باشد، گناهان ما را ببخشد، پذیرای آرزوهای ما باشد، با ناامیدی ما همدردی کند، عشق وجود دارد
Shiva
۲۴
فرد کمالگرا در درجهٔ اول کسی است که رابطهای بسیار خاص و جالب با مقولهٔ شکست دارد.
ریشههای کمالگرایی در ترس از عواقب اشتباهکردن نهفته است.
نوید
۲۱
بیخوابی انتقام ذهن است از تمام تلاشهایی که، عمدتاً ناآگاهانه، برای جلوگیری از بروز افکار خاصی در طول روز انجام دادهایم.
FATEMEH
۲۰
اما حقیقت ظریفتر و روانشناختیتر است. افراد «بهدلیل نحوهٔ تفسیر وقایع» خودکشی میکنند
حدیث بانو
۲۰
وقتی ذهن راههایی برای سرکوبکردنِ علائم پریشانی پیدا میکند، انواع خاصی از درد در بدن بروز پیدا میکنند. اغلب ما در گذر از افسردگیهای خفیف یا اضطراب مزمن استاد شدهایم، اما وقتی خویشتنِ عمیقتر ما دیگر نمیتواند سهلانگاری عاطفیمان را تحمل کند، ممکن است دچار نوعی کمردرد شویم که بهطرز انکارناپذیری حاکی از وجود مشکلی است. ممکن است معدهٔ ما مجبور شود آنچه را ذهنمان دربارهاش سکوت کرده، «بیان کند.» ممکن است کلیهها مجبور شوند، به زبانی هرچند نامفهوم، مشکلاتی ناگفته را ابراز کنند. هرچه بیشتر بتوانیم آگاهانه تروماهای گذشته را درک کنیم، بدن مشکلات ناشناختهٔ کمتری را در خود بروز میدهد. بدن فقط میتواند بگوید که «چیزی» اشتباه است. مرحلهٔ بعدی، یعنی غربالکردن، بهیادآوردن، سوگواریکردن و تفسیرکردن باید در ذهن انجام شود.
کاربر ۱۵۰۸۶۹۸
۲۰
افراد بهراستی خوشبخت در میان ما کسانی نیستند که چهرهای با تقارن کامل دارند، بلکه کسانیاند که گذشتهشان به آنها این امکان را میدهد که دربارهٔ هر آنچه آینه میگوید، بیتفاوت باشند.
حدیث بانو
۱۲
آنچه افراد تشنهٔ موفقیت را از افراد بسیار بااستعداد یا باانگیزه متمایز میکند، نیروی محرکهٔ آنها در کارشان است. آنها در اصل یا بیشتر نه بهایندلیل که از کارشان لذت فوقالعادهای میبرند یا در قیاس با ما خواستههای مادی فوریتری دارند، بلکه بهایندلیل که تحت فشارهای روانی و درونی غیرمعمول و شدیدیاند، بیش از حد تلاش میکنند.
فعالیت بیوقفهٔ این افراد نه برخاسته از مسئولیتپذیری حرفهای، بلکه ناشی از نیازی عاطفی است
سپیدار
۱۱
بنابراین منطقی است که اگر قرار است از تروما بهبود پیدا کنیم، عشق باید نقشی محوری ایفا کند. این کلمه نباید فقط تداعیگر روابط عاشقانه باشد. هر زمان که توجه وجود داشته باشد، کسی به ما گوش بدهد و کسی دغدغههای خودخواهانهاش را کنار بگذارد تا با موقعیت عذابآور و پیچیدهٔ ما همدلی کند، عشق وجود دارد. وقتی کسی در مواجهه با غمهای ما صبور باشد، گناهان ما را ببخشد، پذیرای آرزوهای ما باشد، با ناامیدی ما همدردی کند، عشق وجود دارد.
لیلا
۱۱
افراد خودآزار درد را بهخاطر اینکه بهشدت آشناست «دوست دارند»، چراکه آنها را به یاد خانه میاندازد.
لیلا
۱۱
ممکن است آرزوی آرامش داشته باشیم، اما در جایگاه فردی خودآزار، ذهن ما برای تجربهٔ رعب و وحشت ساختاربندی شده است. شاید بخواهیم در خانهٔ عشق زندگی کنیم، اما تا وقتی تروماها را از وجودمان ریشهکن نکرده باشیم، هیچچیز بیشتر از قدمزدن در راهروهای خانهٔ درد، حس امنیتِ خانه را به ما نخواهد داد.
کاربر ۷۳۹۲۷۹۷
۱۱
شاید بتوان گفت که بدن شعور دارد و بعضی چیزها را فراموش نمیکند. اگر مسیر ابراز وجود کلامی مسدود شده باشد، شاید چارهای نباشد جز آنکه پیامهای خاصی ازطریق بدن بیان شوند.
Karimi_sama
۱۰
اول و مهمتر از همه، به درک نیاز داریم. ما با درک درست آنچه برای ما اتفاق افتاده و علت آن واقعه، از پریشانی نجات پیدا میکنیم
Karimi_sama
۹
همینکه باید رنج بکشیم، بهقدر کافی بد است؛ اما از آن بدتر این است که مجبور باشیم درحالیکه از علائم روانی مرموز رنج میبریم و توضیحات یا پاسخهای مناسبی هم در اختیار نداریم، این رنجکشیدن را تا ابد ادامه دهیم.
کاربر ۶۹۱۲۸۴۷
۹
رفتاردرمانیِ شناختی برای کمک به مراجعانی طراحی شده که از سه مشکل روانی فراگیر و ماندگار ناشی از تروما، یعنی اضطراب، افسردگی و افکار وسواسی رنج میبرند.
بِک و اِلیس تأکید داشتند بیمارانی که از این سهگانهٔ دردناک رنج میبرند، نباید بههیچوجه و بهطور کلی «بیمار» نامیده شوند، بلکه باید در وهلهٔ اول افرادی تلقی شوند که به
FATEMEH
۸
بیزاری از درگیری نشانهای از خودبیزاری است. ما از مبارزه فرار میکنیم، چون آنقدر از خودمان متنفریم که نمیتوانیم از آنچه هستیم دفاع کنی
کاربر ۷۳۹۲۷۹۷
۸
میزان پذیرش درونی ما هیچ ربطی به ساختار عینی صورت یا بدنمان ندارد؛ آنچه واقعاً اهمیت دارد، چگونگی احساس ماست، نه ظاهر ما.
parix
۸
افراد آسیبدیده همیشه در سطحی از وجودشان، دقیقاً در همان سنی که آسیب دیدهاند، گیر افتادهاند.
