جملات زیبای کتاب قدرتمند (جلد یک و نیم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب قدرتمند (جلد یک و نیم)

بریده‌هایی از کتاب قدرتمند (جلد یک و نیم)

نویسنده:لورن رابرتس
انتشارات:نشر داهی
امتیاز
۴.۲از ۶۲ رأی
۴٫۲
(۶۲)
«خونه همیشه بیشترین آسیب رو به انسان می‌زنه.»
*sunnǭ
برای دختری که شایستهٔ پایانی خوش بود.
*sunnǭ
«فقط به‌این‌خاطر که من عشق‌ورزیدن رو بیشتر دوست دارم، به این معنا نیست که جنگجویان رو تحسین نمی‌کنم.»
*sunnǭ
بین شکننده‌بودن و با لطافت رفتارکردن تفاوت زیادی وجود داره
*sunnǭ
من هرگز متعلق به شخص دیگری نبودم، و اصلاً نمی‌دانم چطور باید این کار را بکنم.
*sunnǭ
برای دختری چنان فروزان که خورشید در قیاس با او رنگ‌پریده به نظر می‌رسد.
*sunnǭ
تردید یعنی من آن‌قدری به این مسئله اهمیت می‌دهم که به نحوهٔ رفتارم با او فکر کنم.
*sunnǭ
چه حقیقت وحشتناکی، اینکه اعتراف کنی آدم دیگری برایت قابل‌تحسین و احترام است.
*sunnǭ
به لبخندش خیره شده‌ام و می‌پرسم: «برای منه؟» زمزمه می‌کند: «تمام لبخندهام.»
s
ملایمت، نیرویی در خود دارد که ناتوانی از آن بی‌بهره است.
*sunnǭ
خود اوست، که از همه پرنورتر می‌درخشد. به‌نوعی او همیشه خورشید بوده است. همیشه نوری بوده که باوجود ظلمت در این دنیا می‌درخشیده است.
*sunnǭ
نمی‌دانم چه‌چیزی در وجودش دارد که ناگهان باعث می‌شود این‌قدر شاعرانه حرف بزنم
wings for anna
من عاشق نمی‌شوم. من تلوتلو می‌خورم و به دام عاشق می‌افتم و نمی‌توانم سرعتم را کمتر کنم تا دربارهٔ این احساسات یا شخصی که احساساتم را همچون باری روی دوش او انداخته‌ام کمی بیندیشم.
wings for anna
اینکه تا این حد احساس عمیقی به یک انسان داشته باشم درست مثل نفرین است.
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
وقتی آنچه از من انتظار می‌رود را کنار می‌گذارم، همان چیزی می‌شوم که هستم.
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
می‌خندد و من از صدای بم او به خود می‌لرزم.
یک پری کتاب‌خوان
هرگز به خودم اجازه نمی‌دهم نور او را از وجودش بیرون بکشم، و لبخندهایش را بکشم.
wings for anna
می‌گوید: «تو هم اون بالا پیش من خواهی بود؟» «اگر این‌قدر خوش‌شانس باشم.» با لحنی جدی زمزمه می‌کند: «بهم قول بده. دوست ندارم تنها بمونم.» سرم را که به موهایش چسبیده، تکان می‌دهم. «بهت قول می‌دم، دنا.»
wings for anna
«خونه همیشه بیشترین آسیب رو به انسان می‌زنه.»
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
او خیال انگیزترین رؤیای من است. این حقیقت من است.
ketabdoost:)
او همه‌جا با من است، اما، هیچ‌کجا نیست.
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
کاری کردم او لبخند بزند.
یک پری کتاب‌خوان
در پایان، هیچ نبود جز نور و تاریکی، جز آوا و سکوت. چیزی جز خاطرهٔ آنان که دوستشان داشتم برایم نمانده است. یکی دوست. دیگری رابطه‌ای ناتمام. و این تمام آن چیزی است که با خود بردم. اما آن‌ها را تماشا می‌کردم، گرم و درخشان، در اوج آسمان‌ها. همان‌طور که او با من عهد کرده بود.
گندم قربانی
حقیقت وحشتناک ماجرا همین است؛ من او را می‌خواهم.
یک پری کتاب‌خوان
«بس کن. اصلاً خنده‌دار نیست.» دوباره طوری ریزریز می‌خندد که باعث می‌شود عصبانیتم پر بکشد. اما وقتی نوک سوزن دوباره داخل انگشتم فرومی‌رود، هوفی می‌کشم و پارچه را کناری می‌اندازم. «اوه، خواهش می‌کنم، تسلیم نشو.» ناامیدی که در چهره‌اش می‌نشیند دلم می‌خواهد در تصمیم خود تجدیدنظر کنم. «ببین تاکجا پیش رفتی!» «منظورت این دوازده تا کوک کج‌ومعوجه؟» برای اثبات حرفم پارچه را مقابلش می‌گیرم. «آره، من یک اعجوبه هستم.»
wings for anna
داشتن تخیلی تا این حد فعال، به‌مانند یک نفرین است.
|°• 𝐀𝐯𝐚 •°|
برای دختری چنان فروزان که خورشید در قیاس با او رنگ‌پریده به نظر می‌رسد.
ketabdoost:)
«تو شیرین‌ترین چیزی هستی که تا به امروز دیدم.»
یک پری کتاب‌خوان
هرگز فکر نمی‌کردم ترک‌کردن تا این اندازه سخت باشد. چون حالا دیگر او مانده و تمام لحظات پس‌از او.
s
او همه‌جا با من است، اما، هیچ‌کجا نیست.
s

حجم

۵۱۲٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

حجم

۵۱۲٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان