
یك رهگذر
۰
از دنیا رفته بود اما از قلب من نه. قلب من تا ابد بندهٔ محبت او بود و زنجیر مهرش از گردنم باز نمیشد.
یك رهگذر
۰
دلم برای نگاه پرمحبتش تنگ شده بود. چطور خاک بیرحم چشمان زیبایش را از من ربوده بود.
یك رهگذر
۰
ـ کاش زمان به عقب برمیگشت.
ـ زمان یکهتازترین موجود جهانه. رحم هم نداره. به عقب برنمیگرده حتی یه ثانیه. بیا با این موجود قلدر دست دوستی بدیم و پابهپاش رو به جلو حرکت کنیم. اما نه با غم و ناراحتی و خوشحالی، بلکه با تجربهٔ گذشتهمون... که همیشه یادمون باشه چی به سرمون اومد و قدر لحظههای با هم بودنمون رو بدونیم.
یك رهگذر
۰
خیلی داغها همیشه روی دلت میمونه. زخما وقتی خوبم بشن یه ردی از خودشون بهجا میذارن.
یك رهگذر
۰
از من به تو نصیحت. هروقت عاشق شدی، عشقت رو قایم نکن. به دنیا نشونش بده. توی جادهٔ عاشقی، ترس از نرسیدن باعث میشه همون اول کار، نرفته از دستش بدی.
