
بریدههایی از کتاب خانواده کاموگاوا؛ کارآگاهان غذا
۳٫۸
(۲۱)
فکر میکنم ما همیشه آدمهایی رو ملاقات میکنیم که باید ملاقات کنیم.
mahtab
«وای، سچوبای. شکوفههای آلو در برف.»
Helen of Hearts
من فقط... ترسیده بودم. فکر خوشبختی وقتی یکدفعه این شکلی تو زندگیم ظاهر شد، من رو وحشتزده کرد.
توفنده متیو
هرگز از باورهات غافل نشو.
minnie
چیز چندان گرونقیمتی نیست. تقریباً هم قیمت اون لپ تاپیه که برات خریدم.
توفنده متیو
«مواد اولیه این غذا باید خیلی سخت باشه. و ببخشید، اما تو رستورانی مثل اینجا، برای کی این غذا رو درست کردید؟»
ناگاره پاسخ داد: «راستش برای همسرم. شنیده بودم که دوای هر دردیه. در نهایت کار خاصی نکرد، اما همسرم مدام میگفت که چقدر این غذا خوشمزهست. بنابراین صرف نظر از اثربخشی پزشکی، میتونم بگم ارزش زحمتش رو داشت.»
توفنده متیو
اگه چیزی برای گفتن داری، باید آروم باشی و درست انجامش بدی.
توفنده متیو
«کویشی، افراد متأهل موجودات پیچیدهای هستن. بعضی اوقات جدایی فقط به این معنیه که هر کسی میتونه مسیر دلخواهش رو ادامه بده. بعضی از زوجها دقیقاً به دلیل اهمیت زیادی که به همدیگه میدن، طلاق میگیرن.»
Helen of Hearts
تنها عکس گرفتن از چند شکوفهٔ گیلاس چه فایدهای دارد؟
Helen of Hearts
هیساهیکو نیشخندی زد و گفت: «اوه، من فقط یه شهروند توکیویی ناآگاهم. به هر حال من در مناطق روستانشین هیروشیما به دنیا اومدم و ذاتاً یه آدم سادهلوح روستاییام!»
تائه در حالی که پشتش را به او میکرد گفت: «در واقع توکیو همونجاییه که آدمهای سادهلوح و روستایی واقعی زندگی میکنن. این چیزی نیست که یه پسر جوون درکش کنه.»
Helen of Hearts
هیساشی کاشیوای در سال ۱۹۵۲ به دنیا آمد و در شهر کیوتو بزرگ شد. او از دانشگاه دندانپزشکی اوساکا فارغالتحصیل شد. پس از اتمام دوران تحصیل، به کیوتو بازگشت تا کلینیک دندانپزشکیاش را افتتاح کند. او مطالب زیادی درخصوص زادگاهش نوشته و با مجلات و برنامههای تلویزیونی متعددی همکاری داشته است.
Helen of Hearts
«تا اون زمان احتمالاً همیشه هر چیزی که بقیه داشتن رو به تو میدادن. اما این سفر آغاز زندگی فردی تو بوده و اون بشقاب اسپاگتی هم شاهد و گواهشه. غذای خودت، همهش برای خودت. قطعاً از خوشحالی بال درآوردی.»
توفنده متیو
چاشنی غذا مهمترین قسمتشه. اگه چاشنی غذا رو ندونیم اون وقت اصلاً مهم نیست که گوشتش چقدر با کیفیت باشه...
توفنده متیو
ما خیلی راحت به همه چیز عادت میکنیم. وقتی برای اولین بار چیزی رو میخوری، فکر میکنی خیلی خوشمزهست اما بعد برات عادی میشه. هیچ وقت اولین تأثیر رو فراموش نکن.
تانی
«دست سرنوشت به روشهای مرموزی عمل میکنه.» ناگاره به تومومی چشم دوخت. «فکر میکنم ما همیشه آدمهایی رو ملاقات میکنیم که باید ملاقات کنیم. به همین دلیل شما سر از اینجا درآوردید.»
تانی
«خوب به قول معروف، گاهی وقتها تلخترین داروها بهترین اثر رو داره.
تانی
«کویشی، افراد متأهل موجودات پیچیدهای هستن. بعضی اوقات جدایی فقط به این معنیه که هر کسی میتونه مسیر دلخواهش رو ادامه بده. بعضی از زوجها دقیقاً به دلیل اهمیت زیادی که به همدیگه میدن، طلاق میگیرن.
تانی
«آدم میتونه به هر طریقی از همسرش جدا بشه و در نهایت ازش خیلی دور بشه اما پیوند بین اونا هرگز از بین نمیره
تانی
حجم
۱۶۳٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۱۶۳٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
قیمت:
۸۵,۰۰۰
تومان