اهمیت تاریخی فیشته صرفاً در دگرگون کردن رادیکال فلسفهٔ کانت نیست. فیشته برجستهترین تبلیغاتچیِ رادیکال عصر خویش نیز بهشمار میرفت. دفاعیهٔ اولیهٔ او از انقلاب فرانسه، افاداتی به اصلاح احکام مردم پیرامون انقلاب فرانسه (۱۷۹۳)، بهطور گسترده خوانده شد و مناقشهبرانگیز بود. درسگفتارهای ینای او به سال ۱۷۹۴ نیز، که بعدها با عنوان درسگفتارهایی درباب پیشهٔ دانشور به طبع رسید، تأثیر درازآهنگی بر نسلش گذاشت. هولدرلین، نووالیس، شیلر و فریدریش شلگل عمیقاً متأثر از آنها بودند.
سعید جلوخانی
یکی دیگر از افادات فیشته، برداشتش از عدالت اجتماعی بود که نخستین بار آن را در افادات صورتبندی کرد.(۶) برداشت فیشته مبتنی بر نظریهٔ کلاسیک مالکیتِ وابسته به کار است: ما حق داریم آنچه را که میسازیم و آنچه را بهواسطهٔ کارمان دگرگون میکنیم از آنِ خود کنیم. او از این نظریه نتیجهٔ چشمگیری گرفت: «کسی که کار نکند، نباید غذا بخورد.»
سعید جلوخانی
اندیشهٔ سیاسی اولیهٔ فیشته مقولهای مختص به خود را شکل میدهد که به طبقهبندیِ آسان تن درنمیدهد. بدون شک فیشتهٔ جوان نه محافظهکار بود و نه لیبرال یا رمانتیک. او را لیبرال دانستهاند، زیرا از برخی ارزشهای معیار لیبرال، همچون آزادی مطبوعات و آزادی عقیده، دفاع میکرد.(۷) با وجود این، الگوی جامعهٔ ایدئال فیشته، که تأکید را نه بر رقابت که بر همکاری میگذارد، آشکارا از سرمشق لیبرال میگسلد. فیشته را پدر اندیشهٔ سیاسی رمانتیک نیز دانستهاند، چراکه رمانتیکها اغلب او را میستودند.
سعید جلوخانی