
کتاب هنرمند و زمانه
درباره نبوغ هنری و افسون ادبیات در روزگار پرآشوب
انتشارات:
نشر اطراف٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
bookworm
۱۰
گلدانِ پشت پنجرهٔ شکسته پیام و شعاری در خود نداشت. فقط بود. حضوری تماماً غیراستعاری که یادم انداخت چیزهایی را باید دودستی، با همان «آخرین ذرهٔ» جان، نگه داشت.
bookworm
۸
زایشِ طبیعت و اعجاز آفرینش هنری، فارغ از مسیرشان، محصولِ واحدی دارند: «هستن». من هستم! بدین معنا هنرمند زمین است. زاینده است و همهچیز از دلش زاده میشود.
bookworm
۶
سه چهار خیابان پایینتر، پنجرهٔ طبقهٔ دومِ خانهای شکسته بود. تکههای درخشان شیشه هنوز روی لبهٔ پنجره پخش بودند و پشت همان قاب شکسته، گلدانی سرسبز بود؛ کشیدهقامت و سالم. عجیب بود که برگهایش نه پژمرده بودند و نه خاکگرفته. «حال که گرفتار آمدهای، ببال؛ سبز شو و قد بکش.»
bookworm
۵
هر درسی که از هنر میآموزیم، به دست خودِ ما در بطن هنر نهفته شده است.
bookworm
۴
در جریان خلق اثر هنری، تنها هدف هنرمند این است که کار را به سرانجام برساند، آن هم نه در معنای تمام کردنِ کلیت اثر، بلکه در معنای خلق همهٔ اجزای منفردش، خلق همهٔ ذرات اثر. خود اثر، به مثابهٔ کل، تا پیش از خلقِ تکتکِ ذراتش شکل نمیگیرد. به عبارتی، هر ذره همین کل است؛ کلیتی که مراد و مقصودش در ذرهذرهاش، در تمام طول و عرضش، حاضر و جاری است. خودِ اثر، به مثابهٔ کل، مراد و مقصود خودش است.
bookworm
۲
حالوهوای آفرینش هنری همان حالوهوای خواب و رؤیاست. وقتی ناگهان در عالم رؤیا، به اقتضای ضرورتی ناشناخته، خانهای را به آتش میکشی و دوستی را از بلندای قلهٔ کوه به پایین پرتاب میکنی، این عمل از تو سر زده است؟ روشن است که عملِ توست. هر چه باشد تویی که خفتهای و خواب میبینی. عملِ تو، با آزادیِ کامل. عمل تو، اما بدون دخالتِ آگاهیات. تو به مثابهٔ سرشت و ضمیر درونیات.
mlkesf
۲
لحظههایی که زبان از گفتن امتناع میکند یا گفتن انگار حاصلی ندارد. در چنین لحظههایی، تنها کارکرد کنشِ نوشتنْ حفظِ امکانِ گفتن است.
mlkesf
۲
گرچه گاهی زورِ کلمه به فاجعه نمیرسد، باید ایستاد و نوشت. باید گفت، حتی اگر نشنوند یا فراموش کنند.
mlkesf
۱
آزادگی همتا و همسنگی ندارد. آزادگی از هر چیزی برتر است.
mlkesf
۰
صدا فراوان بود: خبر، شایعه، تحلیل، هشدار، انکار. اما میان آن همه صدا، حقیقت بیصدا بود. منظورم حقیقت انتزاعی نیست، ابتداییترین شکلِ دانستن است: چه شده؟ چه دارد میشود؟ چه خواهد شد؟
miss_yalda
۰
نوشتن زیر فشار جنگ، همان نوشتن از جنگ نیست؛
نوشتن در افق جنگ است.
انگار جنگ همدم و همبسترت باشد.
موریس بلانشو
mlkesf
۰
مارینا ایوانُوْنا، من و تو عقلمان را از دست ندادهایم، آنها هستند که عقلشان نمیرسد.
mlkesf
۰
روی زمین، گوژپشت برای پشتِ خمیدهاش بهایی میدهد و فرشته برای بالهایش