
فرفری موی غزلساز
۵
در نهایت، زندگی ما همین است؛ داستانهایی که ما برای خودمان و یکدیگر تعریف میکنیم و این داستانها تمام چیزی است که پس از رفتن ما باقی میماند.
میم الف
۲
هیچکس هرگز فکر نمیکند به یک وکیل نیاز دارد، اما همه به وکیل نیاز دارند.
کاربر ۳۷۳۶۸۵۸
۱
اما برای دکتر آن را کماهمیت جلوه میدهم. بالاخره ازدواج یک توافق پنهانی است که برای دو نفر درگیر خصوصی تلقی میشود. اگر شروع به بیرون ریختن تمام زندگی خصوصی خودت کنی، جهان را به حباب خودت دعوت میکنی.
کاربر ۵۵۹۳۵۵۸
۱
دکتر بلک ادامه میدهد: «حتی اگه ویندرمیر تاریخچهٔ تاریکی داشته باشه، تو این شهر معنای خیلی کمی داره. اتفاقات بد همه جا و همیشه رخ میده. این زندگیه، متأسفانه. اما یادت باشه، اتفاقات خوب هم هر وقت و همهجا اتفاق میافته. و تو بهخاطر لذتبردن از اونها مجازات نخواهی شد.»
حق با اوست؛ من این ترس را با خودم حمل میکنم که چیزهای بد بعد از چیزهای خوب میآید که لذتبردن از زندگی، موفقیت، شادیهای غیرمنتظره راهی برای آسیبپذیرکردن خودت در برابر چشم بد و ویرانگر و نیرویی است که میخواهد همه چیزهای طلایی را در هم بکوبد و ویران کند.
Mehrnaz
۱
فقط به این دلیل که در گذشته تاریکی وجود داشته، به این معنی نیست که باید همیشه وجود داشته باشه.
marysa
۱
شاید فقط قصد دارد از او شیطانسازی کند؛ چون برای دختر کوچک رهاشدهٔ مردی که نمیتوانست او را دوست داشته باشد تنفر راحتتر از غصه خوردن است.
باران
۱
دوست ندارم اعتراف کنم که در اعماق وجودم، پدرم را دوست داشتم، حتی با تمام عیبهایش، با تمام دروغهایش.
marysa
۰
«مطمئن شو که از خودت مراقبت میکنی. یادت باشه که خوب بخوری، خوب بخوابی، ورزش کنی و استراحت کافی داشته باشی. این چیزها شالودهٔ سلامتی هستن. وقتی این چیزها لغزش پیدا کنن، برای هر کسی، همه چی متزلزل میشه. اختلال اضطراب پس از سانحه و اضطراب دلشون میخواد که راهشون رو توی شکافهای پایه و اساس ما پیدا کنن.»
باران
۰
اما من به شانس ‒ خوب یا بد ‒ اعتقاد ندارم. زندگی فقط اتفاق میافتد. یک ترن هوایی است که روی آن محکم معلق میشوی و میروی.
باران
۰
فکر میکنم چهقدر طول میکشد تا اینقدر در زندگی مستقر و ایمن شد. تا به آنچه که قصد انجام آن را داری دست پیدا کنی، تا سلیقهٔ خودت را مشخص کنی، تا خواستهها و ناخواستههایت را اصلاح کنی، تا با احترام و افتخار پول به دست بیاوری.
باران
۰
تعامل، حتی زمانی که فوقالعاده و مثبت باشد، تمام قدرت و انرژیام را از من میگیرد
باران
۰
مادرم میگفت هر چه میدرخشد طلا نیست.
باران
۰
ما خودمان را در معرض همدیگر قرار دادهایم و همهجوره خود را خالی کردهایم.
باران
۰
یکی دیگر از کابوسهای یک درونگرا، که روزانه در مورد رفت و آمدت از تو پرسیده شود، که غریبهها دنبال چیزهایی باشند که به آنها مربوط نیست.
باران
۰
این زندگی یک جهان چندگانه است. تو به یک نمای زیبای تغییرپذیر نگاه میکنی، وجوه همیشه در حال تغییر هستند، هر لحظه بر لحظهای که در پی خواهد آمد تأثیر میگذارد. تو احتمالات را میبینی.
باران
۰
نامهای از او هست که هرگز نخواهد خواند.
باران
۰
رابطهٔ من با او با صدای بلند و به هم کوبیدن در تعریف میشد، آن حس خشم و اشک ناشی از سوءتفاهم، شکوه از خواستهها و انتظاراتش.
باران
۰
شاید بعضی از آدمها نباید پدر و مادر بشن.
باران
۰
تاریکی دعوت به تاریکی میکند.
باران
۰
من او را با قلب و روح میشناسم.
باران
۰
من او را با قلب و روح میشناسم.
باران
۰
اولیویا. پس آنها مستقل از ما صحبت میکنند. موجی از احساسی ناخوشایند را در درونم حس میکنم؛ حس زمانی که دوستتان با دوست دیگری وقت میگذراند. حسادت؟ مالکیت؟
باران
۰
مردها میتوانند هم مشاغل و هم خانوادهٔ خودشان را داشته باشند؛ اما به نظر میرسد زنها باید یکی را انتخاب کنند.
باران
۰
در آینه، آراسته و جمعوجور به نظر میرسم. از داخل درهمشکسته و متلاشی، تکهتکه،
باران
۰
خواهرها. چگونه آنها حرف دل و اسرار تو را میدانند. تمام نقابهایی که گذاشتهای برای اینکه خودت را شجاعتر کنی. فاصلهٔ زمانی از پیوند نمیکاهد، حتی اگر آن را نخواهی.
باران
۰
دین توسط انسان برای انسان ایجاد شده است. خودت را آنچه میخواهی بخوان. به نام عیسی دعا کن یا بودا یا الله یا هرکس دیگری. تنها نام خدا عشق است. آسمان نقاشی دیواری ماست. ستارهها و فرشتگانمان به پایین نگاه میکنند.
باران
۰
«ما همیشه میخوایم باور کنیم کسانی که دوستشون داریم همونهایی هستند که ما فکر میکنیم.»