جملات زیبای کتاب یادگیری زبان احساسات | طاقچه
تصویر جلد کتاب یادگیری زبان احساسات

کتاب یادگیری زبان احساسات

مفاهیم کلیدی مدرسه زندگی

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۵ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
احسان رضاپور
۷
باید روان خود را بشناسیم و در همان ابتدای رابطه، و پیش از آنکه فرصت پیدا کنیم با رفتارهایمان شریک زندگی‌مان را بیش‌ازحد بیازاریم، نقشهٔ جنونمان را در اختیارش قرار دهیم.
احسان رضاپور
۶
شخص آداب‌دان پیش از هر چیز مبنا را بر آسیب‌پذیری دیگران می‌گذارد. او می‌داند بسیاری از افرادی که با آن‌ها روبه‌رو می‌شود، فقط چند میلی‌متر با فروپاشی درونی، ناامیدی و نفرت از خود فاصله دارند. هر بی‌توجهی، هر سکوت یا حتی یک کلمهٔ کمی تند یا بی‌تفاوتی می‌تواند به‌شدت آسیب‌زننده باشد. بنابراین، فرد آداب‌دان گرایش دارد که زمان زیادی را صرف توجه و اظهارنظر مثبت دربارهٔ جنبه‌های به‌ظاهر جزئی دستاوردهای دیگران کند
Mado7
۳
ما میمون‌های تکامل‌یافته‌ای هستیم که به سلاح‌های هسته‌ای دست یافته‌ایم. به نظر می‌رسد اکنون سرنوشت تمدن، پیش از آنکه خیلی دیر شود، به توانایی ما در فراگیری و تسلط بر مکانیزم‌های آموزش احساسی بستگی دارد.
احسان رضاپور
۳
در روابط عاطفی سخاوتی بالاتر از این نیست که همان اول کار به شریک زندگی‌مان بگوییم احمق درون ما چه شکل‌وشمایلی دارد و نقشهٔ راه رفتارهای عجیب‌وغریبش را به او بدهیم، و وقتی این احمق بر ما غلبه کرد، به‌سرعت و با گرمی عذرخواهی کنیم. هیچ‌کدام از ما نباید به‌دنبال یاری باشیم که احمق درون ندارد (چون چنین چیزی ممکن نیست)؛ بلکه باید بیشتر دربارهٔ ویژگی‌های احمق درون او بدانیم. در دنیایی خردمندتر، در اولین قرارهای شام سؤال کاملاً متعارف و بی‌ضرر این خواهد بود که: «احمق درون تو چطوریه؟»
احسان رضاپور
۲
آداب‌دانی در جهان بر این شناخت استوار است که راحت اشتباه می‌کنیم و بنابراین مهم است که زود عصبانی نشویم، پل‌های پشت‌سرمان را خراب نکنیم و حرف‌هایی نزنیم که بعداً نتوانیم پسشان بگیریم. افراد آداب‌دان می‌دانند ذهن‌هایشان ظرفیت بالایی برای اشتباه دارند و تحت‌تأثیر حالات روحی‌ای قرار می‌گیرند که آن‌ها را به بیراهه می‌برند؛ بنابراین، سعی می‌کنند حرف‌هایی نزنند که بعداً از گفتنشان پشیمان شوند یا آدم‌هایی را که ممکن است بعدها به دوست و آدم‌های محترمی تبدیل شوند، با خودشان دشمن نکنند.
احسان رضاپور
۲
بالغ‌بودن واقعی مستلزم این است که جنبه‌هایی از وجودمان را که کودکانه، شرم‌آور یا آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد باوقار بپذیریم.
احسان رضاپور
۲
«احمق درون» اصطلاح جالبی است که به بخشی مهم، بسیار تأثیرگذار و به‌شدت پنهان در وجود همهٔ ما اشاره می‌کند. احمق همان کسی است که عمیقاً می‌ترسیم باشیم؛ همانی که در تاریک‌ترین لحظات زندگی شک می‌کنیم که شاید باشیم و همان که باید با طنز و آرامش بپذیریم که اغلب واقعاً هستیم. یک زندگی خوب این نیست احمقانه باور داشته باشیم که می‌توانیم احمق درونمان را نابود کنیم یا از آن بگریزیم؛ بلکه زندگی‌ای است که در آن تنها هنر ممکن را تمرین می‌کنیم: هم‌زیستی عاقلانه با آن.
احسان رضاپور
۱
بیش از هر چیز، باید دربارهٔ توانایی خود برای شناخت سریع و آسان اینکه چه کسی هستیم و چه می‌خواهیم، انتظار متعادلی داشته باشیم. باید نگرش شکاکانه را در خودمان پرورش بدهیم و دربارهٔ بسیاری از تمایلات و باورهای بنیادی‌مان با شک و تردید بنگریم و به همهٔ برنامه‌های مهم خود، بررسی منطقی، گسترده و دقیقی انجام دهیم.
احسان رضاپور
۱
آسیب‌پذیری خوب این نیست که انتظار داشته باشیم دیگران مشکلات ما را حل کنند؛ بلکه اجازه می‌دهیم تا بخش پنهان وجودمان را ببینند، با امید به اینکه آن‌ها هم شجاعت پیدا کنند تا با جنبه‌هایی از خودشان که چندان شایسته نیستند راحت‌تر برخورد کنند. آسیب‌پذیری خوب اساساً نوعی سخاوتمندی است: اولین قدم را در مسیر افشاگری برمی‌دارد تا فضای امنی برای دیگران فراهم کند تا آن‌ها هم بتوانند خود را افشا کنند و بخشی از جنبه‌های پنهان خود را آشکار سازند. در واقع هدیه‌ای از جنس خطرکردن است که به‌خاطر دیگری انجام شده است.
احسان رضاپور
۱
نمایش‌های آسیب‌پذیری به‌شکل جالبی نشان می‌دهند ما، با وجود اعترافات خجالت‌آورمان، از اساس مضحک یا رقت‌انگیز نیستیم. بلکه به‌اندازه‌ای قوی هستیم که می‌توانیم ضعیف باشیم؛ تا حماقت، نادانی، خشم و اندوه خود را نشان دهیم و بدانیم که این ویژگی‌ها لزوماً تمام هویت ما نیستند. ما با جرئت و جسارت پیش می‌رویم و می‌دانیم با وجود فقدان شواهد ظاهری، دیگران به‌اندازهٔ ما زخم‌خورده، رنجیده، نگران و آسیب‌دیده‌اند، بنابراین با افشاگری‌هایمان نه‌تنها خود را برای همیشه از قبیلهٔ انسانی جدا نمی‌کنیم، بلکه به‌سادگی تأیید مجدد عضویت خود را به دست می‌آوریم.