جملات زیبای کتاب هم جهانی | طاقچه
تصویر جلد کتاب هم جهانی

بریده‌هایی از کتاب هم جهانی

انتشارات:نشر نیماژ
امتیاز
۳.۱از ۵۲ رأی
۳٫۱
(۵۲)
یک وقتی عاشق مادرت بودم. به دستش آوردم. بعد دوباره عاشق شدم. به رابعه نگاه کرد. چیه رابعه؟ تو فکر می‌کنی کسی که عاشق نباشد می‌تواند زنده بماند؟ هر که می‌گوید وصال، عشق را تمام می‌کند یک جا را اشتباه کرده. وصال باعث می‌شود تو دنبال عشق دیگری باشی؛ وگرنه عشق تمام شدنی نیست رابعه! عشق جریان دارد. تا آخرین نفسی که می‌کشی جریان دارد
الناز
شکوهمندی آسمان آن لحظه‌ای‌ست که نهایت تاریکی شب با روشنایی می‌آمیزد. رحمان به آن می‌گفت غَلَس. رابعه پرسیده بود یعنی چه؟ رحمان گفته بود چیزی شبیه گرگ‌ومیش خودمان. کمی مانده به سحر. بعد گفته بود بیشتر آدم‌ها در طول عمرشان حتی برای یک بار هم شده آن را ندیده‌اند.
حوریا
آدم‌ها عادت دارند اول چشم‌شان عاشق شود بعد خودشان.
کلئو
رفتن راه تکراری چه لطفی دارد. راه خودت را که بروی حتی اگر بروی و گم شوی و طول بکشد که به انتها برسی باز بهتر است تا از راهی بروی که همه می‌روند.
کتابخوان شماره ۷۷۰۷۲۲
خدایا ما رو از شر این دو وسوسه منحوس نجات بده؛ وسوسهٔ بد فکر کردن دربارهٔ دیگران و وسوسهٔ داوری شتابزده دربارهٔ انگیزه‌هاشون.»
الناز
«هر چیزی را ثمره‌ای است و ثمرهٔ معرفت روی به خدای تعالی آوردن است.»
الناز
«کعبه؟ کعبه بت معبود در روی زمین است. نه خدا در آن است نه از آن بیرون است!»
الناز
«اهل سینماست؟ رحمان؟» «نه. بیشتر اهل کتابه. میگه آدمای تنبل میرن سینما.» «چرا تنبل؟!» «چون حوصلهٔ کتاب خوندن ندارن.»
زهرا هژبری
شنیدن درد، دردآور نیست. باید درد را تجربه کنی تا دردت بگیرد.
علی
بکوشید تا دلی بیدار به دست آرید که چون دل بیدار شد او را به یار حاجت نیست. یعنی دل بیدار آن است که در حق گم‌شده است و هرکه گم شد با یار چه کند؟
محسن
فرشته مرگ به رابعه رسید. رابعه گفت کیستی؟ فرشته مرگ گفت من بر هم زنندهٔ همه لذت‌ها، یتیم کننده بچه‌ها و بیوه کنندهٔ زن‌ها هستم. رابعه گفت چرا همش از بدی خودت می‌گویی؟ چرا نمی‌گویی من رسانندهٔ دوست به دوست هستم.
Hakime Zare
. یک: پاک است آن خدایی که اشیاء را ظاهر کرد در حالیکه خودش عین آن‌هاست. دو: حق، باطل خلق است و خلق، ظاهر حق. سه: نسبت هستی با خدا مثل نسبت موج با دریاست.
الناز
رابعه گفت: «یا بنی‌آدم! از دیده به حق منزلی نیست و از زبان‌ها بدو راه نیست؛ و سمع، شاه‌راه زحمت گویندگان است و دست‌وپای، سکان حیرت‌اند و کار با دل افتاده است. بکوشید تا دلی بیدار به دست آرید که چون دل بیدار شد او را به یار حاجت نیست. یعنی دل بیدار آن است که در حق گم‌شده است و هرکه گم شد با یار چه کند؟» شیخ عطار نیشابوری
حوریا
