جملات زیبا از متن کتاب حماسه امام سجاد (ع) | طاقچه
تصویر جلد کتاب حماسه امام سجاد (ع)

کتاب حماسه امام سجاد (ع)

تحلیل مبارزات سیاسی فرهنگی امام سجاد (ع)

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۱۷ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad Mahdi
۶
آن‌وقتی‌که منگنهٔ بلا و فتنه بر سر آنان قرار میگیرد، عدد دین‌داران و پابندهای به دین کم میشود؛ وقتی نگاه میکنی، میبینی از این جمع کثیری که همه ادّعای دین‌داری میکردند، ته ماجرا کسی نمانده یا عدّهٔ بسیار کمی باقی مانده‌اند. در زمان امام سجّاد قضیّه این‌جوری شده بود؛ هرکدام از گوشه‌ای فرارفتند
Mohammad Mahdi
۴
زهد یعنی بی‌رغبتی و بی‌اعتنائی به آن دنیایی و به آن پول و ثروتی و به آن ماندن و از عافیت برخوردار بودنی که به قیمت بی‌دینی و بی‌وجدانی تمام بشود. یکی از کارهای امام سجّاد با عامّهٔ مردم این بود.
Mohammad Mahdi
۳
بنی‌امیّه برای مردم، راه فراگرفتن ایمان را باز گذاشتند امّا راه فرا گرفتن شرک را بستند، بدین خاطر که اگر مردم را به شرک کشاندند، مردم شرک را نشناسند؛
Mohammad Mahdi
۲
ده سال بایستی در منا بر امام باقر گریه بکنند؛
Mohammad Mahdi
۱
در زندگی ائمّه (علیهم‌السّلام)، آنجایی که گریه تحریض شده، بر امام حسین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) است که روایات متقنِ مسلّمِ قطعی دارد؛ چرا، حضرت رضا در هنگام حرکتشان [عدّه‌ای را] جمع کردند که بر ایشان گریه کنند که یک حرکت کاملاً سیاسی و جهت‌دار و معنی‌داری بود [امّا] در مورد [گریه بر] شهادتشان جای دیگری بنده یادم نمی‌آید جز در مورد امام باقر (علیه‌السّلام)
Mohammad Mahdi
۱
گفت هرکه به من امر کند و دستور بدهد که من باتقوا باشم _ بگوید عبدالملک! تو که خلیفهٔ مسلمانها هستی، چرا مثلاً این ظلم را کردی، چرا این مال را خوردی، چرا فلان‌کس را عزل کردی، چرا فلان‌کس را نصب کردی و مانند این حرفها _ من گردنش را خواهم زد. این مطلب تا آن روز در عالم اسلام سابقه نداشت؛
محمد
۱
یکی از چیزهایی که در دوران زندگی امام چهارم (صلوات اللّه‌وسلامه‌علیه) جزو عوامل سازندهٔ وضع و محیط خاص بود، وجود کسانی بود که در کسوتی حق‌به‌جانب و با چهره‌ای روحانی و ملکوتی کاری میکردند که مخصوصاً از آن چهره و از آن کسوت انتظار نمیرود؛ آن کار عبارت بود از اینکه به نام دین و به نام آموزشِ احکام و حقایق و معارف دینی، آن چیزهایی را به مردم و مغزهای انسانهای جویا و کاوشگر ارائه میدادند که میل دل و مصلحت زندگی مخالفان دین، در آن بود. با عبارت خیلی روشن و کوتاه، کسانی وجود داشتند که مردم به آنها به چشم زبانهای گویای حقایقِ دینی نگاه میکردند، درحالی‌که اینها زبانِ گویای اباطیل و دروغها و افتراهای به دین و به قرآن بودند. چرا این دروغها را میگفتند و این افتراها را می‌بستند؟ برای اینکه بتوانند به این وسیله از مال دنیا و مقام دنیا و راحتی‌ها و ارزشهای مادّی این جهان برخوردار شوند؛ در زمان امام چهارم چنین بود.
محمد
۱
تمام کوشش این مرد این بوده که خاندان پیغمبر را که داعیهٔ وصایت و خلافت واقعی و وراثت علم پیغمبر را داشتند، در سطح مردم معمولی زمان، پایین بیاورد به مردم بفهماند _ ولو نه صریحاً _ که البتّه امام سجّاد خیلی آدم خوبی است، من هم دوستش دارم و بهترینِ هاشمی‌ها است _ که خواندم حدیثش را: «وَ کانَ اَفقَهَ هاشِمی»؛ بالاترینِ بنی‌هاشم است، امّا این‌جور نیست که شیعیانش میپندارند؛ این‌جور نیست که باید حرف او را ولو برخلاف حرف عبدالملک باشد گوش کرد. آن وراثت علم را و نیابت در مقام امامت و ولایت را از این امام بزرگوار سلب میکرد، از زبان خودشان هم نقل میکرد.
atie
۱
معظّمٌ‌له: میفهمید دعای ندبه را شیعیان برای چه میخواندند؟ از اینجا وجهش را به دست بیاورید. دعای ندبه یک سلسلهٔ نسب تاریخی شیعه است. در دعای ندبه شیعه خودش را متّصل میکند به آدم و نوح و ابراهیم و به سلسلهٔ نبوّتها و بعثتها؛ این دعای ندبه است. [شیعه] آیندهٔ خود را هم در دعای ندبه روشن میکند: «اَینَ قاصِمُ شَوکةِ المُعتَدین»*؛ تاریخ شیعه را دعای ندبه روشن میکند؛ گذشتهٔ شیعه را و آیندهٔ شیعه را این دعا مشخّص کرده. اگر فهمیدید و خواندید و از آن درس گرفتید خیلی قیمت دارد. آن روزی که دعای ندبه را شیعیان میخواندند، این‌جوری از آن، مطلب میفهمیدند.
Mohammad Mahdi
۰
خود عبدالملک هم یک مردِ سیاستمدارِ بسیار پخته و زیرکی بوده که شاید در تمام خلفای بنی‌امیّه بعد از معاویة‌بن ابی‌سفیان هیچ خلیفه‌ای به پختگی و زرنگی و کیاست او نبوده
Mohammad Mahdi
۰
یک نفر در بازار کوفه گفت اللّه‌اکبر؛ یک اللّه‌اکبر عادی. حجّاج شنفت؛ رفت رؤسای قوم را جمع کرد _ یا در مسجد [یا جای دیگر] یادم نیست _ گفت دیروز من یک صدای اللّه‌اکبر شنیدم؛ این اللّه‌اکبر، عادی نبود؛ چنین نبود که کسی بخواهد یک ذکر تنهایی گفته باشد، در این اللّه‌اکبر یک چیزی بود. بدانید آن‌قدر سر و زبان قطع خواهم کرد تا دیگر از این حرفهای زیادی نزنند.
Mohammad Mahdi
۰
امام از هیچ‌کس مأیوس نیست حتّی از محمّدبن شهاب. امام انسان را دارای فطرت نیکو میداند؛ این حکم اسلام است، این قضاوت قرآن است که فطرت و سرشت انسانها به نیکی است؛ بدی‌ها عارضی‌اند، بدی‌ها مال بعدند، بدی‌ها نقش‌ونگار روی این صفحه هستند و خود صفحه پاک است؛ خود صفحه، در آغاز، بی‌بدی و بی‌غبار است.
Mohammad Mahdi
۰
کوچک‌ترین غبار و نواری که جلوی چشم بصیرت مردم کشیده‌ای، «وَ اَخَفَّ مَا احتَمَلت»، و سبک‌ترین باری که بر دوش کشیده‌ای این است: «اَن آنَستَ وَحشَةَ الظّالِم»؛ وحشت ستمگر را به اُنس و دلگرمی بدل کردی
Mohammad Mahdi
۰
خب، آنها چه به تو دادند؟ هزار دینار؟ پنج هزار دینار؟ پنجاه هزار دینار؟ پانصد هزار دینار به تو دادند؟ آقایی دادند؟ نفوذ کلمه دادند؟ همهٔ دنیا را به تو دادند؟ که نه میتوانند و نه میدهند! هرچه به تو داده‌اند، در مقابل آنچه از تو گرفته‌اند، کم است و ناچیز
Mohammad Mahdi
۰
و آن بیماری [هم] به‌خاطر مصلحتی بود از سوی پروردگار که این بزرگوار وظیفهٔ دفاع و جهاد فی‌سبیل‌الله را در آن روز نداشته باشند و زنده بمانند و بار سنگین امانتی را که شرح خواهیم داد بر دوش بکشند و بعد از پدرشان ۳۵ سال یا ۳۴ سال، زنده بمانند و دشوارترین دوران امامت شیعه را بگذرانند.
Mohammad Mahdi
۰
اگر آن جهت‌گیری کلّی دانسته شد، آن حوادث جزئی هم معنا پیدا میکند امّا اگر چنانچه آن جهت‌گیری کلّی دانسته نشد یا غلط دانسته شد، آن حوادث جزئی هم بی‌معنی یا دارای معنی غلطی خواهد شد؛ و این مخصوص امام سجّاد نیست یا مخصوص ائمّه نیست، در مورد زندگی همه، این معنا صدق میکند.
Mohammad Mahdi
۰
«هذَا الأمر» یعنی حکومت، یعنی ولایت اهل‌بیت؛ در اغلب روایاتی که کلمهٔ «هذا الأمر» است، مراد حکومت اهل‌بیت است؛ یک جاهایی هم به معنای قیام است، نه به معنای حکومت
Mohammad Mahdi
۰
بزرگ‌ترین خلیفهٔ بنی‌امیّه از بنی‌مروان، عبدالملک‌بن مروان بود که تمام عالم اسلام را توانست در مشت خودش بیاورد و یک حکومت مسلّطی توأم با ارعاب و اختناق شدید ایجاد کند.
