جملات زیبای کتاب خانه سوخته | طاقچه
تصویر جلد کتاب خانه سوخته

بریده‌هایی از کتاب خانه سوخته

انتشارات:مهرگان خرد
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۸از ۴ رأی
۴٫۸
(۴)
در جوانی می‌بینی که تارها یکی‌یکی تنیده می‌شوند! والدین، اقوام، رفقا، آشنایان، خدمتکاران؛ تارهای بافته‌ای را تشکیل می‌دهند. بعداً در زندگی پود نمایان می‌شود. و بعد ماکوی سرنوشت با نخی که به این‌طرف و آن‌طرف می‌چرخد. گاهی پاره می‌شود، اما دوباره گره می‌خورد و مثل قبل ادامه پیدا می‌کند. بعد تق‌تق صدا می‌دهد، و نخ به شکل حلقه‌هایی در کنار هم قرار می‌گیرد، و بعد، بافته آماده است. در پیری؛ وقتی‌که چشم یاد می‌گیرد چگونه ببیند، متوجه می‌شوی که که تمام چین‌وچروک‌ها، یک الگو، یک رمز، یک زیور، یک هیروگلیف را تشکیل می‌دهند، که حالا برای نخستین‌بار می‌توان آن را رمزگشایی کرد؛ این زندگی است! و جهان‌باف آن را بافته است!
سپیده اسکندری
مصیبت باعث صبر می‌شود، صبر باعث تجربه می‌شود، تجربه اُمید می‌سازد، و اُمید ما را نااُمید نخواهد کرد.
Mina.
رنگرز: بیا میان ویرانه‌ها کندوکاو نکنیم! غریبه: چرا که نه؟ پس از خاموش شدن آتش می‌توان چیزهایی را توی خاکستر پیدا کرد. وقتی بچه بودیم این کار را توی شومینه انجام می‌دادیم...
Rahele Kia
خانم: فکر می‌کنید که زندگی برای شما لذت‌بخش است؟ غریبه: بله، البته؛ اما این هم یک توهم است. به شما می‌گویم، زن‌برادر عزیزم، وقتی‌که بدون هیچ فیلتری بر چشم، به دنیا می‌آیی، زندگی و موجودات هم‌نوع خود را همان‌طوری که هستند می‌بینی... باید خوک باشی تا در این خانهٔ ماتم‌زده خوش‌حال باشی و پیشرفت کنی.
Rahele Kia
هیچ‌وقت هیچ احساس شدیدی نسبت به همنوعانم یا خودم هم نداشته‌ام. فقط نگاه کردن به آن‌ها برایم جالب است، همین...
Mina.

حجم

۹۲٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۰ صفحه

حجم

۹۲٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۰ صفحه

قیمت:
۵۵,۰۰۰
تومان