جملات زیبای کتاب سیاوش آغاز گشت | طاقچه
تصویر جلد کتاب سیاوش آغاز گشت

بریده‌هایی از کتاب سیاوش آغاز گشت

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر
میهنم ایران. برآنم، ایدر، تا باز گردم دگر بار به آغوشت. با اندیشه‌ای نیک و دلی پرامید. تا بسازمت بدان سان، که سرد تو را. و به زی‌یم در تو، به مهر تا بیکران.
گل روی فرش
سیاوش: خاموشی خوب من. فرنگیس: چه گویم؟، خسرو من. سیاوش: آنچ، گفتنی است.
گل روی فرش
سیاوش:(زیر لب) خجسته باد دار یزدان، آفرینندهٔ خرد، هنر و زیبایی. فرنگیس: سخنی گفتی خسرو من؟، سیاوش: زیر لب باژی زمزمه کردم. فرنگیس: از بهر پورمان؟، سیاوش: از بهر پورمان و مادرش.
گل روی فرش
سیاوش: بیم و هراس ز چه؟، فرنگیس: مرگ...، سیاوش: چون هراسم که مرگ، پایان نیست، بل آغازیست دگر.
گل روی فرش