جملات زیبای کتاب چقدر از نظر عاطفی بالغی؟ | طاقچه
تصویر جلد کتاب چقدر از نظر عاطفی بالغی؟

بریده‌هایی از کتاب چقدر از نظر عاطفی بالغی؟

۳٫۸
(۸)
شاید عجیب به نظر برسد اما بهترین زمان برای گله معمولاً زمانی است که دیگر آن مسئله ناراحتمان نمی‌کند. تا زمانی که به نظر می‌رسد حتی یک ثانیهٔ دیگر هم نمی‌توانیم با همسر یا همکاری که حسابی خشمگینمان می‌کند زندگی کنیم باید با نهایت دقت سکوت اختیار کنیم.
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
درک کنیم بیشتر رفتارهای بد دیگران در واقع ناشی از ترس و اضطراب است نه آن‌طور که معمولاً فرض می‌کنیم، بدذاتی یا حماقت. در این صورت از حق‌به‌جانب‌بودن دست می‌کشیم و دیگر دنیا را جایی پر از هیولا یا آدم‌های احمق‌نمی‌بینیم.
سپیدار
اگر مدارسی برای آموزش بلوغ عاطفی وجود داشت، افراد چهل‌ساله در کلاس‌کنار کودکان شش‌ساله می‌نشستند
توحيد
افراد واقعاً باهوش می‌دانند که فقط در برخی مواقع می‌توانند باهوش باشند. شک به خود از عناصر اساسی هوش هیجانی است. پذیرش اینکه ممکن است احمق باشیم اساس خردمندی است. آن‌هایی که ذهن خود را بهتر می‌شناسند، می‌دانند که این ذهن همیشه خوب کار نمی‌کند و پر است از نقاط کور و کج‌فهمی‌ها، بی‌جهت نتیجه‌گیری می‌کند، از دقت در واقعیت‌ها سر باز می‌زند و برای ریشه‌یابی مسائل، نه ظرافت دارد، نه صداقت و نه توان. ما با کمک اندامی بسیار ناپایدار در جهان پیش می‌رویم
توحيد
در مواقعی که احساس می‌کنیم زندگی‌مان به پایان رسیده است قبل از انجام هر اقدام جدی باید ابتدا ببینیم آیا به چرتی بیست‌دقیقه‌ای یا یک لیوان آب‌پرتقال طبیعی نیاز مبرم داریم یا نه. از قرار معلوم - و همان‌طور که افراد بالغ می‌دانند - این «چیزهای کوچک» در حقیقت از اهمیت زیادی برخوردارند.
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
زمانی که جرئت کنیم بپذیریم دست‌کم در برخی ابعاد در رسیدن به بلوغ واقعی ناکام مانده‌ایم، تازه گام‌های نخست رشد را برمی‌داریم
توحيد
باید نگران کسانی باشیم که وقتی می‌گوییم ممکن است کسی هنوز در کنه وجودش کودک باشد، با خونسردی و اعتمادبه‌نفس تظاهر می‌کنند نمی‌فهمند دربارهٔ چه حرف می‌زنیم
توحيد
زمانی به بلوغ عاطفی می‌رسیم که از قضاوت خودکار زمان حال با لنز تحریف‌‌کنندهٔ گذشته دست برداریم و بگذاریم واقعیت کنونی راهنمای اصلی، منصفانه‌تر و غالباً امیدوارکننده‌تری باشد برای شناخت آنچه در برابرمان است.
shaida
انسان واقعاً بالغ می‌تواند میان نومیدی از یک‌سو و انکار از سوی دیگر، تعادلی برقرار کند.
محمد رحمانی
یکی از ویژگی‌های عجیب ذهن انسان آن است که اغلب - بی‌آنکه چندان متوجه این نکته باشیم - پر است از پیش‌فرض‌هایی دربارهٔ آنچه قرار است رخ بدهد. ذهن انسان باور دارد می‌داند مردها «واقعاً» چه می‌خواهند و زن‌ها واقعاً «گرایش به انجام چه کارهایی دارند.» فکر می‌کند می‌داند تعریف و تمجیدها در‌واقع چه «معنایی» دارند و ناکامی‌ها و شکست‌های مقطعی «نشان‌دهندهٔ» چه ‌چیزی هستند.
توحيد
فرافکنی می‌کنیم زیرا ذهنمان - ‌گاه به دلایل موجه - هنگام تلاش برای حدس‌زدن آینده، براساس تجربیات گذشته نتیجه‌گیری‌های کلی می‌کند. از اتفاقات گذشته فرضیاتی دربارهٔ آنچه در آینده رخ خواهد داد می‌سازیم. این کار منطقی به نظر می‌رسد مگر زمانی که، به‌ویژه در حوزه‌های احساسی، در دام نتیجه‌گیری‌های گمراه‌کننده یا بی‌فایده از رویدادهایی می‌افتیم که رویدادهای آینده را نمایندگی نمی‌کنند
توحيد
