
بریدههایی از کتاب رویای آدم مضحک
۴٫۳
(۲۱)
اما این زندگی، که شما اینچنین ستایشش میکنید، همان زندگیای بود که میخواستم با خودکشی خاموش کنم
fateme
آنها همچون ما در پی فهم زندگی نبودند، زیرا زندگیشان از آغاز کامل بود.
صوفیانا
به «هیچ» تبدیل شده بودم، به یک «هیچ» مطلق.
Anya
میبینید، با اینکه دیگر هیچ چیز برایم مهم نبود، هنوز هم درد را حس میکردم.
Sobhan
در نهایت، این مردم از تلاشهای بیمعنی خسته شدند. رنج در چهرههایشان پدیدار شد، و گفتند که رنج زیباست، زیرا تنها از دل رنج میتوان به تفکر رسید. آنها رنج را در ترانههایشان هم ستایش کردند.
Octtave
مردمانی مغرور و خودخواه پیدا شدند که یا همهچیز را میخواستند یا هیچچیز.
Octtave
رنج زیباست، زیرا تنها از دل رنج میتوان به تفکر رسید.
شرارھ
هر چه بیشتر آموختم، بیشتر دریافتم که مضحکم.
Anya
سبکسریای عجیب و خیالپردازانه فکر کردم: «آه، پس زندگی پس از مرگ وجود دارد!». اما عمق وجودم چیزی متفاوت میگفت: «اگر قرار باشد مطابقِ ارادهای ناگزیر و اجباری دوباره باشم و دوباره زندگی کنم، نمیخواهم مغلوب و خوار و ذلیل بمانم!»
Thief_of_souls
و با این حال، همهچیز همینقدر ساده است: در یک روز، در یک ساعت—همهچیز میتواند ناگهان درست شود! نکتهٔ اصلی این است که دیگران را مانند خودتان دوست بدارید، این اصلِ همهچیز است، هیچ چیز دیگری لازم نیست؛ و بلافاصله راه درست کردن همهچیز پیدا خواهد شد.
کاربر ۹۵۲۲۴۸۹
ضعیفان به میل خود تسلیم قدرتمندان میشدند، تنها برای اینکه به آنها کمک کنند تا ضعیفتر از خودشان را نابود کنند.
Thief_of_souls
شاید به این دلیل که اندوهی سهمگین در جانم میبالید، اندوهی ناشی از حقیقتی که بسیار بزرگتر از وجود من بود: این باور که همهچیز در جهان بیاهمیت است.
Octtave
به خودم اطمینان دادم که نمیترسم و از این فکر که نمیترسم، سرمست شدم.
کاربر ۹۵۲۲۴۸۹
در زمین ما، ما تنها از طریق رنج و درد میتوانیم حقیقتاً عشق بورزیم! ما قادر به عشق ورزیدن به شیوهای دیگر نیستیم و عشق دیگری نمیشناسیم
شقایق
من نمیخواهم و نمیتوانم باور کنم که شرارت وضعیت طبیعی انسانهاست.
fateme
من نمیتوانم بیش از این سرگردان شوم. چون حقیقت را دیدهام؛ من آن را دیدم و میدانم که انسانها میتوانند زیبا و خوشبخت باشند، بدون اینکه توانایی زندگی روی زمین را از دست بدهند. من نمیخواهم و نمیتوانم باور کنم که شرارت وضعیت طبیعی انسانهاست. اما همه فقط به همین باور من میخندند.
Thief_of_souls
اما اگر این خواب حقیقت را بر من آشکار کرده باشد، واقعاً فرقی میکند که خواب بوده یا نه؟ زیرا اگر یک بار حقیقت را دریابید و آن را ببینید، میدانید که حقیقت همان است و حقیقتِ دیگری وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد، چه در خواب باشید و چه در بیداری.
کاربر ۹۵۲۲۴۸۹
به نظر میرسید که هنوز انسانم و به «هیچ» تبدیل نشدهام،
شرارھ
در زمین ما، ما تنها از طریق رنج و درد میتوانیم حقیقتاً عشق بورزیم!
شرارھ
به «هیچ» تبدیل شده بودم، به یک «هیچ» مطلق.
شرارھ
با اینکه دیگر هیچ چیز برایم مهم نبود، هنوز هم درد را حس میکردم.
F.Z...:)
رنج زیباست، زیرا تنها از دل رنج میتوان به تفکر رسید.
F.Z...:)
اندوهی سهمگین در جانم میبالید، اندوهی ناشی از حقیقتی که بسیار بزرگتر از وجود من بود: این باور که همهچیز در جهان بیاهمیت است.
Sobhan
در یک روز، در یک ساعت—همهچیز میتواند ناگهان درست شود! نکتهٔ اصلی این است که دیگران را مانند خودتان دوست بدارید، این اصلِ همهچیز است، هیچ چیز دیگری لازم نیست؛ و بلافاصله راه درست کردن همهچیز پیدا خواهد شد.
Thief_of_souls
در خواب، گاه انسان میبیند که از جایی سقوط میکند، یا ضربهای میخورد، اما معمولاً هیچ دردی حس نمیکند، مگر آنکه در بیداری آسیبی دیده باشد. در رؤیای من نیز دردی نبود، اما گمان کردم که با شلیک گلوله، تمام وجودم به لرزه افتاد، ناگهان همه چیز خاموش شد، و پیرامونم را تاریکی هولناکی فراگرفت. گویی نابینا و گنگ شده بودم
Thief_of_souls
به نظر میرسد خوابها نه از منطق، که از میل و آرزو سرچشمه میگیرند، نه از ذهن، بلکه از دل. و با این وجود، گاه چه اندیشههای پیچیدهای در خواب به ذهنم خطور کرده است! و در عین حال، در خواب چیزهایی کاملاً غیرقابل تصور رخ میدهند.
Thief_of_souls
به نظر میرسید که هنوز انسانم و به «هیچ» تبدیل نشدهام، پس تا وقتی که به «هیچ» بدل نشدهام، زندهام و بنابراین میتوانم رنج بکشم، خشمگین شوم و از اعمالم احساس شرم کنم.
غزل
میبینید، با اینکه دیگر هیچ چیز برایم مهم نبود، هنوز هم درد را حس میکردم.
Octtave
«هر که هستی، اگر واقعاً وجود داری و اگر چیزی عاقلانهتر از آنچه اکنون بر من میگذرد وجود دارد، بگذار آن نیز رخ دهد. و اگر به خاطرِ خودکشی بیدلیل من، با این زندگی زشت و بیمعنا مجازاتم میکنی، بدان که هر عذابی بر من وارد کنی، هرگز به اندازه آن خشم خاموشی که در دل دارم، آزارم نخواهد داد، حتی اگر این عذاب میلیونها سال طول بکشد!»
Octtave
در زمین ما، ما تنها از طریق رنج و درد میتوانیم حقیقتاً عشق بورزیم! ما قادر به عشق ورزیدن به شیوهای دیگر نیستیم و عشق دیگری نمیشناسیم. من رنج میخواهم تا بتوانم عشق بورزم.
Octtave
حجم
۲۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۴ صفحه
حجم
۲۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۵۴ صفحه
قیمت:
۱۳,۰۰۰
تومان