ما چیزی را درک نمیکنیم اما باید نهایت تلاش خود را بکنیم تا یکدیگر را درک کنیم.
سروش
یادم میآید که یک نفر به من گفت تمام قصهها در یک جمله خلاصه میشوند: کسی چیزی را از دست میدهد.
سروش
«خدا همهچیز را از هیچ آفرید تا نیستی را از این طریق نشان دهد.»
سروش
یک کتاب محبوب به یک دوست قدیمی میماند و درعینحال به یک آشنای جدید، و به همین دلیل یک نویسندهٔ محبوب میتواند در آنِ واحد هم فردی آشنا باشد و هم غریبهای مرموز.
سروش
تمام کتابهای فلسفه، سرانجام صحبت از مرگ میکنند و این یکی از دلایلی است که مردم علاقهای به خواندن کتابهای فلسفه ندارند
سروش
کرورکرور آدم جان باخته، خیلی بیشتر از کسانی که الان دارند زندگی میکنند، بنابراین وقتی بمیرید، با اکثریت قریب به اتفاق انسانها وجوه اشتراکی خواهید داشت اما هنوز هم تصور مرگ به همان اندازه غیرممکن است که اجتناب از آن.
سروش
زنو یکی از فیلسوفان یونان باستان بود که عاقبت به دست کسانی که ایدههای وی به مذاقشان خوشایند نبود، شکنجه شد. امروزه فیلسوفجماعت بهندرت شکنجه میشوند، چون اکثر مردم آنها را بهکل نادیده میگیرند و واقعاً گفتنش سخت است که برای فلسفه و اهل فلسفه کدام تقدیر بدتر است، شکنجه شدن یا نادیده گرفته شدن.
سروش
خوشبختی به یک کاسه موز میماند، چون اگر بیش از حد به آن توجه کنید بهسرعت تهاش درمیآید، اما اگر بهکلی فراموشش کنید، یا دزد دخلش را میآورد یا درنهایت میگندد.
سروش