بی‌آنکه متوجه باشیم بلافاصله دیدگاه خود را عاقلانه‌ترین نظر جمع می‌پنداریم. ما عمداً خودمان را بزرگ نمی‌کنیم، بلکه ذاتاً طوری برنامه‌ریزی شده‌ایم که طرف‌دار خودمان باشیم. ممکن است سال‌ها طول بکشد تا به این سوگیری شدید به نفع خودمان پی ببریم
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
نمی‌دانیم چگونه می‌توان هم‌زمان هم آرام بود و هم قاطع، هم بر خود مسلط بود و هم مصمم. یا به خشمی افسارگسیخته دچاریم یا به تسلیم محض. این برآشفتگیِ ما خود نشان می‌دهد که به توانایی‌مان برای اعتراض سنجیده و مداوم باور نداریم.
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
اتفاقی نیست که مشکل خودبرتربینی عمدتاً در افراد زیرِ سی‌وپنج سال به چشم می‌خورد. تا آن سن - خصوصاً اگر بیشتر به احساساتمان متکی باشیم - شاید فکر کنیم آدم دوست‌داشتنی و دل‌پذیری هستیم
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
قهر را کنار بگذاریم. اگر کسی به ما آسیب زد، نفرت را در دلمان انبار نکنیم و روزها عذاب ‌نکشیم. یادمان باشد که به‌زودی خواهیم مرد. از دیگران انتظار نداشته باشیم بدانند مشکلمان چیست. مشکلمان را مستقیماً با آن‌ها در میان بگذاریم و اگر فهمیدند، ببخشیمشان. و اگر نفهمیدند، باز هم ببخشیمشان، فقط به شیوه‌ای متفاوت.
shaida
بدون امکان ارتباط مداوم با برخی احساسات و حساسیت‌های دوران کودکی، چیزی تحت عنوان بزرگسالی واقعی هم وجود نخواهد داشت. بزرگسال واقعی کسی نیست که هرگز آسیب‌پذیر نباشد، بازیگوش نباشد، گیج و کمال‌گرا نباشد، بلکه کسی است که در کنار برخورداری از منابع کافی واقع‌گرایی و عمل‌گرایی، جنبه‌های حساس و لطیف وجودش نیز باقی مانده‌اند.
توحيد
افراد برخوردار از هوش هیجانی، وابستگی به بدنی را که نیازهای خاص خود را دارد و تأثیر زیادی بر تحرکات ذهن می‌گذارد، توهین‌آمیز نمی‌یابند. آن‌ها می‌فهمند که دیدگاه کلی ما به زندگی می‌تواند تحت‌تأثیر اینکه پنج ساعت خوابیده باشیم یا هشت ساعت تغییر کند و تأثیرات ذهنی ناشی از خوردن انجیر به‌جای همبرگر و زیتون به‌جای چیپس را به‌خوبی درک می‌کنند. نقش سینوس‌ها و روده‌ها را کاملاً می‌پذیرند و همواره به همان اندازه که دربارهٔ کتاب‌هایی که می‌خوانند و بحث‌هایی که می‌کنند دقت به خرج می‌دهند، مراقب آنچه می‌خورند و می‌نوشند نیز هستند. نقش حیاتی حمام‌های طولانی در تعادل ذهنی را می‌پذیرند و می‌دانند که ملافه‌های تمیز و بوی یاس و اسطوخودوس در ایجاد روحیه‌ای شاداب سهم دارند.
توحيد
سرمان در ابرهاست، اما خیلی سریع و با یک غرغر سادهٔ شکم یا دیدن غریبه‌ای جذاب به زمین بازمی‌گردیم. می‌خواهیم جهان را تغییر دهیم، اسرار زمان و فضا را درک کنیم و بشریت را نجات دهیم، اما درعین‌حال شایعات حواسمان را پرت می‌کنند، از هر خدشه‌ای به غرورمان آزرده می‌شویم و به‌طرز علاج‌ناپذیری تنبل و خرده‌گیریم. از ته دل سوگند می‌خوریم اما با وسوسه‌ای کوچک آن‌را زیر پا می‌گذاریم. مدام نفخ داریم و موهایی در جاهای عجیب بدنمان رشد می‌کنند. به‌خاطرِ یک جوش کوچک که روی چانه‌مان سبز شده دل‌سرد می‌شویم
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
بااین‌حال، مهربانی واقعی چیزی «مهربانانه‌تر» از موافقت دائمی و نرمش است. مهربانی یعنی نشان‌دادن نظام ارزشی خود به دیگران و پایبندی به آن حتی به ‌قیمت مواجهه با مخالفت عمومی گاه‌به‌گاه. یا به‌ عبارت‌ دیگر، پذیرش بار مسئولیت بیان موضعمان در مواجهه با دیگران به قیمت خراب‌کردن یک بعدازظهر یا کل ماه آن‌ها و به منظور نجات آیندهٔ بلندمدت آن‌ها و خودمان.
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
