
بریدههایی از کتاب ناسیونالیسم
۳٫۰
(۱)
آن روبر ژاک تورگو در سخنرانی خود در ۱۷۵۰ با عنوانِ «دربارۀ پیشرفتهای پیاپی ذهن بشر» گفت: «تنها از طریق آشوب و ویرانگری است که ملتها ارتقا مییابند و تمدنها و حکومتها در بلندمدت به نقطۀ کمال میرسند.»
امیرماکان جعفری
شلایرماخر در کتاب دربارۀ دین نوشت: «دین نه نتیجۀ ترس از مرگ است و نه ترس از خدا، بلکه پاسخگوی نیازی درونی در انسان است. دین نه متافیزیک است و نه اخلاق، بلکه بالاتر از همه و اساساً شهود و احساس است
امیرماکان جعفری
انسانها در روابط متقابلشان و دولت در برخورد با اتباعش، توجهشان نه به انسان در تمامیت خود بلکه فقط معطوف به کیفیتهای سطحی است؛ آنها نه برای هوش بلکه برای زرنگی احترام قائلند، و به جای معرفتِ باطنی بر ثروت ظاهری ارج مینهند.
امیرماکان جعفری
اما زبانِ یک ملت تنها به این دلیل مختص یک ملت است که هر ملتی دارای اصالتی نژادی است که آن را از سایر ملل متمایز میکند.
امیرماکان جعفری
ایدئولوگ، در مقایسه با آنچه افلاطون در جمهوری گفته است، به دولت و جامعه همچون یک پردۀ نقاشی مینگرد که باید پاک شود تا او بتواند تصویر مورد نظرش از عدالت، فضیلت و سعادت را بر این لوح سفید بکشد.
امیرماکان جعفری
به نظر میرسد که میل به فناناپذیری شخصی نشانۀ فقدان دین باشد، زیرا دین فرض را بر میل به مستغرق شدن در امر نامتناهی میگذارد و نه حفظ خودِ متناهی.
امیرماکان جعفری
هر زبانی در واقع شیوۀ خاصی از تفکر است و تفکر دربارۀ یک چیز در یک زبان هرگز نمیتواند به شکلی مشابه در زبانی دیگر تکرار شود.
امیرماکان جعفری
فیشته در گفتوگوی خود دربارۀ کتابش با نامِ میهنپرستی و ضد آن، میگوید دولتی که سیاستِ آموزشی داشته باشد، میتواند خود را از داشتن ارتش معاف سازد، زیرا: «دارای ملتی مسلح خواهد بود که هیچ قدرت مرگباری نمیتواند آن را شکست دهد.»
امیرماکان جعفری
لیبرالها پیشرفت سیاسی را با کاهش مزایای اجتماعی و سیاسی میسنجند، و از نظر سوسیالیستها معیار پیشرفت، کاهش نابرابریهای اقتصادی است. از دیدگاه ناسیونالیستها، این اهداف جزئی و فرعی محسوب میشوند. هدف آنان حقِ تعیین سرنوشت ملی و کامیابیهای دیرپایی است که انسان فقط زمانی به دستشان میآورد که عضو ملتی دارای حاکمیت باشد.
امیرماکان جعفری
ماگنیتسکی، رئیس دانشگاه غازان در ۱۸۱۷ از روی عصبانیت گفت: «این زبان است که این قدرت شیطانی را منتقل میکند؛ و مطبوعات در حکم سلاحِ آن است. استادان دانشگاه، سمِ مهلک بیایمانی و نفرت از مقامات مشروع را در اذهان جوانان ناراضی تزریق میکنند.»
امیرماکان جعفری
ناسیونالیسم رابطۀ گروههای مختلف در مناطق دارای جمعیت مختلط را تسهیل نمیکند. از آنجا که ناسیونالیسم از جابهجایی مرزها و توزیع مجدد قدرت سیاسی برای انطباق با مقتضیات یک ملیت خاص جانبداری میکند، تعادل بهدستآمده در میان گروههای مختلف را مختل میسازد، مسائل حلشده را مجدداً مطرح میکند و موجب بروز مجدد کشمکشها میشود.
امیرماکان جعفری
دولت ملی ادعا میکند که با همۀ شهروندان به عنوان اعضای برابرِ یک ملت رفتار میکند، اما این اصلِ بهظاهرمنصفانه تنها استبداد یک گروه بر گروهی دیگر را پنهان میسازد.
امیرماکان جعفری
مارکسیسم نیز ادعای تبیین ناسیونالیسم را داشته است و آن را پدیدهای فرعی میداند که در مرحلهای خاص از توسعۀ اقتصادی ظاهر میشود، یعنی هنگامی که بورژوازی و شیوۀ تولید سرمایهداری در حالت صعودی قرار دارند. ناسیونالیسم تجلیبخش منافع بورژواهاست.
امیرماکان جعفری
با این حال، اگر چنین باشد، آنگاه ما زندانی دریافتهای حسی خود میباشیم و گریزی از آنها نداریم. دریافتهای حسی فاقد جوهر و فریبندهاند، و نیز متنوع و قابلتغییرند. آنها نمیتوانند بینشی دربارۀ ساختار جهان به دست دهند، زیرا قوانین طبیعی احساسشدنی نیستند، و نظم را نمیتوان لمس کرد. حداکثر چیزی که دریافتهای حسی میتوانند ارائه کنند، احتمالات یا انتظارات و مهارتی در حد آن چیزی است که آبشناسان در زمینۀ یافتن آب از آن برخوردارند و نه مسیر مطمئن دانشمندان.
از ساعت 4 صبح
ناسیونالیسم ادعا میکند معیاری را برای تعیین واحدی از جمعیتِ شایستۀ بهرهمندی از حکومتی که منحصراً بدان تعلق داشته باشد، اِعمال مشروع قدرت در چارچوب دولت، و همچنین سازماندهی مناسب جامعۀ دولتها عرضه میدارد.
@hasan.e82
حجم
۱۸۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
حجم
۱۸۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
قیمت:
۱۲۵,۰۰۰
تومان