
بریدههایی از کتاب رهایی از محرومیت های هیجانی دوران کودکی (جلد سوم)
۳٫۰
(۲)
یک صورت بیاحساس برای کودک صرفاً یک تجربه هیجانی خنثی به شمار نمیرود، بلکه نشانهٔ خطر بالقوه است. سیستم عصبی کودک، والد سرد و بیعاطفه را بهطور بالقوه یک فرد طردکننده تلقی میکند که برای کودک دورنمایی تهدیدآمیز و وحشتآور فراهم میسازد. چنین کودکانی به جای اینکه بتوانند در فضایی آرام و توأم با اعتماد به دیگران نزدیک شوند، یاد میگیرند که مراقب خودشان باشند و هر لحظه آمادهٔ فرار باشند. این دسته از کودکان وقتی بزرگ میشوند، هر نشانهٔ ریز و درشتی از عدم پذیرش و تأیید دیگران را تهدیدآور تلقی میکنند و به راحتی دچار احساس ناامنی هیجانی میشوند.
شادی
بزرگترین هدیهای که میتوان به شما داد، این است که بدانید کسی حضور شما و وجود شما را در این دنیا گرامی و ارزشمند میداند. همهٔ ما نیاز داریم کنار افرادی باشیم که وجودمان برایشان لذّتبخش است. این همان عشق غیرمشروط است که به نقش شما و کارکردتان ارتباط ندارد.
شادی
نتایج یک مطالعه نشان داد که اگرچه زوجین بدون فرزند سطح بالای رضایتمندی از زندگی را گزارش کردند، ولی زوجین دارای فرزند مدّعی بودند که معنای بیشتری را در زندگیشان تجربه میکنند.
شادی
اشتباه کردن هرگز نمیتواند شما را از انسان خوب بودن ساقط کند. در واقع این امر بدان معناست که شما بخشی از یک دنیای به شدت ناکامل و کُند هستید که در مسیر بهتر شدن و ارتقا است.
شادی
به فیلهای سیرک از بچگی یاد میدهند که به وجود پابند در پاهایشان عادت کنند تا بعداً وقتی بزرگتر شدند، بتوان آنها را با طناب کنترل کرد. طنابهایی که عملاً به راحتی میتوانند آن را پاره کنند. آنها یاد گرفتند که هر چقدر هم تلاش کنند، زورشان نمیرسد و نمیتوانند خود را رها کنند. به همین دلیل وقتی بزرگ میشوند، وجود طناب را میپذیرند و هیچ تلاشی برای رهایی نمیکنند. حال که فیلها بزرگ شدند و چند تُن وزنشان است، هنوز درس قبلی را بهگونهای میپذیرند که گویی درست است. فیل موقعیت را زیر سؤال نمیبرد چون در ذهنش، همان فیلی است که همیشه بوده است. فیلها متوجه نیستند که بزرگ شدهاند و رشد کردند.
شادی
بیان محدودیتها، شما را کمی آسیبپذیر میسازد و از همین رو حکم یک موهبت را دارد: «شما به طرف مقابلتان میگویید که آنقدر دوستش دارید که بخواهید با او صادق باشید. کسی که بخواهد شما را بشناسد و در رابطه با شما بماند، قدردان این موضوع خواهد بود».
شادی
حضور در طبیعت، شما را دوباره با ریشهها و نیازهایتان مرتبط میکند. طبیعت آنقدر با خودش صادق است که آن را بیواسطه به شما سرایت میدهد. طبیعت، غرایز سالم شما را تشویق میکند و با کمترین مقاومت شما را به جلو هدایت میکند. طبیعت به شما نشان میدهد که فقط از طریق بودن با خودتان است که میتوانید یک زندگی پرجنبوجوش داشته باشید. طبیعت مثل والدین مهربان و خردمند است که فقط بهترینها را برای شما میخواهد. هر چه باشد، طبیعت مادر شماست.
