
بریدههایی از کتاب حماسه امام سجاد (ع)
۵٫۰
(۶)
آنوقتیکه منگنهٔ بلا و فتنه بر سر آنان قرار میگیرد، عدد دینداران و پابندهای به دین کم میشود؛ وقتی نگاه میکنی، میبینی از این جمع کثیری که همه ادّعای دینداری میکردند، ته ماجرا کسی نمانده یا عدّهٔ بسیار کمی باقی ماندهاند. در زمان امام سجّاد قضیّه اینجوری شده بود؛ هرکدام از گوشهای فرارفتند
Mohammad Mahdi
زهد یعنی بیرغبتی و بیاعتنائی به آن دنیایی و به آن پول و ثروتی و به آن ماندن و از عافیت برخوردار بودنی که به قیمت بیدینی و بیوجدانی تمام بشود. یکی از کارهای امام سجّاد با عامّهٔ مردم این بود.
Mohammad Mahdi
ده سال بایستی در منا بر امام باقر گریه بکنند؛
Mohammad Mahdi
در زندگی ائمّه (علیهمالسّلام)، آنجایی که گریه تحریض شده، بر امام حسین (علیهالصّلاةوالسّلام) است که روایات متقنِ مسلّمِ قطعی دارد؛ چرا، حضرت رضا در هنگام حرکتشان [عدّهای را] جمع کردند که بر ایشان گریه کنند که یک حرکت کاملاً سیاسی و جهتدار و معنیداری بود [امّا] در مورد [گریه بر] شهادتشان جای دیگری بنده یادم نمیآید جز در مورد امام باقر (علیهالسّلام)
Mohammad Mahdi
گفت هرکه به من امر کند و دستور بدهد که من باتقوا باشم _ بگوید عبدالملک! تو که خلیفهٔ مسلمانها هستی، چرا مثلاً این ظلم را کردی، چرا این مال را خوردی، چرا فلانکس را عزل کردی، چرا فلانکس را نصب کردی و مانند این حرفها _ من گردنش را خواهم زد. این مطلب تا آن روز در عالم اسلام سابقه نداشت؛
Mohammad Mahdi
خود عبدالملک هم یک مردِ سیاستمدارِ بسیار پخته و زیرکی بوده که شاید در تمام خلفای بنیامیّه بعد از معاویةبن ابیسفیان هیچ خلیفهای به پختگی و زرنگی و کیاست او نبوده
Mohammad Mahdi
یک نفر در بازار کوفه گفت اللّهاکبر؛ یک اللّهاکبر عادی. حجّاج شنفت؛ رفت رؤسای قوم را جمع کرد _ یا در مسجد [یا جای دیگر] یادم نیست _ گفت دیروز من یک صدای اللّهاکبر شنیدم؛ این اللّهاکبر، عادی نبود؛ چنین نبود که کسی بخواهد یک ذکر تنهایی گفته باشد، در این اللّهاکبر یک چیزی بود. بدانید آنقدر سر و زبان قطع خواهم کرد تا دیگر از این حرفهای زیادی نزنند.
Mohammad Mahdi
امام از هیچکس مأیوس نیست حتّی از محمّدبن شهاب. امام انسان را دارای فطرت نیکو میداند؛ این حکم اسلام است، این قضاوت قرآن است که فطرت و سرشت انسانها به نیکی است؛ بدیها عارضیاند، بدیها مال بعدند، بدیها نقشونگار روی این صفحه هستند و خود صفحه پاک است؛ خود صفحه، در آغاز، بیبدی و بیغبار است.
Mohammad Mahdi
کوچکترین غبار و نواری که جلوی چشم بصیرت مردم کشیدهای، «وَ اَخَفَّ مَا احتَمَلت»، و سبکترین باری که بر دوش کشیدهای این است: «اَن آنَستَ وَحشَةَ الظّالِم»؛ وحشت ستمگر را به اُنس و دلگرمی بدل کردی
Mohammad Mahdi
خب، آنها چه به تو دادند؟ هزار دینار؟ پنج هزار دینار؟ پنجاه هزار دینار؟ پانصد هزار دینار به تو دادند؟ آقایی دادند؟ نفوذ کلمه دادند؟ همهٔ دنیا را به تو دادند؟ که نه میتوانند و نه میدهند! هرچه به تو دادهاند، در مقابل آنچه از تو گرفتهاند، کم است و ناچیز
Mohammad Mahdi
حجم
۲۳۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۹۸ صفحه
حجم
۲۳۴٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۹۸ صفحه
قیمت:
۶۵,۰۰۰
تومان