جملات زیبای کتاب طغیان | طاقچه
تصویر جلد کتاب طغیان

بریده‌هایی از کتاب طغیان

۴٫۰
(۴)
صدای دو بوق آمد و صداقت برگشت پشت خط. فقط صدایش را می‌شنیدم. گفت: «دربارهٔ جلسه است، دکتر؟» لبخندی زدم. می‌دانستم تصویرم را می‌بیند. گفتم: «چای می‌خوری؟» شاید برای پنج ثانیه هیچ صدایی نبود. انتظار داشتم بگوید بعداً... یا وقت ندارم... یا حتی تماس را قطع کند. گفت: «متأسفانه الان چای ندارم.» فلاسک چای را از روی میز بلند کردم و گفتم: «من دارم.» دوباره سکوتی چندثانیه‌ای شکل گرفت. دیگر امان ندادم که به تردیدش ادامه دهد. گفتم: «لیوانت را آماده کن... الان می‌آیم بالا...»
mkm

حجم

۲۳۱٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۵۴ صفحه

حجم

۲۳۱٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۵۴ صفحه

قیمت:
۱۲۵,۰۰۰
تومان