جملات زیبای کتاب جستجوگر و نشانه ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب جستجوگر و نشانه ها

کتاب جستجوگر و نشانه ها

برای جستجوگر واقعی همه چیز یک نشانه است

نوع کتاب
۲.۷ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
هاکان منگوچ، شهرزاد صدر
انتشارات: 
نشر گویا
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Elnaz
۴
اینجا، وقتی بترسی، می‌بازی. درست مثل زندگی. هرجا بترسی، همان جا می‌بازی. همان جا نیرویت را از دست می‌دهی. همان جا نقطه‌ضعفت است. از ترس شروع به اشتباه‌کردن می‌کنی. بزرگ‌ترین پشیمانی‌ها و زیان‌ها از ترس‌هایمان است.
Elnaz
۲
استادم این را به من آموخت: یک مرشد هرگز تو را به خود وابسته نمی‌کند؛ او فقط راهی را نشان می‌دهد که از تو به‌سوی خودت گشوده می‌شود. حکمتِ راستین، تسلیم‌شدن به موجودی دیگر نیست؛ بلکه شناختنِ ندای ذات خود است.
Elnaz
۲
گاه آنان که می‌روند، جاهای خالی بزرگی در زندگی تو به‌جای می‌گذارند؛  اما باگذشت زمان می‌فهمی که آن وداع در حقیقت چیزی از تو کم نکرده، بلکه تو را کامل کرده است. استاد راه را گشود، سلمان یادآوری کرد و عذرا هم‌سفر شد.  اما هر یک چیزی در تو به‌جای گذاشتند؛ نگاهی، سخنی، رفتاری... نه آنچه را از تو بردند، بلکه آنچه را در تو نهادند، به یادآور.
Elnaz
۲
اگر هنوز پلی در درونت هست، بدان که این راه هنوز پیمودنی است.
Elnaz
۱
بذر، موجود جالبی است که نه جنگ دارد، نه رقابت و نه شتاب‌زدگی. بذر در درون خودش مقاوم است. تمام مسئله‌اش در درون خودش است، نگرانی بیرونی برایش اهمیتی ندارد. ای‌کاش می‌توانستیم زندگی را مانند یک بذر سپری کنیم، و در درون خود رشد کنیم.
Elnaz
۱
بزرگان هرگز از حرف مردم نمی‌ترسند و تأثیری از آن نمی‌گیرند.»
Elnaz
۱
همان‌طور که می‌گوییم در جستجوی نامیرایی هستیم، و وقتی آدم مرگ خودش را به یاد می‌آورد، می‌تواند تا سرحد مرگ عشق بورزد. وقتی فانی‌بودن خودت را به یاد می‌آوری، می‌شود ابدیت را تجربه کرد.
Elnaz
۱
عذرا گفت: «ترس، قاتل ذهن است. این را در یک رمان علمی‌تخیلی خوانده بودم آنجا هم اولین درس زندگی، غلبه بر ترس بود.»
Elnaz
۱
چون عشق جایزه‌ای نیست که مدام برای به دست آوردنش تقلا کنی. عشق واقعی چیزی است که به‌خاطر خودِ تو به سویت می‌آید و شاید یک زن باید برای اولین‌بار آن کودک درونش را در آغوش بگیرد و به او بگوید: «دیگر برای دوست‌داشته‌شدن به کسی نیاز نداریم.»
Elnaz
۱
کم‌کم به این درک می‌رسیدم که شادمانی خود نوعی عبادت است.
Elnaz
۱
اگر عشق را فقط از دریچهٔ زبان خودمان ببینیم و افرادی را که به زبان دیگری عشق می‌ورزند نادیده بگیریم، هرگز قادر به درک آن‌ها نخواهیم بود.
Elnaz
۱
بسیاری از مردم به این دلیل رنج می‌کشند که فکر می‌کنند دوست داشته نشده‌اند اما شاید مشکل کمبود عشق نباشد، بلکه ناتوانی ما در تشخیص شکل‌های مختلف آن باشد؛ اگر عشق را فقط در قالب‌های محدود و از پیش تعیین شده جستجو کنیم.
فاطمه
۰
همان آتش افتاده بودیم. هر چه از باختن در آن می‌ترسیم، آزمون ماست.
فاطمه
۰
بتازی؟ تو کیستی که غرور را اختراع کردی و تحقیر دیگری را وظیفهٔ خود ساختی؟» این پاراگراف مرا رها نمی‌کرد. آیا انسانی که روزبه‌روز بیشتر خودشیفته می‌شود، با اختراع فناوری‌های فرابشری برای زندگی طولانی‌تر، جراحی‌های زیبایی، مصرف مکمل‌های گوناگون و تلاش برای زندگی جوان‌تر، مثبت‌تر، پرتحرک‌تر و پرجنب‌وجوش‌تر، واقعاً عاشق زندگی است یا از مرگ هراسان است؟ انسان عاشق زندگی ارزش می‌آفریند، به زندگی کمک می‌کند و تبدیل به چرخ‌دنده‌ای از نظامی که تنها برای مصرف و نابودی طراحی شده، نمی‌شود؛ این‌طور نیست؟
