
بریدههایی از کتاب طبیب
دستهبندی:
امتیاز
۴.۴از ۵ رأی
۴٫۴
(۵)
اهل دنیا برای فراموشکردن مشکلاتشان به شراب پناه میبرند و اهل خدا برای مستشدن به انگورهای ضریح نور نجف.
مقدامة
همانطور که اگر انسان عبد انسان دیگری باشد، تنها باید به اوامر آقای خودش توجه کند و کاری به آب و غذا نداشته باشد چون اینها را آقا و صاحب او برایش فراهم میکند، بنده هم نباید جز تلاش برای رضایت الهی و رسیدن به خداوند، دغدغهٔ دیگری داشته باشد! حیف است این سرمایه در اختیار انسان قرار گرفته و شخص با این استعداد میتواند تا اوج آسمانهای معنویت پرواز کند؛ اما تمام قدرت و توان خود را صرف اموری کند که نزد اهل حقیقت، اصلاً به حساب نمیآیند!
ketabjan
اعضای بدن را نعمتی از جانب خداوند متعال میدانست که هرکدام برای خود آدابی دارند و مراقبتی؛ اما در این میان میفرمود که خیلی مراقب زبانتان باشید، زیرا سختی ادبکردن هیچ عضوی از اعضای بدن مانند سختی ادبکردن و درستاستفادهکردن از زبان نیست. برای همین بزرگان فرمودهاند تا میتوانید سکوت پیشه کنید؛ چون اگر سخن شما از نقره باشد، سکوتتان طلاست!
ketabjan
از استاد یادگاریهای زیادی داشت. میفرمود: «روزی از استادم پرسیدم در بین اعمال عبادی، کدام کار حسب تجربهٔ شما، در قلب انسان اثر بیشتری میگذارد؟» استاد فرمودند: «در بین اعمال مختلف، سه کار تأثیر بیشتری دارد: ۱. تلاوت صد مرتبه سورهٔ قدر در شب جمعه؛
۲. تلاوت صد مرتبه سورهٔ قدر در عصر جمعه؛ ۳. سجدهٔ طولانی با ذکر یونسیه که حدود سه ربع تا یک ساعت طول بکشد.»
لاله
تمام اهل معنا میدانند، نقطهٔ آغاز قصهٔ عاشقی دقیقاً همانجایی است که عشق به کمال خود میرسد: نجف!
مقدامة
اعضای بدن را نعمتی از جانب خداوند متعال میدانست که هرکدام برای خود آدابی دارند و مراقبتی؛ اما در این میان میفرمود که خیلی مراقب زبانتان باشید، زیرا سختی ادبکردن هیچ عضوی از اعضای بدن مانند سختی ادبکردن و درستاستفادهکردن از زبان نیست. برای همین بزرگان فرمودهاند تا میتوانید سکوت پیشه کنید؛ چون اگر سخن شما از نقره باشد، سکوتتان طلاست!
ketabjan
«خداوندا به ما رحم کن و با معرفت و محبتت برما منت بگذار و ما را از دنیای ظلمات بهسوی نور خارج فرما! اگر خودت را به ما بشناسانی، در نتیجهٔ این معرفت تو را دوست خواهیم داشت و وقتی تو را دوست داشتیم، آن محبتت نهتنها هرچه باطل و جهل و غرور در ماست میسوزاند، بلکه هر حجاب و مانعی را که بین ما و تو وجود دارد، از بین میبرد و ما همانگونه خواهیم شد که دوست داری محبانت چنان باشند.»
ketabjan
از استادش نقل میکرد: «هرگاه وضوی شما باطل شد، وضو بگیرید و دو رکعت نماز بخوانید و بعد از نماز به سجده بروید و در آن سجده، از خدا محبت و معرفت خودش را طلب کنید.»
zare64
میفرمود: «عجیبتر از این دیدهای که خالقْ مخلوق را برای همنشینی خود بخواند؛ ولی مخلوق اجابت نکند و درحالیکه آقا مناجات بنده و انس او را دوست دارد، بنده از قبول عنایت او خودداری کند؟»
ketabjan
یکی از شاگردان نقل میکرد: «همراه استاد رفته بودیم به قبرستان. دیدیم استاد جایی نشست و شروع کرد به خواندن فاتحه؛ اما قبری آنجا نبود. پرسیدیم: 'آیا قبر شخص بزرگی اینجاست که مشخص نیست و ما نمیدانیم؟' آقا لبخندی زد و چیزی نگفت. هفتهٔ بعد فرزند بیستوسهسالهاش براثر بیماری درگذشت و در همان مکان به خاک سپرده شد.
ketabjan
اهالی کوی یار، دوست دارند حرفهایشان را از زبان هم بزنند؛ برای همین در قنوتهایش از زبان حافظ میخواند:
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن
اهل حرم بهتر میدانند، تنها راه نجاتْ عاشقشدن است و بس!
