
بریدههایی از کتاب دالرگات فروشگاه بزرگ رویافروشی
۳٫۶
(۳۸)
عشق زمانی شروع میشه که احساساتت رو به رسمیت بشناسی. چه منجر به عشق یکطرفه بشه، چه دوطرفه
شکوفا
غلبهکردن به سختیهای گذشته آدم رو تبدیل میکنه به چیزی که الان هست: بازمانده و قهرمان.
شکوفا
«اگه واقعبینانه بهش نگاه کنین، بدترین دوران زندگیتون اون موقعی بود که داشتین نهایت تلاشتون رو میکردین تا اون مصیبت رو از سر بگذرونین. حالا که از اونها رو سر گذروندین، همهچی بستگی به این داره که چطور ببینیدشون. مگه فائقاومدن بر اون دوران و پابرجاموندن، مهر تأییدی بر قدرت شما نیست؟»
زهره
یادت باشه... رؤیاها رو نباید به هرکسی بفروشی
زهره
«مهم نیست چقدر رؤیات خوبه، بیدار که بشی، تموم شده و رفته.»
زهره
'هرچقدرم دوستشون داشته باشی، رؤیاها فقط رؤیان.»'
زهره
دنیا چیزهای ترسناکتر از اینم به خودش دیده. حسادت، عقدههای حقارت... اینها چیزهایی هستن که مثل حیوون درنده دنبالت میکنن و این روزها باید حواست بهشون باشه.»
Nasim Norozi
شاگرد اول همیشه معتقد بود که فهم بهموقعِ آینده، بدون فکرکردن به گذشته، زیباترین فضیلت است؛
شکوفا
«رسیدن به آگاهی زمانبره.»
زهره
'تعبیر رؤیا بهتر از خودِ رؤیاست.'
زهره
نویسندهای که روزگاری دربارهٔ رؤیاها نوشته بود، حالا خود درحال تحقق رؤیاهایش است.
آوا
«به نظر من دو راه وجود داره که بتونی عاشق زندگیت بشی، پنی. اولیش اینه که هنگام نارضایتی، تمام تلاشت رو بکنی تا زندگیت رو تغییر بدی.»
کاربر ۹۱۱۰۲۸۴
زمانی که بیشتر از همه دوستش دارم، وقتی است که همه خواباند، استاد. آن موقع است که نه حسرت گذشته را میخوریم و نه نگران آیندهایم.
sheyda
هیچ آیندهای به اون باشکوهی و عظمتی که تو تصور میکنی، وجود نداره. فقط هیجان زمان حال و رؤیاهای امشب رو داریم
sheyda
ولی وقتی اون رؤیاها تکرار بشه، احساسات بیشتر میشه و دلشکستگی رخ میده.
ترلان
عشق زمانی شروع میشه که احساساتت رو به رسمیت بشناسی. چه منجر به عشق یکطرفه بشه، چه دوطرفه
ترلان
در کل، زندگیاش شبیه همستری بود که داخل چرخفلک گیر افتاده، هرچقدر میدوید، به جایی نمیرسید.
ترلان
وقتی رؤیا داری ولی استعداد نداری.
ترلان
خلاصه که به نظرم خواب و رؤیا... مثل ویرگولی میمونه که خدا با ظرافتِ تمام، وسط یه خط صاف و ممتد که بهش میگن زندگی، طراحی کرده!
شکوفا
«اینکه زندگیت رو همونطوری که هست، بپذیری و شاکر باشی. گفتنش آسونه. ولی اگه بتونی این کار رو بکنی، باور دارم که کمکت میکنه درک کنی که خوشبختی همیشه توی چند قدمی ماست.»
someone
من فکر نمیکنم آدمها مثل ماشینهای خودرانی باشن که دارن بهسمت خط پایان میرونن. ما باید زندگی رو تجربه کنیم، خودمون موتورمون رو روشن کنیم و گاهی اوقات پا روی ترمز بذاریم.
Nasim Norozi
دنیا چیزهای ترسناکتر از اینم به خودش دیده. حسادت، عقدههای حقارت... اینها چیزهایی هستن که مثل حیوون درنده دنبالت میکنن و این روزها باید حواست بهشون باشه.»
Nasim Norozi
دنیا چیزهای ترسناکتر از اینم به خودش دیده. حسادت، عقدههای حقارت... اینها چیزهایی هستن که مثل حیوون درنده دنبالت میکنن و این روزها باید حواست بهشون باشه.»
Nasim Norozi
«به نظر من دو راه وجود داره که بتونی عاشق زندگیت بشی، پنی. اولیش اینه که هنگام نارضایتی، تمام تلاشت رو بکنی تا زندگیت رو تغییر بدی.»
پنی به نشانهٔ تأیید سر تکان میدهد: «حرفتون منطقیه.»
«راهحل دوم شاید آسونتر به نظر برسه، ولی در واقع سختتره. و حتی اگه ازطریق راهحل اول زندگیت رو تغییر هم بدی، باید در نهایت برای رسیدن به آرامش مطلق راهحل دوم رو هم پشتسر بذاری.»
«راهحل دوم چی هست؟»
«اینکه زندگیت رو همونطوری که هست، بپذیری و شاکر باشی. گفتنش آسونه. ولی اگه بتونی این کار رو بکنی، باور دارم که کمکت میکنه درک کنی که خوشبختی همیشه توی چند قدمی ماست.»
کاربر ۷۰۳۷۱۲۰
آشناپنداری! یعنی یه چیزی که قبلاً دیده باشیش. حالت عجیبیه که آدم موقع انجام یه کاری حس میکنه که قبلاً تجربهش کرده، بااینکه میدونه اینطور نبوده.
ترلان
نهنگهای اقیانوس روی خشکی آزاد نیستن، عقابهای آسمونم توی اقیانوس آزاد نیستن. آزادی اشکال و ساختارهای متفاوتی داره. به هر موجود زندهای یه بخش محدودی از آزادی داده شده.
ترلان
زندگی مادربزرگش از کودکی وقف خانوادهاش بود
ترلان
دنیایی پر از رنج و بدون حتی ذرهای لذت و عشق و حال: این دنیایی بود که مادربزرگش در آن زندگی کرده بود. شاید الان خوشحالتر بود. شاید به همین خاطر بود که هیچوقت به خوابش نیامده بود.
دلم برات تنگ شده، مامانبزرگ.
ترلان
حجم
۲۱۸٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
حجم
۲۱۸٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
قیمت:
۸۸,۰۰۰
۳۵,۲۰۰۶۰%
تومان