سرزمین مامورهای مخفی؛ داستان‌هایی از پشت دیوار برلین

دانلود و خرید سرزمین مامورهای مخفی؛ داستان‌هایی از پشت دیوار برلین

۴٫۴ از ۲۵ نظر
۴٫۴ از ۲۵ نظر

برای خرید و دانلود   سرزمین مامورهای مخفی؛ داستان‌هایی از پشت دیوار برلین  نوشته  آنا فاندر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
در این سرزمین من خودم را از سکوت بیمار کرده‌ام
Black Sky
حافظه، مثل خیلی چیزهای دیگر، غیرقابل اطمینان است. نه تنها به خاطر چیزهایی که پنهان می‌کند و تغییر می‌دهد بلکه به خاطر آن‌چه فاش می‌کند.
Travis
تو جمهوری دموکراتیک یه زن می‌تونست تنها تو شب بیرون بره! می‌تونستیم در آپارتمانتون رو باز بذاریم!» فکر می‌کنم ضرورتی هم نداشته، آن‌ها به هر حال می‌توانستند داخل خانه‌ها را ببینند. «این سرمایه‌داری پیش از هر چیزی استثماره!
جواد
میریام غمگین است. صدایش عصبی است و من نمی‌توانم به صورتش نگاه کنم. شاید آن‌ها با کتک زدن چیزی از او گرفتند که نتوانست پس بگیرد.
alireza
«بعضی شهرها که می‌رفتیم، تو خیابون اصلی‌ش ساختمونا رو تا نصفه رنگ کرده بودن! بالاش بتن خاکستری لخت بود.» طوری به من نگاه می‌کند که انگار معمایی مطرح کرده است و البته این کار را هم کرده است. «به این خاطر که وقتی هونکر برای بازدید می‌اومد، از صندلی عقب لیموزین فقط تا اون ارتفاع رو می‌دید. اونا رنگ کافی نداشتن که همه‌ی ساختمون رو رنگ کنن!»
erfan
در این سرزمین من خودم را از سکوت بیمار کرده‌ام در این سرزمین پرسه زده‌ام و گم شده‌ام در این سرزمین زانو زدم تا ببینم به چه چیزی تبدیل می‌شوم. در این سرزمین خودم را محکم گرفته‌ام تا فریاد نزنم. ... اما فریاد کشیدم، چنان بلند که این سرزمین هم بر سرم فریاد کشید به همان ترسناکی که خانه‌هایش را می‌سازد. در این سرزمین من در خاک کاشته شده‌ام فقط سرم مانده، سرکشانه، بیرون از خاک اما روزی آن هم دفن می‌شود تا عاقبت من را جزئی از این سرزمین کند.
Travis
«من تقریباً خیلی زود متوجه شدم که ما از نظر اقتصادی دوام نمی‌آریم. و وقتی درگیر این پروپاگاندای مسخره‌ی موفقیت جمهوری دموکراتیک شدیم
جواد
سرویس داخلی اشتازی برای جاسوسی و تحت نظر گرفتن شهروندان جمهوری دموکراتیک آلمان طراحی شده بود. تنها راه معنادارکردن اسمش، فهمیدن این موضوع است که اشتازی از حکومت در برابر مردم محافظت می‌کرد.
Travis
«ما تو تمام حوزه‌هایی که گفتم دنبال دشمن می‌گشتیم؛ تو کارخونه‌ها، تو ادارات دولتی، کلیسا، مدرسه‌ها و غیره. در واقع با گذشت زمان کارای بیشتر و بیشتری داشتیم چون تعریف "دشمن" به مراتب گسترده‌تر شده بود.»
Travis
دارم تصویرهایی از مردم، اهالی آلمان شرقی می‌سازم که یک نسل بعد اثری از آن‌ها باقی نمی‌ماند. دارم تصویری از یک شهر روی خط گسل کهنه‌ی شرق و غرب نقاشی می‌کنم. این کار علیه فراموشی و علیه زمان است.
Travis