Elnaz
۰
برای یک جستجوگر واقعی همه چیز نشانه است
Elnaz
۰
استاد یادآوری می‌کرد که رنج‌های ساختگی در مقابل شادی‌های دروغین ظاهر می‌شوند.
Elnaz
۰
حقیقت، خود را در آینهٔ رؤیا پنهان می‌کند. این آینه گاهی روشنایی می‌بخشد و گاهی در تاریکی رهایت می‌کند. منصور حلاج
Elnaz
۰
انسان بی‌گذر از آتش، پخته نمی‌شود بی‌آنکه به خاکستر بدل گردد، حقیقت را نخواهد شناخت هر رنج، خویشی تازه در ما می‌زاید  و تنها سوخته است که می‌داند سوختن چه معنایی دارد...
Elnaz
۰
«طلای خالص، وقتی در آتش می‌افتد، ناخالصی‌ها و پلیدی‌های درونش را بیرون می‌ریزد. این لایهٔ سیاهی که می‌بینی، همان زوائد درون آن است. انسان نیز همین‌طور است ای رهرو راه؛ بی‌آنکه در میان آتش افتد، خود را نخواهد شناخت و بی‌آنکه بسوزد، حقیقت را نخواهد یافت.»
Elnaz
۰
گفتم: «در این سفر عظیم و باشکوه آفرینش، هیچ دیداری تصادفی نیست. هر انسانی که سر راهمان قرار می‌گیرد چیزی به ما می‌آموزد. اگر با نیت خالص و برای فهمیدن و آموختن راه بیفتی و خود را از تکبر پاک کنی، قطعاً با انسان‌های فرزانه‌ای روبرو خواهی شد که آنچه را باید بدانی، به تو خواهند آموخت.»
Elnaz
۰
دیگر از دیدن خواب‌های آشفته نمی‌ترسیدم، چون فهمیده بودم آنچه مرا پریشان کرده بود، رؤیاهایم نبودند، بلکه نتیجهٔ انتخاب‌هایم در واقعیت بودند.
Elnaz
۰
جوان سردرگم شد و پرسید: «اگر راه اشتباه را انتخاب کنم چه؟» درویش پاسخ داد: «راه اشتباهی وجود ندارد... تنها درس‌هایی برای یادگیری هست. هر انتخاب یک معلم است. بعضی دردناکند، بعضی روشنگر، اما همهٔ آن‌ها راهت را می‌گشایند.»
Elnaz
۰
همان‌طور که آشنایی ما تصادفی نبود، اکنون نیز زندگی در مسیرهای جداگانه و عدم دیدارهایمان هم تصادفی نیست.
Elnaz
۰
در تفکر، شاهد گذر افکار از ذهنت نیستی. هدف، خالی‌کردن ذهن نیست، بلکه نگاه از بیرون به خودت و تأمل در وجود خود است. از فاصله‌ای مناسب به خود می‌نگری، بی‌طرفانه و دوستانه، مانند استادی که شاگردش را راهنمایی می‌کند. خطاهایت را می‌بینی، ضعف‌هایت را درمی‌یابی، اشتباهاتت را تحلیل می‌کنی، ریشه‌هایشان را کشف می‌کنی، با مهربانی پذیرایشان می‌شوی، با محبت هشدار می‌دهی، راهنمایی می‌کنی، ارزیابی می‌کنی و گره‌ها را می‌گشایی. برای خودت نقشهٔ راه می‌کشی، مانند دوستی دلسوز و استادی خردمند عمل می‌کنی، اگر راه‌حلی جواب نداد، راه دیگری می‌یابی، هرگز دست از خودت برنمی‌داری. در تفکر با بخش‌های فراموش‌شدهٔ وجودت دیدار می‌کنی.
Elnaz
۰
گفت: «برای تو خواستم ای صوفی؛ زمانی آتش را برای روشنایی می‌خواستی، اما حالا می‌بینم که دلت سخت خواهان سوختن است.»
Elnaz
۰
نمی‌دانستم از چه کسی عصبانی است یا چرا شورش کرده، نمی‌خواستم هم بپرسم. در آن لحظه معلم، راهنمایش یا همراهش نبودم، فقط یک دوست قدیمی بودم، دوست قدیمی‌ای که می‌توانست به من اعتماد کند. کسی که قضاوتش نمی‌کرد، سؤالی نمی‌پرسید، سعی نمی‌کرد او را درمان کند، نصیحت نمی‌کرد، توصیه‌ای نمی‌داد، فقط یک دوست قدیمی بود.
Elnaz
۰
هر چه از باختن در آن می‌ترسیم، آزمون ماست.
Elnaz
۰
گفتم: «وقتی حساب‌وکتاب می‌کنی، حساب‌ها بیشتر به خطا می‌روند.»
Elnaz
۰
سفر حقیقی درون فقط زمانی آغاز می‌شود که ذهن انسان به طور کامل از اندیشه‌های دیگران آزاد شده باشد.
Elnaz
۰
بااین‌حال زندگی در هر لحظه امکانِ زیستن با همان حیرت را به ما می‌دهد، اما آنچه هرج‌ومرج نامیده می‌شود، مانع از آن می‌شود که ببینیم زندگی اساساً با ما همکاریِ قدرتمندی دارد.