نگرانی مانند یک صندلی گهوارهای است. مدام ما را تکان میدهد؛ اما به جایی نمیبرد.
ویل راجرز
mina
اکنون میدانم تنها یاد دادنِ چگونه ایستادن، به کسی که قدرت ایستادن را ندارد، راهی برای کمک به آن شخص نیست. به کسی که میخواهد فقط بنشیند و گریه کند، یاد دادنِ چگونه گریه کردن، تنها راه واقعی آرامش او نیست. شادیِ فردا ضروریترین چیز برای کسانی که در رنج هستند، نیست
|الهام|
دلیل اینکه شما میخواهید ناامیدی و ناراحتی خود را از بین ببرید
این است که تمایل ندارید قلب خود را به خاطر دوست داشتن طرف مقابل،
با غم و ناامیدی خدشهدار کنید.
شما میخواهید طرف مقابل را دوست داشته باشید؛
بدون اینکه ناخالصیهایی از جنس غم، با این دوست داشتن آمیخته باشد.
یکدیگر را در آغوش بگیرید.
بروز دادن غم،
راه دیگری برای گفتن
«دوستت دارم» است.
|الهام|
عشق با درد همراه است. ما هرگز نمیتوانیم قلب خود را به کسی بسپاریم؛ مگر اینکه برای تحمل درد و رنج آماده باشیم.
|الهام|
پس بیایید با کمال میل، قدمهایی که با شجاعت به طرف یکدیگر برمیداریم را «عشق» بنامیم.
|الهام|
شاید بزرگسال شدن واقعاً به این معنا باشد که به جای چگونه اشک نریختن، شجاعت گریه کردن هنگام احتیاج داشتن به آن را بیاموزیم.
یاد میگیریم که هدف از گریه کردن، فروپاشی نیست؛ بلکه این کار به ما قدرت میدهد تا یک بار دیگر زندگی کنیم.
|الهام|