جملات زیبای کتاب اوتای | طاقچه
تصویر جلد کتاب اوتای
off
٪۵۰

کتاب اوتای

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۱۳ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
eli.z
۸
- تا وطن به چی بگی! وطن من تویی...
malihe
۲
سهم انسان از وطنش عشقه، علاقه‌ست، زندگیه... سهم آدما از سرزمین‌شون تعلق خاطره. این همون سهمی هست که هیچ دشمنی نمی‌تونه صاحبش بشه و هیچ دزدی نمی‌تونه بهش شبیخون بزنه.
malihe
۰
الان مگر همه‌ی آن چیزی که از زندگی انتظار داشت در اختیار نداشت؟ خانه داشت، زندگی داشت، موفق شده بود. در شرف زدن شعبه‌ی دوم اوتای بود. خانواده‌اش همراهش بودند. اصلا همه‌ی این‌ها به کنار، احترام و موقعیت اجتماعی خوب داشت. چیزی که قبلا تصورش را هم نمی‌کرد. حتی بچه هم داشت و خودش و پسرش همه جا مورد توجه و لطف اطرافیان بودند. پس این کمبودی که حس می‌کرد اثر کدام عامل بود؟ ‫مگر خودش قبلا معتقد نبود زندگی بدون مرد برایش راحت‌تر است، یاشار شیاد دیوانه... چه به روزش آورده
malihe
۰
یعنی چی عین هواست؟ ‫نگاهش هم‌چنان روی خروش رود بود. ‫- فکر می‌کنی آدم خونه داشته باشه، زمین داشته باشه، خوراک و پوشاک و آب و هر چی که برای زندگی لازمه داشته باشه غیر هوا، چی می‌شه؟ ‫حالا که دخترک را در حصار دستانش گرفته بود و مطمئن بود نمی‌تواند صورتش را ببیند. تبسمی بر لب آورد. ‫- می‌میره. ‫خودخواهانه سرش را عقب کشید و به سینه‌ی مرد پشت سرش تکیه داد. ‫- دوست داشتن هم عین همینه، وقتی نیست دیگه زندگی، زندگی نیست؛ مردنه! ‫لبخندش در لحنش هم عیان شد. ‫- فلسفه‌ی جالبی بود. الان به نظرت با این دختر فیلسوف که با وجود این‌که می‌دونست مهمون داره بلند شده اومده اینجا و مهمونش رو زابه‌راه کرده چه کنم؟