شادی
افرادی که در موضع قدرت قرار دارند، مثل والدین، رئیسها، معلمان و رهبران باید از پختگی هیجانی برخوردار باشند زیرا کار آنها مستلزم آن است که انصاف را رعایت نمایند و از دیگران مراقبت کنند.
شادی
ناجوانمردانهترین اثر رفتار سرد و حاکی از بیاعتنایی این است که اغلب اوقات نمیدانید چه اشتباهی از شما سر زده است و همین مسأله باعث میشود که نسبت به تمام کارهای بد احتمالیتان وسواس فکری به خرج دهید.
شادی
به عنوان یک فرد معتاد به استرس ممکن است وقتی احساس ارزشمندی کنید که شرافتمندانه گرفتار کار و زندگی هستید و در خفا امیدوارید که دیگران تحت تأثیر زندگی پرمسئولیت و پرزحمت شما قرار گیرند.
شادی
زندگی زمانی میمیرد که شما بیش از حد نگران درست کردن آن باشید.
شادی
DNA حرف آخر را در زندگی نمیزند. زندگی شما هدیهای بیولوژیکی از سوی والدینتان است و بدون آنها شما از این موهبت برخوردار نبودهاید. امّا شما تا آخر عمر دَربست در خدمت والدینتان نیستید. شما زندگیتان را از آنها دارید، ولی زندگیتان متعلق به آنها نیست. همهٔ ما روزی بزرگ میشویم و خانه را ترک میکنیم. اگر والدینتان حاضر نیستند درست رفتار کنند، شما مجبور نیستید که با آنها وقت بگذرانید. شما همیشه میتوانید با حفظ فاصله از آنها، برایشان احترام و عزت قائل شوید
شادی
شاهراه رسیدن به التیام موفقیتآمیز جراحتهای هیجانی، پذیرش است. باید بپذیرید که بعد از تجربهٔ آن زخم احتمالاً دیگر مثل قبل نخواهید بود. هر چه بیشتر با این حقیقت بجنگید، مدّت زمان بیشتری طول میکشد تا التیام یابید. بهتر است که بپذیرید التیام هیجانی معمولاً زخمهایی را بر جای میگذارد. شفا یا التیام از جراحت هیجانی مانند یک پاککن جادویی عمل نمیکند که بخواهد همه چیز را سر جای اولش برگرداند. قرار نیست طوری رفتار کنید که انگار هرگز برای شما اتفاقی نیفتاده است.
شادی
برخی افراد استدلال میکنند که شما باید سعی کنید به خاطر خودتان ببخشید، نه به خاطر طرف مقابل. امّا آیا این استدلال در مورد بخشش یا رهاکردن خشم وسواسگونه نیز صدق میکند؟ به نظر من این امکان وجود دارد که بتوان خشم و انتقام را از طریق روشهای سازنده رها کرد، حتی وقتی بخشش امری غیرممکن برای شما باشد. شاید بخشش، مقولهای است که فقط زمانی سراغ شما میآید که انتظارش را ندارید. شاید آنطور که در نگاه اوّل به نظر میرسد چندان کنترلی روی هیجانهای خودمان نداریم که برای بخشش تصمیم بگیریم. ممکن است در آیندهای دور یا نزدیک وارد فرایند بخشش شویم.
شادی
بررسی گذشتهتان به شما کمک میکند تا خود را از آیندهٔ محتوم رها سازید. رواندرمانی تنها جایی روی کرهٔ زمین است که برگشت به عقب در آن، سریعترین راه برای حرکت رو به جلو است.
شادی
ما آسیب دیدیم نه به این دلیل که افراد بدی هستیم یا والدینمان آدمهای بدی بودند. ما آسیب دیدیم چون نسلهای قبل از ما به علم روانشناسی دسترسی نداشتند که از آن طریق بتوانند هزینههای ناشی از درد هیجانی بیاعتنایی یا بیمهری را کاهش دهند.
شادی
والدین ما ممکن است در زندگی و زمان خود قادر به درک این دردها نبودهاند. آنها تنها یک گزینه پیش رو داشتند: «دردشان را منتقل کنند، با این امید که شاید بعداً توسط فردی رمزگشایی شود.» کسی چه میداند شاید آن فرد شما باشید که زبان درد خانوادگیتان را رمزگشایی میکنید.
شادی
اکثر افراد حرفهای که بر نقش تخصّصی خود تأکید دارند، فقط سعی دارند که از اعتمادبهنفس و تبحّر خود در کار مایه بگذارند. ولی باور کنید که وقتی یک نفر وارد اتاق معاینه میشود، پیامهای لازم دربارهٔ تبحر و تخصّص شما را گرفته است، در آن لحظه، آنها نیاز به آرامش دارند، نه اینکه با آنها از بالا به پایین صحبت شود.
شادی
هرگز از زیر سؤال بردن قهرمانان معنوی خود نترسید. همهٔ ما تمایل ذاتی داریم تا فردی را برای ایدهآلسازی پیدا کنیم، کسی که بتوانیم به عنوان موجودی برتر با او ارتباط برقرار کنیم. ما غالباً ویژگیهای خاصی را به دیگران نسبت میدهیم، زیرا باور نداریم که خودمان میتوانیم آنقدر خردمند باشیم. به جای پرورش و رشد خودمان، طبیعیتر به نظر میرسد که چشم امیدمان را به یک استاد ایدهآلسازی شده ببندیم.
شادی
ما فرض را بر این میگذاریم که متخصّصان بهتر میدانند، به ویژه افراد صاحبْنظر در حوزهٔ معنوی. این امر برای ما یک امر بدیهی و مسلّم است. برای ما بسیار اطمینانبخش است که اختیار زندگیمان را در اختیار افرادی قرار دهیم که هیچ شک و تردیدی نسبت به خود ندارند و به نظر میرسد که به باورهایشان کاملاً اعتقاد و اعتماد دارند.
شادی
در نزد رهبران معنوی خودشیفته، سردرگمی و اطاعت بیچون و چرا سرمایهٔ اصلی تجارتشان به شمار میرود.
شادی
اگر کسی به نیاز هیجانی ما به پیوند عاطفی، پاسخ متفکرانه بدهد (به عنوان مثال، نصیحت کند یا راهحل ارائه کند)، احساس میکنیم که دیده نمیشویم و تحقیر شدهایم. حیوان خانگی شما هرگز چنین خطای اجتماعی فاحشی را مرتکب نمیشود.
شادی
امّا صبر کن! بله، درستِ!
شادی
وقتی مرتکب اشتباهی میشویم، خیلی از دست خودمان ناراحت میشویم. امّا اگر پشیمانی خود را به عنوان پیشپرداختی در نظر بگیرید که برای دستیابی به پختگی واریز نمودید، تحمّل اشتباهاتتان کمی آسانتر میشود.
شادی
به عنوان یک فرد معتاد به استرس ممکن است وقتی احساس ارزشمندی کنید که شرافتمندانه گرفتار کار و زندگی هستید و در خفا امیدوارید که دیگران تحت تأثیر زندگی پرمسئولیت و پرزحمت شما قرار گیرند.
شادی
بدون اینکه دوباره از نو شروع کنید، هیچ کاری آسانتر نمیشود.
شادی
وقتی برای بینقص بودن و کمال بیش از حد ارزش قائل میشوید، خیلی راحت میتوانید اشتباه کردن را اتلاف وقت بدانید. شما معتقدید که همان بار اوّل، کار را درست انجام دهید و کار را تمام کنید. چه چیزی میتواند کارآمدتر از این باشد؟ امّا باید بدانید که بسیاری از کارهای پیچیده و جدید را باید از طریق اشتباه کردن یاد گرفت. شما نمیتوانید قبل از شروع، به کار مسلّط باشید.
شادی
حجم
۳۰۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۴۸ صفحه
حجم
۳۰۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۴۸ صفحه
قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
تومان