بی‌تاب است. انگار که عاشق کسی باشد و خودش هم نداند که او کیست. یا عاشق کسی باشد و بداند کیست و اجازه اقرار نداشته باشد. یا وضع بدتر از این حتی؛ عاشق کسی باشد و بداند کیست و اقرار کند و معشوق او را براند. درد روی درد. مگر می‌شود از این درد به کسی حرفی زد؟ مگر چند نفر را می‌شناسی که از این دردها داشته باشند؟ چند نفر این‌جوری عاشق شده‌اند.
کتابخوان شماره ۷۷۰۷۲۲
حالا زود مثل یه خانومه زبر و زرنگ
ایران آزاد
دوست دارم یکی یکیه آدما جلوم رو بگیرن
ایران آزاد
رحمان اخم کرده بود و گفته بود رابعه، پس اعتماد به نفس‌ات کو؟ طوری با بهت گفته بود این را که انگار گفته باشد رابعه، پس دستت کو؟ یا چشمت کو؟ یا مثلاً آن یکی پایت کو؟
کلئو
بی‌تاب است. انگار که عاشق کسی باشد و خودش هم نداند که او کیست
کلئو
چرا فکر می‌کند اولین رسم عاشقی این است که زحمت همه دردها و خواسته‌هایت را خودت گردن بگیری؟
کلئو
«هیچ وقت علت دعوای کسی رو نپرس. چون چیز شنیدنی‌ای از توش در نمیاد. اگه به درد بخور بود با دعوا مطرح نمیشد. ذهنت آشغال‌دونیه مگه پسر؟»
کلئو
دوست داشتن شجاعت می‌آورد و دوست داشته شدن قدرت.
کلئو
این لحظه همان لحظهٔ ترسناکی است که زن‌ها همیشه توی ذهن‌شان مرور می‌کنند و بعد ناتوان از پیدا کردن مقصد با پختن یک شام خوشمزه برای اهالی خانه سفر را شروع نکرده به پایان می‌رسانند
کلئو
مگر شرط اول عاشقی دیدن نیست؟ رحمان گفت شرط آخر است باباجان. شرط اول جای خالی دل است! «راب...»
reihane sadat
بدبخت‌ترین آدم‌ها کسانی هستند که در سن خودشان زندگی نمی‌کنند و همیشه حسرتی را به آینده می‌برند.
محمدِ امین جیم.ف
از نقش مفردی که مزاحم جمع باشد خوشش نمی‌آمد.
الناز
مگر می‌شود از این درد به کسی حرفی زد؟ مگر چند نفر را می‌شناسی که از این دردها داشته باشند؟ چند نفر این‌جوری عاشق شده‌اند. آدم‌ها عادت دارند اول چشم‌شان عاشق شود بعد خودشان. بدترین حالت عاشقی وقتی است که اتفاقِ عکس بیفتد؛ خودت زودتر از چشمت عاشق شده باشی. شرط اول عاشقی درتمام طول تاریخ بشر، دیدن روی یار بوده.
زهرا هژبری
چیه رابعه؟ تو فکر می‌کنی کسی که عاشق نباشد می‌تواند زنده بماند؟ هر که می‌گوید وصال، عشق را تمام می‌کند یک جا را اشتباه کرده. وصال باعث می‌شود تو دنبال عشق دیگری باشی؛ وگرنه عشق تمام شدنی نیست رابعه! عشق جریان دارد. تا آخرین نفسی که می‌کشی جریان دارد. عشق تمام شود تو هم تمام می‌شوی
زهرا هژبری
«هیچ وقت علت دعوای کسی رو نپرس. چون چیز شنیدنی‌ای از توش در نمیاد. اگه به درد بخور بود با دعوا مطرح نمیشد.
شمع
ما دنبال حقیقت نیستیم. ما خادم مصلحت‌ایم. خطرناک است
شمع
بکوشید تا دلی بیدار به دست آرید که چون دل بیدار شد او را به یار حاجت نیست.
Maryam Hojjati

حجم

۲۱۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۶ صفحه

حجم

۲۱۸٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۶ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان