جملات زیبای کتاب شرم و خشم در روان درمانی | طاقچه
۲٫۳
(۳)
باورها بیان زبانی تجربهٔ شرم هستند نه علت شرم؛ بنابراین دیدن چهرهٔ تحقیرآمیز کافی است تا طرح‌های هیجانی شرم برانگیخته شوند و با برانگیخته‌شدن این طرح‌ها فرد میل به فرورفتن در زمین، احساس بدنی اضطراب در معده و میل به دیده‌نشدن پیدا می‌کند.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
هرچند خشم ثانویه ممکن است علامت افسردگی باشد، بسیاری از افسردگی‌ها شامل خشم ابراز نشدهٔ اولیه هستند (گرینبرگ و واتسون، ۲۰۰۶). خشم سرکوب شده، اغلب اساس جسمانی‌سازی قرار می‌گیرد. بازداری خشم، رفتار اطاعت‌گرانه یا قاطعیت ضعیف نیز با افسردگی مرتبط هستند
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
سرسختانه به قلبت توجه کن، چه‌بسا که اگر قلبت را رها کنی، به‌زودی کنترل ذهنت را نیز از دست می‌دهی. (فردریش نیچه)
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
واقعیت این است که باورها بردهٔ هیجانات و نیازهای ضمنی انسان هستند. سخن مشهوری از هیوم (۱۸۸۲) نقل می‌شود، او معتقد بود که «استدلال بردهٔ نفس است که باید هم این‌طور باشد و این برده هرگز نمی‌تواند هیچ نقش دیگری به جز خدمت و اطاعت از نفس را وانمود کند» (ص. ۴۳). شوپنهاور (۱۹۶۹) نیز اظهار داشت که هشیاری یا هوش همانند مرد لنگی است که بر شانه‌های غول کور هوس سوار است. این مرد لنگ می‌تواند جلوی خود را ببیند، اما این غول است که تعیین می‌کند که او چه چیزی ببیند و چه کاری بکند. هیجانات ما را به حرکت وامی‌دارند و شناخت وظیفهٔ هدایت را بر عهده دارد.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
اسپینوزا پیشنهاد داد که جاری کردن هیجانات در کلمات ما را به عاملیت در زندگی‌مان می‌رساند و فهمیدن به طور ذاتی لذت‌بخش است؛ بنابراین تجربهٔ زبانی حائز اهمیت است، اما این تجربهٔ را نمی‌توان ارباب دانست، بلکه زبان در خدمت معناسازی و مدیریت هیجان قرار دارد.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
انگیزهٔ دلبستگی در غیاب احساس اضطراب یا آرامش معنا ندارد، انگیزهٔ اجتناب در غیاب ترس معنایی ندارد، اگر علاقه نباشد، انگیزه‌ای برای درگیرشدن در فعالیت‌ها وجود نخواهد داشت، اگر خشم نباشد، قاطعیت به وجود نمی‌آید، بدون احساس افتخار، افراد تلاشی برای موفقیت نمی‌کنند و بدون ملاحظهٔ شادی، لذتی در ارتباط وجود نداشت. اگر هیجان‌ها وجود نداشتند، افراد به سراغ همدیگر نمی‌روند و پیوند یا احساس مورد حمایت بودنی شکل نمی‌گرفت؛ آنها به دنبال دستیابی به اهداف و پیشرفت نبودند؛ بنابراین، بدون وجود هیجان نه انگیزهٔ دلبستگی وجود داشت و نه انگیزهٔ پیشرفت.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
طرح‌های عاطفی منجر به تمایل به عمل و معناسازی اولیه می‌شوند. این طرح‌ها به‌صورت خودکار، هر آنچه برای بهزیستی ما اهمیت دارد را ارزیابی می‌کنند، بنابراین گرایش ما به جهان را جهت می‌دهند و دارای معانی شخصی هستند. با رشد افراد، این تجارب هیجانی در شبکه‌های عاطفی ـ شناختیِ پیچیده سازماندهی می‌شوند، ما این شبکه‌های پیچیده را طرح‌های هیجان می‌نامیم. طرح‌های هیجان ترکیبی از عاطفه و شناخت است و سرنخ‌های موقعیتی را در بر می‌گیرند
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
کودکی که به‌دفعات با تجربه‌های مختلف نکوهش سرزنش شده است، با نشانه‌های چهرهٔ تحقیرآمیز، لحن صدای تمسخرآمیز و رفتار فیزیکی خشن، این تجارب را در یک احساس سنتز می‌کند: «من بد هستم».
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
تبدیل حاصل برخورد نزدیک با تجربهٔ جدید است، نه ناشی از خودگویی‌های مثبت یا مهارت‌های مختلف آرام‌کردن اضطراب. تغییر نه تحت‌تأثیر توصیه‌های درمانگر است و نه تحت‌تأثیر درک یا تفسیرهای جدیدی که درمانگر ارائه می‌دهد. در واقع تغییر عبارت است از رشد در نتیجهٔ تجربهٔ جدید.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐
کودکان آزاردیده، غالباً به این نتیجه می‌رسند که دردی که از بدرفتاری والدین احساس می‌کنند، تقصیر خودشان است و به‌خاطر کارهایی که از آنها سر می‌زند سزاوار چنین بدرفتاری‌هایی هستند. نیاز اساسی کودکان این است که به این باور برسند که برای خانواده‌شان مهم هستند و در موارد عدم برآورده‌شدن این نیاز، آنها به این باور می‌رسند که مشکل اساسیِ بد و نادرستی در آنها وجود دارد. چنین احساساتی منجر به حس فراگیر و مادام‌العمر شرم در آنها می‌شود.
مرضیه شجاعی🪼🦋🐳🫐

حجم

۴۵۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۴ صفحه

حجم

۴۵۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۲۴ صفحه

قیمت:
۷۴,۴۰۰
تومان