جهان تن است و جان علی، ستون آسمان علی
ظهور جان جان علی، نهان علی، عیان علی
جهان نبود و بود او، طلیعهٔ وجود او
قیام او، سجود او، امام جاودان علی
عروج عارفانهها، شکوه عاشقانهها
طراوت ترانهها، به رودها روان علی
Ali
خود را به شوق آمدنت سر بریدهام
بردار این سری که نهادم به پای تو
سمیه جنگی
در تو دقیق گشتم و عقلم به باد رفت
گفتند، سرسری به تو باید نگاه کرد
سمیه جنگی
گرسنۀ ملکوتیم و نانِ ما نور است
سکوت، ساغر ما و شراب ما شور است
به یک دو جرعه چه نزدیک شد، مبارک باد
- به رغم باور زاهد که آسمان دور است -
ببین چگونه جهان را به وجد آوردهست
سکوت ما - که پر از های و هوی تنبور است -
Ali
ای چشمهٔ تشنگیها، ای عشق، رودی تو رودی
در نیستی میخرامی، امّا دلیل وجودی
تو در نمازم روانی، تو در نیازم نهانی
هم رهگشای قیامی، هم رهنمای سجودی
ای رویداد ازلزاد، ملک خیال از تو آباد
ما نیستیم و نبودیم، تنها تو بودی تو بودی
Ali