بسیاری از آنچه در هر لحظه احساس می‌کنیم نتیجهٔ بررسی‌های دقیق و منطقی و تفکر استدلالی پیچیده نیست، بلکه نتیجهٔ جزئیاتی حیاتی اما به‌ظاهر پیش‌پاافتاده‌ است: مثل اینکه شب قبل چقدر خوابیده‌ایم، وضعیت قند خونمان، زمان آخرین کامگیری جنسی رضایت‌بخشمان، عملکرد سیستم گوارشمان و وضعیت آب و هوا.
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
نمی‌دانیم چگونه می‌توان هم‌زمان هم آرام بود و هم قاطع، هم بر خود مسلط بود و هم مصمم. یا به خشمی افسارگسیخته دچاریم یا به تسلیم محض. این برآشفتگیِ ما خود نشان می‌دهد که به توانایی‌مان برای اعتراض سنجیده و مداوم باور نداریم.
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
صرف‌نظر از جذابیت افرادی که لبخند می‌زنند، آنچه واقعاً نیاز داریم افرادی‌ هستند که از اندوه خود آگاهی کافی دارند و هنگام نیاز شدید ما به تخلیهٔ احساسی، دچار وحشت نمی‌شوند.
Ftm
بلوغ واقعی لازم است تا در برابر استفاده از قدرت برای ناراحت‌کردن دیگران مقاومت کنیم. زمانی که دیگر وسوسه نشویم مشابه دردی را که بر ما وارد شده به دیگران تحمیل کنیم به بلوغ رسیده‌ایم، زمانی که بتوانیم به دیگران امکان رشدِ فارغ از ترسی را بدهیم که از خودمان دریغ شده بود. افراد واقعاً قدرتمند حسادت به کسانی را که زندگی آسان‌تری نسبت به آن‌ها داشته‌اند، پشت‌سر گذاشته‌اند. آن‌ها آموخته‌اند بیشتر خواهان مهربانی باشند تا تسلط.
shaida
تجربه و گذر زمان معمولاً آرزوهای بلندپروازانهٔ ما را ریشخند می‌کند: چیزهای بی‌شماری ما را از داشتن شغلی که هم رضایت شخصی و هم پاداش مالی به همراه داشته باشد، باز می‌دارند
توحيد
از میان تمام اهدافی که انسان‌ها برای خود در نظر می‌گیرند، بلوغ عاطفی شاید کمترین توجه را به خود اختصاص داده باشد
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
طوری رفتار می‌کنیم گویی بلوغ عاطفی زیوری کم‌ارزش برای روح انسان است که تصادفی به دست می‌آید، حال‌آنکه در واقعیت یکی از مهم‌ترین دستاوردهایی است که هر انسانی می‌تواند به آن نائل شود.
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹
احترام‌گذاشتن به آن حکیمان مذهبی پیشین که جمجمه‌ای روی میز خود می‌گذاشتند، مدام به تصاویر مصلوب‌شدن می‌نگریستند یا توصیه‌می‌کردند منظم به گورستان‌ها سر بزنیم، زننده و هولناک نیست. آن‌ها قصد نداشتند ما را افسرده یا روحیه‌مان را تضعیف کنند، بلکه خردمندانه می‌کوشیدند ارزش و اهمیت کیهانی هر روزِ گذرا را بر ما آشکار کنند.
توحيد
نباید از جایگاهمان در رتبه‌بندی‌ها شرمنده باشیم. ما خیلی بیشتر از بسیاری از انسان‌هایی که تاکنون زیسته‌اند پیشرفت کرده‌ایم. به رشد و تکامل علاقه‌مندیم و در مسیر بلوغ قرار داریم.
توحيد
نابالغی ما بی‌شک برای دیگران مشکل‌آفرین است: این نارسایی به شیوه‌هایی بروز می‌کند که زندگی آن‌ها را از آنچه که باید، سخت‌تر می‌کند
توحيد
بلوغ عاطفی واقعی منوط به کنار‌آمدن با مجموعه‌ای از حقایق بسیار ناخوشایند در مورد ماهیت خودمان، دیگران و محدودیت‌های هستی بشر است: اینکه هرگز به‌اندازه‌ای که می‌خواهیم بااستعداد نخواهیم بود، اینکه شاید در دوران کودکی بدجور ناامید شده‌ باشیم، اینکه پیش‌از برآورده‌شدن بسیاری از آرزوهایمان از دنیا خواهیم رفت.
کاربر ۵۵۴۰۵۱۹

حجم

۸۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۸ صفحه

حجم

۸۲٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۸ صفحه

قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان