جملات زیبای کتاب سوختن آیدل | طاقچه
تصویر جلد کتاب سوختن آیدل

بریده‌هایی از کتاب سوختن آیدل

اینطوری بود که یاد گرفتم حتی اگه لبخندت هم مصنوعی باشه، کسی نمی‌تونه تشخیص بده. هیچ‌کس درک نمی‌کنه که تو چه احساسی داری.
winter
امیدوارم یه نفر اون بیرون باشه که مفهوم آهنگام رو متوجه بشه، منو درک کنه و بتونه درون وجودم رو ببینه.
winter
«حتی اطرافیان خودت هم نمی‌تونن متوجه بشن. فرقی نداره که با کی داری حرف می‌زنی. وقتی با کسی حرف می‌زنم، پیش خودم فکر می‌کنم که وای، چطوریه که اون همهٔ حرف‌های منو تأیید کرد در حالی که اصلا متوجه نشد من چی گفتم.
winter
ماساکی قدرتمندانه توجه دیگران را به سمت خودش جلب می‌کند اما در عین حال چیزهایی در موردش وجود دارد که ما را از او دور می‌کند. من هم می‌خواهم دنیایی را ببینم که او می‌بیند و چیزهایی را حس کنم که او حس می‌کند. چیزهایی را درک کنم که خودش اصرار داشت هیچ‌کس نمی‌تواند آن‌ها را درک کند، حتی اگر این کار سال‌ها طول بکشد، حتی اگر نتوانم همه چیز را کاملاً درک کنم.
winter
توی تختخوابم نشسته بودم و نمی‌توانستم از جایم تکان بخورم. تنها چیزی که به آن فکر می‌کردم این بود که الان اوشی من در چه حال است.
winter
پیام‌های فندوم کمی اغراق‌آمیز بود. <ممنون از اینکه به دنیا اومدی.> <حالا که نتونستم بلیت بخرم، انگار زندگیم به آخر رسیده.> <اون به من نگاه کرد! شوهر آینده‌م به من نگاه کرد. ❤> من و نارومی هم می‌توانستیم در این فندوم پیام‌هایی در مورد ازدواج و اینجور چیزها بفرستیم اما به نظر من چنین کاری درست نبود. پس این نوشته را تایپ کردم: <من در همه حال، در سلامتی و بیماری، اوشی خودم رو استن می‌کنم.>
winter
من هنوز هم بار سنگین انسان بودن را که حتی به انتخاب خودم هم نبود، روی دوشم احساس می‌کردم. باری که مرا خسته و افسرده کرده بود. همانطور که شب خوابیدن توی تختخواب ملحفه‌ها را چروک می‌کند، زنده بودن هم واقعاً طاقت‌فرساست. برای اینکه با کسی حرف بزنی، مجبوری عضلات صورت و حالات چهره‌ات را تغییر دهی. مجبوری برای خلاص شدن از چرک و کثیفی که روی پوستت را پوشانده، حمام کنی. باید ناخن‌هایت را هم کوتاه کنی چون مدام در حال رشد هستند. همیشه نهایت تلاش خودم را می‌کردم تا بیشترین حد ممکن از کارهایم را انجام دهم اما تلاشم هرگز کافی نبود. همیشه اراده و جسم خسته‌ام در میانهٔ راه رهایم می‌کردند.
winter
داروهایی که مصرف می‌کردم، حالم را بدتر می‌کرد. بعد از مراجعات مکرر به مطب پزشک و مصرف داروها، نه تنها هیچ نشانه‌ای از بهبودی نداشتم بلکه حتی رفتن به کلینیک هم برایم دشوارتر شد. اسمی که آن‌ها برای حس سنگینی موجود در بدنم گذاشته بودند، ابتدا کمی حالم را بهتر می‌کرد اما بعد احساس کردم که این بیماری مرا تحت فشار قرار داده و رهایم نمی‌کند. اما دنبال کردن موسیقی و خبرهای اوشی‌ام باعث می‌شد برای یک لحظه هم که شده، از این بیماری و حس ناخوشایند فرار کنم.
winter
همانطور که انواع مختلفی از طرفداران دیده می‌شد، فندوم‌های مختلفی نیز وجود داشت. بعضی از آن‌ها تمام کارها و حرکات اوشی خود را تحسین می‌کردند و برخی نیز معتقد بودند که طرفدار واقعی باید با درایت باشد. بعضی‌ها عاشقانه اوشی خود را دوست داشتند اما اهمیتی به کار و حرفه‌اش نمی‌دادند. برخی هم چنین احساساتی به اوشی خود نداشتند و تشکیل فندوم را راهی برای پیوستن به شبکه‌های اجتماعی و شرکت در این گروه‌ها می‌دانستند. افرادی هم بودند که فقط کارهای هنری اوشی‌شان برایشان مهم بود و به شایعات و گفت‌وگوهای بیهوده هیچ اهمیتی نمی‌دادند. بعضی‌ها دوست داشتند که از اوشی خود و کارهایش حمایت مالی کنند و برای برخی نیز همین که عضوی از جامعه طرفداران باشند، ارزشمند بود.
winter
من هم فقط می‌خواستم که اوشی‌ام را درک کنم. هم به عنوان یک شخص و هم به عنوان یک هنرمند. من می‌خواستم جهان را از دریچهٔ نگاه او ببینم.
winter

حجم

۲۶۲٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

حجم

۲۶۲٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان