جملات زیبا از متن کتاب نازنین | طاقچه
تصویر جلد کتاب نازنین

کتاب نازنین

نوع کتاب
۲.۵ امتیاز(از ۱۷ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
tina1385
۱۱
وقتی موجودی که می‌پرستیدم اسلحه‌ای را به‌سمتم گرفته بود، زندگی دیگر چه ارزشی برایم داشت؟
tina1385
۱۰
افرادی که بر روی بلندی می‌ایستند، وسوسه می‌شوند خودشان را پایین بیندازند.
کاربر ۱۴۸۳۹۵۰
۴
وحشتم هم از همین است؛ این‌که من همه‌چیز را می‌فهمم!
tina1385
۳
اما حالا، باز هم تنهایی و این اتاق‌های خالی. این‌جا فقط آونگ ساعت است که می‌رود و می‌آید؛ بی‌تفاوت و بی‌رحم... هیچ‌کس نیست و همین دردناک است.
کاربر ۹۱۹۳۶۲۰
۲
اگر قرار است کسی را قضاوت کنید، بهتر است که همه‌چیز را درباره‌اش بدانید...
کاربر ۹۱۹۳۶۲۰
۱
اما در آن لحظه روح من در تاریکی و یأس غرق شده بود! من گم شده بودم، خودم را گم کرده بودم، چطور می‌توانستم کسی را نجات بدهم؟
کاربر ۹۱۹۳۶۲۰
۱
چون او برای من همه‌چیز بود. تمام امیدهای آینده‌ای بود که در رؤیاهایم پرورانده بودم! او تنها کسی بود که برای خودم جور کرده بودم و به هیچ‌کس دیگری نیاز نداشتم.
rozhiii
۱
آن‌ها می‌گویند خورشید به جهان زندگی می‌بخشد، خورشید در حال طلوع است و... به آن نگاه کنید، نمرده است؟ همه‌چیز مرده است و مردگان در همه‌جا پراکنده‌اند. انسان‌ها تنها هستند، اطرافشان در سکوت مطلق است و دنیا همین است!