
بریدههایی از کتاب بی پروا (جلد دوم)
۴٫۲
(۹۹)
قرار بود، او برای همیشه مالِ من باشد.
حالا با چشمان خودم میبینم مال کس دیگری میشود.
چراکه دیو نمیتواند دلبر را داشته باشد.
N
برای تمام وقتهایی گریه میکنم که فکر میکردم نباید گریه کنم. تمام زمانهایی که فکر میکردم این کار نشان از ضعف است.
N
بهراستی که تابآوردن چقدر زیباست؛ اینکه بهرغم تمام سختیها همچنان بخندی.
N
لِنی بهنرمی میگوید: «بس کن، این حرف رو نزن. فقط زندگی نکن برایاینکه یک روز بمیری. بمیر برایاینکه بهاندازهٔ کافی زندگی کردی.»
*Fatima*
قلبم بااینکه میداند خواهد شکست، اما همچنان برای او میتپد.
masome1385
لبخندی میزند: «عزیزم، من هیچوقت نیاز نداشتم تظاهر کنم تو رو میخوام.»
کاربر ۹۸۶۰۲۵۰
بگذار فکر کنند من دیوانه هستم. شاید هم واقعاً هستم. شاید اینطوری بهتر باشد.
masome1385
قدرت باید به تصویر کشیده شود و احترام باید طلبیده شود.
N
«من همیشه زخمی هستم. همیشه تاحدودی درهمشکسته هستم.»
اناستازیا
اگر چیزی مانده باشد که برای آن بسوزد، برای امید زنده میماند.
N
«بهنظرِ من که اسمت برایاینکه آخرین کلمه قبلاز مردن باشه خیلی قشنگه.»
masome1385
«تو اثباتی بر وجودِ بهشتی.»
agatha
لبخندی پهن و درخشان میزند درست مثل آسمان شب که بالای سرمان است.
باور دارم او میتواند با ستارهها رقابت کند.
کاربر ۹۸۶۰۲۵۰
پیشاز اینکه مجری قانون باشم شاهزاده بودم. پیشاز اینکه به یک هیولا تبدیل شوم، تنها پسری بودم.
masome1385
خونم تنها زمانی به کار میآید که در بدنم بماند.
ذهنم تنها زمانی به کار میآید که گمگشته نشود.
قلبم تنها زمانی به کار میآید که نشکند.
خُب، پس به نظر میرسد دیگر به هیچ دردی نمیخورم.
masome1385
«شاید دوست دارم احمق بمونم؛ تا زمانیکه بهخاطرِ تو باشه.»
Lisa
برای گذشتهام گریه میکنم، برای دختر کوچولویی که آنقدر دست پدرش را در دست گرفت تا اینکه کاملاً سرد شد. برای دختر کوچولویی که سعی کرد در سرزمینی که از او متنفر است زنده بماند.
برای آدِنا گریه میکنم؛ خورشیدِ من در تاریکی که بهسمت آن حرکت میکردم.
masome1385
او شکنجهای است که شاید نتوانم تحمل کنم.
با کمال میل میخواهم او تباهیِ من باشد.
نگاه خیرهاش را بالا میآورد و در چشمانی که متعلق به من نیستند میدوزد.
چشمان مردی که میتواند او را برای خود داشته باشد؛ اگر پِیدین اجازهاش را بدهد.
قرار بود، او برای همیشه مالِ من باشد.
حالا با چشمان خودم میبینم مال کس دیگری میشود.
چراکه دیو نمیتواند دلبر را داشته باشد.
دنیز
و من انتقامم رو خواهم گرفت.
Lisa
قرار بود، او برای همیشه مالِ من باشد.
حالا با چشمان خودم میبینم مال کس دیگری میشود.
چراکه دیو نمیتواند دلبر را داشته باشد.
Lisa
آسیبِ روحی را در شکلهای بدتری هم دیدهام؛ دیدهام چطور شجاعت را از وجود فرد بیرون میکشد، رؤیاهای او را میبلعد و موجودی توخالی میسازد. من و آسیبِ روحی باهم بهخوبی آشنا هستیم.
N
قدرت باید به تصویر کشیده شود و احترام باید طلبیده شود
agatha
بهزودی همهچیز را میفهمم. به زودی او را پیدا خواهم کرد.
و زمانیکه پیدایش کنم، جواب تمام اینها را خواهم گرفت.
wings for anna
فقط زندگی نکن برایاینکه یک روز بمیری. بمیر برایاینکه بهاندازهٔ کافی زندگی کردی.
faeqet
بهراستی که تابآوردن چقدر زیباست؛ اینکه بهرغم تمام سختیها همچنان بخندی.
Lisa
آیا مرگ تعلقخاطرِ دیرینهای را بر من آشکار ساخته است؟ انگار نمیتوانم تفاوت میان اندوه را با عشق و احساس گناه بفهمم.
N
نومیدانه آرزو میکنم میتوانستم در گذشته غرق شوم؛ چراکه زمانِ حالم چندان رضایتبخش نیست.
masome1385
اگر برای هیچ بجنگد، برای مرگ زنده میماند.
N
اگر برای هیچ بجنگد، برای مرگ زنده میماند. اما اگر چیزی مانده باشد که برای آن بسوزد، برای امید زنده میماند.
N
به نظر میرسد مشاجرهٔ فیزیکی و کلامی در اینجا اتفاقی رایج است
agatha
حجم
۴۴۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۹۶ صفحه
حجم
۴۴۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۹۶ صفحه
قیمت:
۱۱۵,۰۰۰
۵۷,۵۰۰۵۰%
تومان