مریم السادات هاشمی
نقطهٔ آغاز قصهٔ عاشقی دقیقاً همانجایی است که عشق به کمال خود میرسد: نجف!
سحر
بادهٔ امیر
اهل دنیا برای فراموشکردن مشکلاتشان به شراب پناه میبرند و اهل خدا برای مستشدن به انگورهای ضریح نور نجف. همین بیقراری بود که جوادِ جوان را، برای تکمیل تحصیلات دینی و جرعهنوشی از بادهٔ حضرت حیدر علیهالسلام، روانهٔ نجف کرد. گویی تمام اهل معنا میدانند، نقطهٔ آغاز قصهٔ عاشقی دقیقاً همانجایی است که عشق به کمال خود میرسد: نجف!
به تیغ ناز چه دانی کجاست آنجا که
برای کشتهشدن میکشند صف؟ نجف است!
کاربر ۸۸۲۴۰۴۸
به تیغ ناز چه دانی کجاست آنجا که
برای کشتهشدن میکشند صف؟ نجف است!
zare64
رحمت
صحبتش همیشه از رحمت خدا بود. میگفت: «حتی اگر هفتاد پیامبر هم به قتل رساندهاید، باز از رحمت خدا ناامید نشوید و توبه را ترک نکنید؛ درِ رحمت خدا باز است.»
zare64
اشک
عشق با دلش کاری کرد که رازهای عالم را میفهمید. با قلب و جان میدانست کلید جلب رحمت الهی، اشک است. برای ما که دستمان از آسمان کوتاه است، نوشت: «گریه آن است که از سوز دل آید بیرون و الا هر آب چشمی گریه نیست! ولی افتضاح اینجاست که ماها از آن گریهٔ دروغی هم عاری و مبرا هستیم؛ چراکه همان گریهٔ دروغی را هم اگر انسان مواظب باشد، اثری در قلب میکند که بالاخره به گریهٔ واقعی و حقیقی منجر میشود.»
کاربر ۷۹۴۲۹۲۹
وزیر
در همان سالهای حضور در نجف، آنقدر پیشرفت داشت که استاد، بعضی از شاگردان خود را برای طیکردن مراحل سلوک، به میرزا میسپرد. تعریف میکرد:
روزی استاد، جوانی را به من معرفی کرد و فرمود: «تربیت او به عهدهٔ توست.» این جوان در امر معنویت همت بسیار عالی و بلندی داشت. شش سال مقدمات حرکت بهسمت خدا را طی کرد تا به جایی رسید که آماده بود با تجرد آشنا شود. خواستم به دست استاد به این مقام برسد. با هم خدمت استاد رسیدیم و استاد حال این شاگرد جوان را دید. با دست مبارک خود اشارهای فرمودند و گفتند: «تجرد مثل این است.» شاگرد بعداً گفت: «تا استاد اشاره کردند، فوراً دیدم که از بدنم جدا شدهام و تمام بدنم را در کنار خود به همان حال که بودم، مشاهده کردم.»
کاربر ۷۹۴۲۹۲۹
اهل دنیا برای فراموشکردن مشکلاتشان به شراب پناه میبرند و اهل خدا برای مستشدن به انگورهای ضریح نور نجف.
سحر
مؤمن در هر کاری که وارد شود، باید بهترین باشد
سحر
درس خوب است؛ اما آن درسی که آدمی را به وادی جنون بکشاند، به همان وادی که دل را به یک دلبر دهد و بر دو عالم بانگ تکبیر زند! درس را باید خواند؛ چون محبوب میخواهد؛ اما سرگرمشدن به الفاظ و غفلت از معنا؟ هرگز!
سحر
حرفشنوی و مبارزه با نفس در ظاهر سخت است؛ اما راه عشق، آهستهآهسته شیرینیهای خودش را به اهلش نشان میدهد.
سحر
حجم
۹۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
حجم
۹۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
قیمت:
۲۲,۰۰۰
تومان