Mohammad Mahdi
۰
علی‌ای‌حال، این حوادث که از حادثهٔ عاشورا شروع شد و دنباله‌های آن که یکی واقعهٔ حرّه بود، یکی سرکوب شدید توّابین در عراق بود و بعد شهادت مختار بود و ابراهیم‌بن مالک اشتر نخعی، وقتی‌که این عدّه شهید شدند و این‌جور حرکات آزادی‌خواهانه _ چه در مدینه و چه در کوفه که دو مرکز اصلی تشیّع بود _ سرکوب شد، یک اختناق شدیدی نسبت به تشیّع در عالم اسلام به وجود آمد و پیروان ائمّه (علیهم‌السّلام) در نهایت غربت و تنهایی باقی ماندند. خب حالا شما امام سجّاد را در یک چنین وضعیّتی در نظر بگیرید.
Mohammad Mahdi
۰
آیا یک آزادمردی نیست، انسان آزاده‌ای نیست که این پس‌ماندهٔ دهان سگ را برای اهلش بگذارد؟
Mohammad Mahdi
۰
ظاهر آیات شرک در قرآن در باب بتهای نمایان و ظاهری است _ همین بتهای سنگی و چوبی و امثال اینها _ امّا باطن آنها و تأویل آنها در باب خلفای جور است
کاربر ۱۰۹۰۷۸۲۷
۰
«فَلَیسَ لاَنفُسِکم ثَمَنٌ اِلّا الجَنَّة»؛ جان شما یک قیمت بیشتر ندارد و آن بهشت است. اگر بنا است که خودت را بدهی، به بهشت بده، به کمتر راضی نشو
atie
۰
چه کسانی بودند آن بتهایی که مروانیان آنها را میپرستیدند؟ خود مروان، خود عبدالملک؛ از اینها بالاتر پول، مقام و قدرت. مردم قدرت‌پرست مشرکند، مردم پول‌پرست مشرکند، مردم هواپرست مشرکند؛
atie
۰
زهد یعنی بی‌رغبتی و بی‌اعتنائی به آن دنیایی و به آن پول و ثروتی و به آن ماندن و از عافیت برخوردار بودنی که به قیمت بی‌دینی و بی‌وجدانی تمام بشو
محمد
۰
زندگی ائمّه (علیهم‌السّلام) را ما به‌عنوان درس و اسوه باید فرا بگیریم، نه‌فقط به‌عنوان خاطره‌های شکوهمند و ارزنده؛ و این، بدون توجّه به روش و منش سیاسی این بزرگواران ممکن نیست.
محمد
۰
اینها همین ساخته‌شده‌ها و برگزیده‌های دستگاه امامتند که اینها را میفرستند به شهرها، به نقطه‌های دوردست و جاهایی که باید [مردم] بفهمند و روشن بشوند. میفرستند به خراسان، میفرستند به سیستان، میفرستند به هندوستان، میفرستند به کرمان و فارس که وقتی شما نگاه میکنید می‌بینید در دوران اواخر بنی‌امیّه سراسر این قسمتِ شرقی کشورِ اسلامی محبّ اهل‌بیتند که بعد از شصت هفتاد سال از زمان امام سجّاد، آن مرد می‌آید به امام صادق میگوید: «آقا! شما پانصد هزار شمشیرزن در خراسان دارید»؛ اگرچه بعد امام فرمودند: «چند نفر از این شمشیرزن‌هایی که تو میگویی مثل هارون مکّی‌اند که حاضرند داخل تنور بنشینند؟» امّا بالاخره یک عدّه دوستداران اهل‌بیت بودند که آن آدم، این‌جور ادّعایی میکرد. اینها کجا درست شده بودند؟ اینها را امام سجّاد درست کرد.
محمد
۰
سیرهٔ هر کسی آن وقتی به معنای واقعی کلمه روشن میشود که ما جهت‌گیری کلّی کار آن شخص را بدانیم و سپس به حوادث جزئی در زندگی او بپردازیم؛ اگر آن جهت‌گیری کلّی دانسته شد، آن حوادث جزئی هم معنا پیدا میکند امّا اگر چنانچه آن جهت‌گیری کلّی دانسته نشد یا غلط دانسته شد، آن حوادث جزئی هم بی‌معنی یا دارای معنی غلطی خواهد شد؛ و این مخصوص امام سجّاد نیست یا مخصوص ائمّه نیست، در مورد زندگی همه، این معنا صدق میکند.
محمد
۰
تمام این حقوقی که تنظیم‌کنندهٔ مناسبات میان افراد در نظام اسلامی است، در این رساله بیان شده. ببینید، امام خیلی آرام، بدون هیچ‌گونه های‌وهویی، بدون هیچ اسم‌آوردنی از حکومت و مبارزه و نظام و آینده در این نامه، مبانی مناسبات نظام آینده را اینجا ذکر کردند که اگر یک روزی نظام حکومت اسلامی در دورهٔ خود امام سجّاد _ که البتّه احتمالش تقریباً منتفی بود _ یا در دوره‌های بعد پدید آمد، از پیش در ذهن مسلمانها مناسبات جاری بین مردم در آن نظام شکل‌گرفته و منظّم‌شده است. یعنی مردم را دارد با اسلامی که حکومتش میخواهد به وجود بیاید آشنا میکند. این هم یک نوع دیگر از بیانات امام سجّاد است که خیلی جالب است.