جملات زیبای کتاب زندگی نامه آل پاچینو | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندگی نامه آل پاچینو

بریده‌هایی از کتاب زندگی نامه آل پاچینو

انتشارات:نشر گویا
امتیاز
۳.۸از ۶ رأی
۳٫۸
(۶)
یک‌جورهایی همیشه ظاهراً تماشاگر همه چیز بودم؛
cRz
این خوب بود که می‌دانستم چگونه تنها باشم، اما داشت تبدیل به یک عادت بد می‌شد.
cRz
از سنین پایین یاد گرفتم که با تخیلم دوست شوم. گاهی اوقات رضایت از تنهایی می‌تواند موهبتی متفاوت باشد، به‌خصوص برای افرادی که زندگی خود را با آنها شریک هستید.
cRz
زمانی که بازیگران مشتاق گهگاه از من می‌پرسند: «چطور تو موفق شدی و من نشدم؟ من همیشه خواستم که موفق شوم.» من به آنها می‌گویم: «شما خواستید، من مجبور بودم.»
sunfloOower
وقتی به کسی نزدیک هستی و متوجه فقدان درونی‌اش می‌شوی، این تو را آزار می‌دهد؛ اما هیچ کاری نمی‌توانی انجام دهی و نمی‌توانی چیزی در موردش بگویی.
cRz
گاهی اوقات نخواستن چیزی بهترین راه برای به‌دست‌آوردن آن است.
cRz
در پایان، می‌توانم به کتیبهٔ روی سنگ قبر چارلز بوکوفسکی اشاره کنم: تلاش نکنید.
cRz
افرادی هستند که می‌میرند، بعد از اینکه به چیزی دست یافتند که نمی‌توانند با آن زندگی کنند، اما او حتی قبل از رسیدن به آن چیز از دنیا رفت.
cRz
هدیهٔ مطلق خدا بود. من در تمام مدتی که روی این سیاره زندگی کرده‌ام نجات‌دهنده‌هایی داشتم، و او شاید اولین نفرشان بود.
cRz
«باید در خود بود، مدام باید در خود بود! در شعر یا در پرهیزگاری آن‌طور که دلتان می‌خواهد.»
cRz
تاریکی ممکن است در گوشه‌ای اشتباه در کمین باشد.
sunfloOower
ما مردمانی فراری هستیم این نیز میراث ماست.
sunfloOower
وقتی پدرت را از دست می‌دهی، همیشه به‌نوعی دنبال یکی به جای او هستی.
sunfloOower
باید از لحاظ روحی در درون خود بمیری، قبل از اینکه خود را بکشی.
cRz
ما انسانیم. با خدایان نیستیم. چیزهایی به سمت ما پرتاب می‌شود، تارهای عنکبوت سر راه ما قرار می‌گیرند. اما عزیزم وقتی تارها را برداری و به پرواز درآیی، هیچ ارتفاعی مانند آن وجود ندارد؛
cRz
من فانتزی مکرر بیدارشدن در تابوت را دارم. چطور؟ رؤیا نیست، خیال است. می‌توانم هر زمان که بخواهم به آن فکر کنم. فقط آن را توصیه نمی‌کنم. شاید جهنم باشد: به‌جای آتش و گوگرد و دیدن افرادی که می‌شناسی و آنها هم داغ‌اند، نظرت دربارهٔ جهنم در یک تابوت چیست، تنها و این که نتوانی از آن خارج شوی؟ شاید سوزاندن مرده راهی برای رفتن باشد. تصمیمم را نگرفته‌ام.
cRz
«من به خدای اسپینوزا اعتقاد دارم که خود را در نظام هماهنگ هستی ظاهر می‌سازد نه خدایی که سرگرم سرنوشت انسان‌ها و پاداش‌دادن به اعمال و رفتار آنهاست.»
cRz
به قول شکسپیر این زندگی یک رؤیاست. فکر می‌کنم غم‌انگیزترین قسمت مردن این است که خاطراتت را از دست می‌دهی. خاطرات مانند بال هستند: تو را در حال پرواز نگه می‌دارند، مانند پرنده‌ای در باد. اگر به اندازهٔ کافی خوش‌شانس باشم، اگر به بهشت برسم، شاید بتوانم آنجا دوباره با مادرم متحد شوم. تنها چیزی که می‌خواهم این است که به او نزدیک شوم، به چشمانش نگاه کنم و به‌سادگی بگویم: «هی، مامان، ببین چه اتفاقی برای من افتاد؟»
cRz

حجم

۳۶۳٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۸۴ صفحه

حجم

۳۶۳٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۸۴ صفحه

قیمت:
۷۵,۰۰۰
تومان